من دراین بخش.شماراازنوع کشاورزی.چنارازسال های.1330که کاملا به خاطردارم آگاه میکنم.

اولا که همه باغهای میوه.دارای.دیوارودروپیکربود.دیوارهای بلند.که سردیوارهارانیزبوته های خارگذاشته بودند.تاکسی نتواندازدیوارباغ بالارود.ثانیاهمه باغ هادرداشت.ودرباغ هاباکلندون های چوبی که درواقع نوعی قفل بود.بسته میشد.

ضمنامیوه اصلی باغات چنارانگوربود.ازانواع مختلف .وهرکس باغ داشت .انگورهم داشت.حال.درکنارباغ های انگورمیوه هایی مثل زردآلو.آلو.هلو.شفتالو.گوجه سبزودرختان بادام.گردووتوت هم وجودداشت.

درفصل برداشت انگورگاهی.تایکماه باغ دارهاسرگرم چیدن وجمع آوری انگوربودند.مقداری ازانگورها راشیره می پختند.شیره یعنی دوشاب.و انگورهای عسکری رادربالاخانه هابه تیرهای چوبی سقف آویزان میکردند.تاکشمش سبزتهیه کنند.بدین صورت که خوشه های انگوررافاصله داربه نخ های مخصوص که به آن بندانگوری میگفتند.گره میزدندوآن رابه تیرهای چوبی سقف بالاخانه آویزان میکردند.

وانگورهای دانه شده رادرپشت بام پهن میکردندتامویزشود.وبه آن آفتوی میگفتند.چون درآفتاب خشک میشد.به آن آفتوی میگفتند.وانگورهای متفرقه مثل انگورعسلوک.یامثقالی رادرجای تاریک وخنک میخواباندند.ودرشب های زمستان استفاده میکردندوانگورهای شانی وریش بابارامویزدرست میکردند.آن هاراهم به طناب میبستند وآویزان میکردند.تاخشک شودوبه آن مویزیاشونی میگفتند..

واما.اززمین های فاقددیوارزراعت های مختلف میکاشتند.

من کاملابه خاطردارم زمانی که درچنارکشت خشخاش.یعنی تریاک کاری بودوهمه کشاورزان ومالکین.تریاک میکاشتند. واین کارقانونی بود.زمینی رازیرکشت خشخاش میبردند.وموقع برداشت یک نفرمامورازطرف دولت میآمدوارزیابی میکرد.ودرغروب آفتاب آن قسمت مخصوص بوته تریاک راکه شیره داشت باتیغ های مخصوص تیغ میزدند.وصبح زودقبل ازطلوع آفتاب شیره تریاک راباکارت های مخصوص که داشتندمیگرفتند.

چون اگرآفتاب به آن میتابید.شره میکرد.واین کارسه مرتبه یعنی درسه نوبت .بافاصله چندشب تکرارمیشد.تاکاملا.کل شیره تریاک گرفته شود.

بعداین تریاک هارا.روی یک تخته بزرگ آنقدر.ورزمیدادندوزیرورومیکردند.تاکاملا سفت شود.وبعدبه صورت لول درمیآوردندودورآن کاغذمیپیچیدند.وسپس تحویل دولت میدادند.

جالب اینجاست درروستایی که کشت تریاک رایج بودوبهترین وناب ترین تریاک هادردست رس مردم بود.فقط دونفرتریاکی درچناربود.یکی مشدآقاجان.ویکی غلامعلی رسول.

واماسایرمحصولات چناردرآن زمان.کشت پنبه.که به آن کلوزه میگفتند.گندم که.اصلی ترین محصول آنان بود.چون نان سالشان راتامین میکرد.جو.ارزن.وگال.که ازاین هانیزبرای کسری توشه سالشان استفاده میکردند.وازدیگرمحصولات آنزمان.خربزه کاری.درفصل تابستان بود.ودرفصل پاییزنیز.شلغم کاری راهمه داشتند.شلغم .صبح هاخوراک عمده مردم بودوبجای صبحانه اکثرمردم برای صرفه جویی درنان شلغم میخوردند.ودرموقع توت هانیزبه منظورصرفه جویی درنان.صبح هاوشب هاخودشان راباتوت سیرمیکردند.

واما.امروزه همه زمین هایی که درآن روزهازیرکشت همه محصولاتی که نام بردم میرفت.تبدیل به درخت بادام.گردو.هلو.زردآلوشده.ودیگردرهیچ.جای ازباغ انگورخبری نیست.کسی دیگر.پنبه .ارزن.گال.خربزه.وحتی گندم نمیکارد.وچنانچه خودشان نان به پزند.آردمصرفیشان راازآباده خریداری میکنند.ویاکلا نان مصرفیشان راازنانوایی چنار.یاآباده خریداری میکنند.متاسفانه چندسالی است محصولات کشاورزی راسرمامیزند.وهمه مردم امیدشان به همین باغات گردووبادام است.که اگرسرمانزند.دلشان گرم.وزحماتشان بااین وضعیت کم آبی هدرنرفته است.

 

درگذشته همه باغ های چنار.باغ انگوری بود.آنقدرانگورفراوان بود.که تامدت هامشغول چیدن.انگو ربودند.بعدازظهرها.انگورهاراباصندوق های مخصوص که به دوطرف الاغ میبستند.به خانه میآوردند.وهمه باغدارهابخشی ازانگورخودراشیره(دوشاب)میپختند.وچون دوشاب.رامعمولا بانان میخوردند.ونوعی نان خورشت آنهابود.ضمنابادوشاب.غذایی درست میکردند.به نام.مزورچرب شیرین.بسیارمقوی وخوشمزه بود.ودرماه شعبان که درچناربه این ماه .ماه برات میگویند.بادوشاب برای اموات خودشان.حلوای خیرات میدادند.بنابراین.شایدهرخانواده پنجاه،شصت کیلو.شیره میپختند.هنوزآثارخرابه های دوکارخانه شیره پزی.درنزدیکی قلعه نو.بجامانده.

البته.شایداین دوکارخانه.نزدیک به صدسال باشد که مخروبه گردیده.

دردهه1330که من بخاطردارم.وهنوزانگورفراوان بود.مردم درخانه هاشان دوشاب میپختند.

وامروزاکثرچناری هاکه روزی روزگاری فرصت جمع آوری انگورباغات خودرانداشتند.انگورمصرفیشان راازمغازه داران آباده خریداری میکنند.این بودنحوه کشاورزی حدود.هفت دهه گذشته که من بخاطردارم.

 

بدنیست.جوانان امروزبدانند.که درگذشته.پدران.وآباواجدادما.چگونه زندگی میکردند.چه آنهایی که خودشان صاحب املاک زراعی بودند.وچه آنهایی که ازخودشان کشاورزی نداشتند.وبرای دیگران کارگری میکردند.معمولا.درفصل بهار.وتابستان وپاییز.کارکشاورزی فراوان بود.امادرفصل زمستان که بیکارمیشدند.بعضی هابه تهران میآمدند.وسه ماه زمستان رادرباغ های تهران.کارگری میکردند.وبامزدی که میگرفتند.درشب عیددوباره به روستابرمیگشتند.درآنزمان درتهران باغ زیاد بوده.چون تهران دردامنه کوه های البرزواقع شده.قنات های زیادی ازدامنه کوه البرزبه تهران سرازیربوده.وآب این قنات هادرباغ هامورداستفاده قرارمیگرفته.به همین منظوردرزمستان برای این روستایی ها.کارفراوان بوده.

حال.این بندگان خدا.باچه مشکلاتی ازروستا به تهران میآمدند.باچه مشکلاتی برمیگشتند.چندروزدرراه بودند.آیااصلا.پیاده میآمدند.یاباوسیله.شب راکجاسپری میکردند.درتهران چطورزندگی میکردند.چه میخوردند.کجامیخوابیدند.بماند.چون دروجودشان جوهره کارکردن وجودداشت.ومسعولیت زندگی راپذیرفته بودند.بنابراین درمقابل خانواده احساس مسعولیت میکردند.لذاهمه سختی هارابه خودمیخریدند.تابتواننددرسه ماهه زمستان.کمک هزینه زندگیشان رافراهم کنند.

وازطرفی.زن هانیزدرروزهای سردزمستان.وگرمای طاقت فرسای تابستان.درچاله کاربافی(یک نوع پارچه بافی بود)ازصبح زود.تاغروب آفتاب .به پارچه بافی مشغول بودند.وشب هانیزتاپاسی ازشب.درزیرنورکم سوی چراغ های نفتی.لامپا.به بافتن رویه گیوه مشغول بودند.تادرهزینه های زندگی.باشوهرشان.دست.به.دست هم بدهند.وزندگی خودرااداره کنند.

شما.فکرمیکنید.تغذیه این هاچه بود.صبح یک تکه نان خالی که درزمستان روی آتش میگذاشتندگرم میشد.وناهارظهرشان.یک تکه نان باماست.یادوغ.وشام شبشان نیزبه همین صورت بود.ناچاربودندصرفه جویی کنند.

غذای پختنی به ندرت میخوردند.وبااین غذاهای نامناسب.زن.ومرد.کارشاق.وسنگین انجام میدادند.

اماامروزخوشبختانه.مردم روستاهانیز.مثل مردم شهرها.خوب زندگی میکنند.وعمرا.جوان های امروزی به توانند.مثل مردان قدیم روستاکارکنند.