آیین های دیرینه ایران باستان

باسلام وشب بخیر خدمت کلیه دوستان وعزیزانی که مطالب این وبلاگ را دنبال میکنند.

روزهای پایانی سال راسپری میکنیم.ودرهفته ای که درپیش داریم.ودرواقع.آخرین هفته پایان سال جاری است.به یکی از آئینهای دیرینه ایرانیان نزدیک میشویم.وآن چهارشنبه سوری است،

یکی ازآئینهای سالانه ودیرینه ایرانیان.جشن سوری(یاچهارشنبه سوری است)

ایرانیان آخرین سه شنبه سال خورشیدی رابابرافروختن آتش وپریدن ازروی آن.به استقبال نوروز میروند.

چهارشنبه سوری یک جشن بهاری است.که پیش از رسیدن نوروز برگزار میشود.

مردم.دراین روز برای دفع شروبلا وبرآورده شدن آرزوهایشان مراسمی برگزار میکنند.که ریشه اش به قرن ها پیش بازمیگردد.که مراسم ویژه آن

درشب چهارشنبه صورت میگیرد.

مردم برای این مراسم.درگوشه کنار.کوی وبرزن.آتش درست میکنند.واز روی آن میپرندوترانه. سرخی تو ازمن.زردی من ازتو رامیخوانند،

 

این مراسم برگرفته ازآئینهای کهن ایرانیان است.وسور درزبان وادبیات فارسی وبرخی گویش های ایرانی به معنای.جشن،مهمانی،وسرخ آمده است،

گرد آوردن بوته،آتش زدن.وپریدن ازروی آن وگفتن عبارت.زردی من ازتو،سرخی تو ازمن.شاید .مهمترین اصل شب چهارشنبه سوری است،

هرچند که درسالهای اخیر.متاسفانه این رسم شیرین جایش رابه ترقه بازی واستفاده ازمواد محترقه ومنفجره خطرناک داده است،

وسنتی دریک شب باید انجام شود.جوان ها ازیکماه قبل به استقبال آن میروند.وباصداهای ناهنجار.آسایش وامنیت مردم رابرهم میزنند.ودرشب چهارشنبه سوری.تانیمه های شب.بخصوص درتهران.آرامش وامنیت راازمردم گرفته.وبه منطقه جنگ مبدل میکنند.بطوری که کسبه ناچارند.مغازه های خود راقبل ازغروب آفتاب تعطیل کنند.

 

فرهنگ مردم را.بایدازدرون زندگی مردم.وازلابلای باورهای مردم جستجو کرد

ازآنجائیکه.چهارشنبه سوری ازآئین های دیرینه ایرانیان است.امروزه بیشتر به جنگ ونزاع شبیه شده.تاسو. وشادی.

وهرسال که میگذرد.متاسفانه.ضمن اینکه همه ساله. عده ای جان خودرا دراین زمینه ازدست میدهند.وخانواده هائی راداغدار میکنند.افرادی نیز مجروح ومصدوم.ودچارسوختگی میشوند.

یافته های پژوهشی نشان میدهد.که تمامی آئینها.ویادمان هائی که مردم ایران.درهنگامه های گوناگون.برپامیداشتند.وبخشی ازآنها همچنان درفرهنگ این سرزمین پایدارشده است.بامنش،اخلاق،وخردنیاکان ما درآمیخته بود.ودرهمه آنها،اعتقاد به پروردگار،امید به زندگی،نبردبا اهریمنان.وبدسگالان.درقالب نمادها،نمایش ها،وآئینهای گوناگون نمایشی گنجانده شده بود،ولی متاسفانه رفتارخشونت آمیز.ومغایرباعرف ومنش جامعه.نظیرآنچه که امروز.تحت نام چهارشنبه سوری.شاهد آن هستیم.درهیچ یک ازاین آئینها.مشاهده نمیشود.

بهتراست بگوئیم.کسانی که بامنفجرکردن موادآتش زاوخطرناک.وصداهای. انفجارهای مهیب.سلامتی مردم راهدف میگیرند،باتن دادن به رفتاری آمیخته.به هرج ومرج روحی،آئین چهارشنبه سوری را تحریف کرده اند.

پس امیدواریم.دوستان عزیز.بخصوص جوانها.نوجوانها.باخواندن این مطالب.قشنگی این رسم کهن.ودیرینه ایرانی را.با انحام.کارهای خطرناک.که دروحله اول.جان خودشان رادرمعرض خطرقرار میدند.بااستفاده ازترقه های غیر مجاز.ومواد منفجره خطرناک.آسایش وامنیت مردم راخراب نکنند،

بیائیم.سنت گذشتگان خودمان را ارج نهیم.به امید شب چهارشنبه سوری .آرام.وبی خطر.وبدون اتفافات ناگوار.برای همه ملت سرفراز ایران زمین.درهرکجا که هستند.روزهای پایانی سال را باشادکامی.سربلندی.سرافرازی.وسلامتی بپایان برسانید.وبادلی سرشار ازعشق وایمان.وتوکل برخدای تبارک وتعالی.به استقبال سال نو برویم.شاد وسربلند وپیروزباشید.

به نام خدا

 

درآئین باستانی ایران.برای هرجشنی خانی یاسفره ای گسترده میشد.که دارای انواع خوراکیهابوده.وسفره نوروزی هفت سین یکی ازسنت هائی است

که این سفره میبایست ازبقیه سفره هارنگین ترباشد.

سفره هفت سین رامعمولا چندساعت مانده به تحویل سال درصفحه ای بلندترازسطح زمین. چیده میشود.

وسفره هفت سین نوروزی برپایه عدد هفت بناشده است.

دربسیاری ازمنابع تاریخی آمده است که سفره هفت سین.ابتداهشت شین بوده وبعدها به هفت سین تغییر یافته.

هفت شین.یعنی شمع،شراب،شیرینی،شهدهمان عسل،شربت،شقایق یاشاخه نبات،وشمشاد،

وبرخی دیگر.به وجود هفت چین.درایران پیش ازاسلام اعتقاد داشته اند،

درزمان هخامنشیان .درنوروز روی هفت ظرف چینی غذا میگذاشتند که به آن هفت چین.یاهفت چیدنی میگفتند،

بعدها درزمان ساسانیان هفت شین رسم متداول مردم ایران شد،وشمشاد.درکنار بقیه شین ها به نشانه سبزی وجاودانگی برسرسفره قرارگرفت،

بعدازسقوط ساسانیان.وقتی که مردم ایران.اسلام راپذیرفتند.سعی کردند که سنت تاوآئین های باستانی خود راحفظ کنند.به این دلیل. چون دراسلام شراب حرام اعلام شده بود.آنها خواهر وهمزاد شراب راکه سرکه میباشد انتخاب کردند.وبدین گونه شین به سین تغییر پیدا کرد،

امروزه درموقع تحویل سال.مردم ایران دورسفره هفت سین جمع میشوند.وبرای داشتن سالی پر ازشادی وخیر وبرکت دعا میکنند.

وبعضی هاسفره راتاسیزده نوروز نگه داشته.ودرروز سیزده نوروز.سبزه را به آب میاندازند

اجزاسفره هفت سین

1-سنجد.نمادعشق ودلباختگی.وعده ای عقیده دارند که بوی برگ وشکوفه درخت سنجد محرک عشق است،

2-سبزه.نمادشادابی وسرسبزی ونشانگرزندگی بشر وپیوند اوباطبیعت است،

3-سمنو.نمادزایش وباروری گیاهان.وازجوانه تازه رسیده گندم تهیه میشود،

4-سکه.نمادی ازخیروبرکت میباشد،

5-سیب.نماد مهرورزی است،

6-7سماق وسیرنمادچاشنی ومحرک شادی درزندگی به شمار میرود،

وغیراز این گیاهان ومیوه ها.سفره هفت سین نوروزی.اجزادیگری هم. دارد.

تخم مرغ.نماد زایش وآفرینش ونشانه ای ازنطفه ونژاد،

آئینه.نماد روشنائی وحتما باید دربالای سفره جای گیرد،

آب وماهی.نشانه برکت وپاکی درزندگی است،

وکتاب مقدس هم یکی از پایه های اصلی سفره هفت سین است.قرآن به نشانه توسل وتوکل به خدای متعال درآغاز سال ودرخواست بهترین هاازخالق خویش میباشد،

همانگونه که مستحضرید.خدای متعال درخلقت آفرینش خودش درهرچیز.یک نسبت برتری قرارداده.

به عنوان مثال.از میان انسان ها.پیامبرعظیم الشان اسلام رااشرف مخلوقات،

حضرت فاطمه زهرا.بهترین بانوان دوعالم،

ازمیان ملائکه آسمانی.جبراعیل امین.مقرب ترین ملائک،

ازمیان نقاط این کره خاکی.شهرمکه.وازشهر مکه .مسجدالحرام مکان خانه کعبه.این نقطه ازاین کره خاکی.مقدس ترین نقطه کره زمین است،

وازمیان ماه های سال اسلامی.ماه مبارک رمضان،

وازمیان شب ها.شب قدر که بهترازهزارشب است،

وازمیان لحظات شبانه روز.لحظات قبل ازطلوع فجر،

وازمیان اعداد.دوعدد مقدسند.عدد40وعدد7,

عدد40 عقل آدمی درچهل سالگی به حدکمال میرسد،

رسول گرامی اسلام.چهل روز درغارحرا باخدای سبحان رازونیازکرد،

پیامبرعالی قدراسلام.درسن چهل سالگی به پیامبری برگزیده شد،

موسی ابن عمران چهل روزدرکوه تور معتکف شد،

وقوم موسی.به دلیل کفران نعمت وگوساله پرستی به چهل سال سرگردانی محکوم شدند

خداوند انسان راظرف چهل روز آفرید وهرروزصفتی به اوعطاکرد،

ودرحقیقت عدد چهل سمبل آغازین تکامل.مظهر کمال.جلوه پختگی واعلام پشت سرگذاشتن مرحله خامی ونادانی است.ونخستین مرحله هوشیاری میباشد،

ومرتاضان چهل روزچله نشین میشوند.ومثال های دیگر.مثلا.چهل ستون.چهل چراغ.چهل گیاه وو....

وامادومین عددمقدس عدد هفت،

قرارگرفتن هفت عضو بدن انسان برزمین درموقع سجده.بالاترین تجلی گاه پرستش خدا،

هفت دورطواف خانه کعبه،

هفت دورسعی صفاومروه

هفت عددسنگ زدن به شیطان درحج واجب(رمی جمرات)

هفت آسمان.هفت طبقه زمین.

بهشت وجهنم هرکدام هفت دردارند.

بهشت وجهنم.هرکدام هفت طبقه ودرجه هستند،

هفت گاو فربه وهفت گاو لاغر.خواب فرعون مصر

هفت سنبله خشک وهفت سنبله تربخشی دیگرازخواب فرعون مصر،

هفت سال نعمت وفراوانی.درسرزمین مصر

هفت سال قحطی وخشک سالی درسرزمین مصر

اصحاب کهف هفت نفربودند،

سوره مبارکه حمد.هفت آیه دارد.

هفت روز هفته.هفت شهرعشق.عجایب هفت گانه.هفت پیکر.هفت خان رستم.هفت تیر.هفت قلم آرایش.هفته بیحار.وو...

 

 

خوب عزیزان.تااین قسمت ازاین بخش مطالب راداشته باشید.حقیقت چشمام خسته شد.تادرادامه به پردازم به. هفت سین نوروزی.وشماراآشنا کنم باهفت سین قرآنی.

باسلام وشب بحیر

 

ودرادامه مطالب هفت سین نوروزی

 

قرآن کریم دارای 114 سوره میباشد که اولین سوره قرآن.سوره مبارکه حمدوآخرین سوره قرآن سوره مبارکه ناس میباشد،

ازمیان114 سوره قرآن7سوره باحرف سین آغازمیشود که به هفت سی نوروزی معروفند،

1- هفدهمین سوره قرآن،سوره مبارکه اسرا

2- بیست وچهارمین سوره قرآن،سوره مبارکه نور

3- پنجاه وهفتمین سوره قرآن،سوره مبارکه حدید

4- پنجاه ونهمین سوره قرآن،سوره مبارکه حشر

5- شصت ویکمین سوره قرآن،سوره مبارکه صف

6- هفتادمین سوره قرآن،سوره مبارکه معارج

7- وهشتادوهفتمین سوره قرآن،سوره مبارکه اعلی

وهیچ یک ازدیگرسوره های قرآن کریم باحرف سین آغاز نشده.به همین دلیل این هفت سوره به هفت سین قرآنی معروفند،

بیائیم درلحظات تحویل سال.خودمان راباقرآن کریم.این کتب آسمانی.مانوس بداریم.وباتلاوت آیات اول این هفت سوره مبارکه .آغازسال نورا

منورومعطرکنیم به کلام پروردگارمان.وازخدای سبحان بخواهیم موانع فرج آخرین حجتش ولی عصرامام زمان رابرطرف فرماید.وبقیه غیبت آقارابرمامنت نهاده وبرماببخشدودرسال نوچشمان منتظرماراباظهورحضرت ولی عصرامام زمان ( عج) روشن ومنورگرداند

بیائیم درلحظات تحویل سال دست به دعا بلند کنیم.وشفای همه مریضان.بیماران.سرطانی.بیمارستانی.تیمارستانی.بیماران خاص.وهمه بیمارانی که دورازخانه وخانواده وروی تخت بیمارستان هاهستند وآرزودارند آنها هم موقع تحویل سال درکنار خانواده باشند راازخداوندمسئلت داریم،

بیائیم درموقع تحویل سال.یادکنیم.همه درگذشتگان.همه اسیران خاک.همه بدوارثین.بی وارثین.پدران.مادران.ذوی الحقوقین.وهمه آنها که به گردن ماحق دا رند.عزیزانی که سال گذشته وسالیان قبل درجمع خانواده بودند واکنون دستشان ازدنیا کوتاه گردیده.برای شادی روحشان ازخداوند طلب آمرزش ومغفرت کنیم،

بیائیم همانگونه که خانه هایمان راخانه تکانی کردیم.دلهایمان رانیز.شستشودهیم.کینه ها رابه دوستی.بدبینی هارابه خوش بینی.قهرهارا به آشتی.ودل خوری هارابه فراموشی بسپاریم،

بیائیم دراین لحظات تحویل سال نو ازخداوندبخواهیم همه مستاجرین راازبی خانمانی نجات دهد.

بیائیم ازخداوند بخواهیم موانع سدراه همه دختران وپسران دم بخت رابرطرف سازد وزمینه ازدواج آنها رافراهم آورد

 

بیائیم درموقع تحویل سال.برای همه عزیزانمان.سلامتی.سعادت.سرور.سروری.سالاری.سربلندی وسرافرازی راازخداوندآرزو کنیم

بیائیم .ازخدای بزرگ برای همه عزیزانمان.دوستان.آشنایان.هم شهریان.سلامتی وطول عمرباعزت. توام باموفقیت راخوستارشویم

یامقلب القلوب ولابصار،ای خدائی که قلب هاراازبدی به خوبی تبدیل نیکنی

یامدبراللیل وانهار.ای خدائی که شب رابه روز وروز رابه شب تدبیرمیکنی

یامحول الحول ولاحوال،ای خدائی که حال رادگرگون میکنی

حول حالناالی احسن الحال.خدایاحال مارابه بهترین حال تغییرده

خدایابه همه مقربین درگاهت قسمت میدهیم دراین لحظات حلول سال نو

به همه ماتوفیق عبادت وبندگی ونکردن گناه ومعصیت عنایت بفرما،

پروردگارا.خداوندا.همه درگذشتگان .اسیران خاک رابه بخش وبیامرز،همه مریضان راشفای عاجل عنایت بفرما.

خداوندا.سفرهمه مسافران.مخصوصا مسافران نوروزی رابی خطربه گردان

وهمه مسافران نوروزی رابسلامت به خانه واوطانشان بازگردان

خداوندا.فرج امام زمان مارابرسان.موانع ظهورش رامرتفع بگردان،

جادارداین حقیر.پیشاپیش فرارسیدن نوروز باستانی.وحلول سال نو را به همه عزیزان.هم شهریان.هم ولایتی های عزیز وبزرگوار.وهمه عزیزانی که این کانال راپی گیری میکنند.تبریک وتهنیت عرض نموده.وبرایتان آرزوی سالی پرخیروبرکت.توام باموفقیت.سلامتی.سعادت سربلندی.وخوشبختی راآرزومندم.

هر روزتان نوروز.نوروزتان پیروز...شادوپیروزوسربلندباشید.داودی ساعت 12 شب روزچهارشنبه 26اسفند ودرآستانه آغازآخرین پنجشنبه سال94

 

شب همگی شمابخیر

✨هفت سین قرانی در سال جدید✨

✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨

 

هفت سوره قرآن با (سین) شروع میشود!

1.اسری

2.نور

3.حدید

4.حشر

5.صف

6.معارج

7.الاعلی

قبل از سال نو نام این سوره هارا تک تک روی کاغذ نوشته تا بزنید نام سوره پیدا نباشد و همه را لای قران صفحه ای که بسم الله دارد بگذارید.

از روز اول عید تا روز هفت فروردین یکی از کاغذها را بردارید بطوریکه نمیدانید چه سوره ای است و آن سوره را همان روز تا قبل از اذان مغرب با توجه به معانی و حضور قلب بخوانید میتوانید از کسی بخواهید بامعنی بخواند و شما گوش دهید بعد از سوره دعای فرج (اللهم کن لولیک الفرج...) را از ته قلب بخوانید.

 بسیار در موفقیت شما در طی سال کمک میکند.برکت در کسب و کار و زندگیتان می افتد. ازخطرات ایمن و دست دشمن از زندگی شما کوتاه میشود. و در سال1395 طعم خوشبختی را می چشید. ان شاالله

خوش به حال آنکه روز عید برایش سوره نور بیفتد.

 

در گروههای دیگر نیز انتشار دهید خیلی التماس دعا🙏🙏🙏🙏🙏

ای آنکه به تدبیر توگرددایام،ای دیده ودل ازتودگرگون مادام،ای آنکه بدست توست احوال جهان،حکمی بده که گردد ایام بکام،

باسلام وعرض ارادت خدمت همه خوانندگان کانال (چناربهترین روستای آباده)

پیشاپیش.فرارسیدن حلول سال.ونوروز باستانی را به شمابزرگواران.وخانواده محترمتان.تبریک وتهنیت عرض نموده.وبرایتان سال نو را سالی پرازنعمت وفراوانی.وسرشار ازشور وشادی وشعف وتوام باسلامتی،سعادت،سرور،سروری،سالاری،سربلندی وسرافرازی راکه بهترین هفت سین نوروزی است.ازخداوند بزرگ مسئلت دارم،

انشاالله که درسال جدید درتمام مراحل زندگی موفق وپیروز وسربلند باشید،

ایام بکام،هرروزتان نوروز.نوروزتان پیروز،

 

ارادتمند همه شما،،،داودی😲😵😷😱ساعت هفت صبح روزشنبه29اسفند94

ﺷﺨﺼﻲ ﺑﺎﻳﻚ ﺟﻤﻠﻪ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺩﻭﺳﺘﺶ را ﺭﻧﺠﺎﻧﺪ.اﻣﺎ

ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﭘﺸﻴﻤﺎﻥ ﺷﺪ ﻧﺰﺩ ﭘﻴﺮ ﺩاﻧﺎی ﺷﻬﺮﺭﻓﺖ ﻭﺑﺎ اﻭ ﻣﺸﻮﺭﺕ ﻛﺮﺩ.

ﭘﻴﺮ ﮔﻔﺖ: براﻱ ﺟﺒﺮاﻥ ﺳﺨﻨﺖ ﺩﻭﻛﺎﺭ ﺑﺎﻳﺪ اﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻲ

اﻣﺸﺐ ﺑﺎﻟﺸﻲ اﺯ ﭘﺮ ﺑﺮﺩاﺷﺘﻪ ﻭﮔﻮﺷﻪ ﺁﻥ ﺭا ﺳﻮﺭاﺥ ﻛﻦ،ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻛﻮﭼﻪ ﻫﺎ ﻭﻣﺤﻼﺕ ﺑﺮﻭ ﻭﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺧﺎﻧﻪ ای ﻳﻚ ﭘﺮ ﺑﮕﺬاﺭﺗﺎ ﭘﺮﻫﺎﺗﻤﺎﻡ ﺷﻮﺩ. ﻫﺮﻭﻗﺖ اﻳﻦ ﻛﺎﺭﺭاﻛﺮﺩی ﻧﺰﺩﻣﻦ ﺑﻴﺎﺗﺎﻣﺮﺣﻠﻪ ﺩﻭﻡ ﺭاﺑﮕﻮﻳﻢ.

ﺟﻮاﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻥ ﺷﺐ ﺭاﺑﻪ آن کار ﻃﺎﻗﺖ ﻓﺮﺳﺎﻣﺸﻐﻮﻝ ﺷﺪ. اﻧﮕﺸﺘﺎﻧﺶ اﺯﺳﺮﻣﺎﻱ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﻳﺦ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ.ﻭﻟﻲ ﺑﺎﺯﻫﻢ اﺩاﻣﻪ ﺩادﺗﺎ اﻳﻨﻜﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻃﻠﻮﻉ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻛﺎﺭﺵ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ.

ﺑﺎﺳﺮﻋﺖ ﻧﺰﺩﭘﻴﺮﺭﻓﺖ ﻭﺑﺎ ﺧﻮﺷﻨﻮﺩی ﮔﻔﺖ:ﻣﺮﺣﻠﻪ اﻭﻝ ﺑﺎ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ،ﺣﺎﻻﭼﻪ ﻛﺎﺭ ﻛﻨﻢ؟

ﭘﻴﺮﮔﻔﺖ ﺣﺎﻻ ﺑﺮﮔﺮﺩﻭﺗﻤﺎﻡ ﭘﺮﻫﺎﺭا ﺟﻤﻊ ﻛﻦ ﺗﺎﺑﺎﻟﺶ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ اﻭﻟﺶ ﺑﺮﮔﺮﺩﺩ.

اﻭﺑﺎﺳﺮاﺳﻴﻤﮕﻲ ﮔﻔﺖ:اﻣﺎاﻳﻦ ﻏﻴﺮ ممکن اﺳﺖ ﺑﺴﻴﺎﺭی اﺯﭘﺮﻫﺎﺭا ﺑﺎﺩﭘﺮاﻛﻨﺪﻩ ﻛﺮﺩﻩ.ﻭﻫﺮﭼﻘﺪﺭﺗﻼﺵ ﻛﻨﻢ ﺑﺎﻟﺶ ﻣﺜﻞ اﻭﻟﺶ ﻧﻤﻲ ﺷﻮﺩ.

ﭘﻴﺮ ﮔﻔﺖ;ﺩﺭﺳﺖ اﺳﺖ....ﻛﻠﻤﺎﺗﻲ ﻛﻪ اﺳﺘﻔﺎﺩﻩ میﻛﻨﻲ ﻣﺜﻞ,ﭘﺮﻫﺎﻳﻲ ﺩﺭ ﻣﺴﻴﺮ ﺑﺎﺩ اﺳﺖ ﻭﺩﻳﮕﺮﺑﻪ ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺑﺎﺯ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﮔﺸﺖ.ﺩﺭ اﻧﺘﺨﺎﺏ ﻛﻠﻤﺎﺕ,ﺑﺨﺼﻮﺹ ﺩﺭﺑﺮاﺑﺮ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺩﻭﺳﺘﺸﺎﻥ ﺩاﺭي ﺩﻗﺖ ﻛﻦ!

 

عزیزان گلم من نمیتونم پرهارو جمع کنم این آخر سالی هرچی گفتم وهر چه کردم و اگه رنجوندم حلال کنید

ضرب المثل های چنار

باسلام.وقت گرانبهای عزیزان دراین روزهای پایانی سال بخیر.میدانم که همه شما.درتدارک خانه تکانی وخرید هستید.من هم اگرچندروزی است مطالبی ننوشته ام.درگیرهمین مشکلات پایان سال بوده ام.بنابراین.دراین

بخش ازمطالب.میخواهم توجه شماعزیزان را به برخی ازضرب المثل های

رایج که هرگز کهنه نمیشوند.وپرمعناوبسیط هستند جلب کنم.

ضرب المثل هائی کوتاه.ولی مفهومی رسا وعبرت انگیز دربردارند.وبیشتر برسرزبانها جاری میباشند،

این ضرب المثل ها راتقدیم کنم به همه هم ولایتی های عزیز.که درراه اعتلا وپیشرفت چنارسربلند.همواره کوشاهستند.

میخواستم ضرب المثل ها رابه گویش. محلی بنویسم.که متاسفانه گوشی همراه من .فاقدصداها وحرکات حروف الفبا میباشد.

بنابراین باگویش کتابی مینویسم.که آنهائی. هم که درشهرها هستند.استفاده کنند،

1-آب درهاون کوبیدن..کنایه ازکسیکه کاربی فایده انجام میدهد

2-آب رفته به جوی برنمیگردد..کنایه ازحرفی که نباید زده شود.اگرزده شد

عواقب آن جبران ناپذیراست

3-آب زیمبو..کنابه ازغذای شل

4-آب زیرکاه..کنایه ازآدم های رند وموذی

5-آبشان توی یک جوب نمیرود..کنایه ازکسانیکه باهم تفاهم ندارند،

6-آب شده رفته توزمین..کنایه ازچیزی که یکمرتبه ناپدید میشود،

7-آب غوره گرفتن..کنایه ازکسی که برای هرچیزی فوری گریه میکند،

8-آب از آب تکان نخوردن..کنایه ازاتفاقی که میافتد.ولی کسی متوجه نمیشود،

9-آبی ازاوگرم نمیشه..کنایه از اشخاص بی خاصیت

10-آب ازدستش نمیچکه..کنایه ازافرادخسیس

11-آب ازدهنش راه افتاده..کنایه ازکسی که هرچه میبیند هوس میکند،

12-آب ازچشمه گل آلوده..کنایه ازچیزی که ازپایه بی بنیاد است،

13-آب ازسرگذشتن..کنایه ازبی خیالی بعضی ها

14-آب ازلب ولوچش راه افتاده..کنابه ازکسی که درخوردن بعضی چیزهای آبدار.مثل مثلا خربزه.هندوانه.رعایت آداب درست خوردن رانمیکند،

15-آب باریکه..مثلا مثل حقوق ماهیانه.اگرچه کم هست .ولی دائمی است،

16-آب به آب شدن..کنابه ازکسی که ازجائی به جائی میرود.ودچاربیماری میشود.میگویند آب به آب شده،

17-آب تودلش تکان نمیخوره..کنایه ازآدم های بی خیال،

18-آب توشیر کردن..کنایه ازآدم های متقلب،

19-آب درغربال ریختن..کنایه ازکسی که کاربیهوده انجام میدهد،

20-آب درکوزه وماتشنه لبان میگردیم..کنایه ازچیزی که دردسترسمان هست.ولی به دنبالش میگردیم،

باسلام وشب بخیر

 

ادامه ضرب المثل ها

21-آب که ازسرگذشت.چه یک وجب چه صدوجب..کنایه ازاشتباهات مکرراست.وقتی به یک اشتباه. توجه نکردی.هرچه. میخوای تکرارکن،

22-آب ماتوی یک جوی نمیره.کنایه ازاین است که دونفرباهم توافق ندارند،

23-آب نه طلبیده مراد است..کنایه ازآنست که شماتشنه نیستی بات آب تعارف میکنند.این رابه فال نیک بگیر،

24-آب نمیبینه وگرنه شناگرقابلیه..کنایه ازآنست که موقعیت نداره وگرنه خیلی کارها بلده،

25-آتش بپاکردن..کنایه ازکسیست که شربپا میکنه،

26-آتیش بیارمعرکه..این هم به نوعی دو به هم زنیست،

27-آتیش که گرفت تروخشک باهم میسوزه..کنایه ازآن است که.گاهی بعضی حوادث.یااتفاقات.به همه زیان میرساند،

28-آتش زیرخاکستر..کنایه ازبعضی مواقع است.بعضی هاصبرشون زیاده یک مرتبه منفجرمیشند،

29-آدم زنده زندگی میخواد.آدم تازنده هست بایدبه فکرزندگی باشه،

30-آدم زنده وکیل وصی نمیخواد..کنایه ازدخالت بعضی هاست که درکاردیگران دخالت میکنند،

31-آدم سیر تاشصت تالقمه جاداره..البته چنین چیزی امکان نداره.چون آدم گرسنه هم امکان نداره شصت تالقمه غذابخوره.ولی یک نوع تعارفه،

32-آدم عاقل.دوبارتوی یک چاله نمی افته..کنایه ازاین است که یک انسان عاقل.اشتباهی رادوبارتکرارنمیکند،

33-آدم چس خور..کنایه ازآدم های خسیس است.داره ولی نمیخوره،

34-آدم.تاسالمه .قدرسلامتیشو نمیدونه..کنایه ازآن است.که انسان همیشه سالم نمیماند.پس باید درزمان سلامتی.رعایت .خیلی مسائل رابکنیم.تاگرفتارمشکلات نشیم،

35-آدم خوش حساب شریک مال مردمه..کنایه ازآنست که اگرخوش حساب باشی.همه حاضرند درمواقع ضروری به توکمک کنند،

36-آدم دست پاچه.دوتاپاشو میکنه تویک پاچه..کنایه ازآدم های عجول است.که یک کار را دوبارانجام میدن،

37-آدم گرسنه دین وایمان نداره..کنایه ازآنست که.تاگرسنه ای.فقط به فکرشکمی.باشکم گرسنه.به نمازنایست.که ازنماز هیچی نمیفهمی،

38-آدم مارگزیده ازریسمان سیاه وسفید میترسه..کنایه ازآنست که.کسی که یک بارضربه خورده.یاضرردیده.همیشه متوجه کارهای خوداست که تکرارنشه،

39-آردم رابیختم.الکم وآویختم..کنابه ازآدم های باتجربه است.که دوران عمرخودراگذرانده.وکم کم این تجربیات خودراباید بدیگران بیاموزند،

 

40-آستین بالازدن..کنایه ازاین است که برای کسی پیش قدم بشی کاری راانجام بدی،

41-آسمون جل..کنایه ازکسیکه هرچه داشته بربادداده.وهیچ دربساط ندارد،

42-آسمون وریسمون رابهم بافتن.کنایه ازکسی که همه چیز رابهم ربط میده،

43-آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه..کاری رابااحتیاط انجام دادن.تاموردتعرض واقع نشی،

44-آسیاب به نوبت..حق دیگران راضایع نکردن.

45-آشپز که دوتاشد.آش یاشورمیشه یابی نمک..کنایه ازاینکه .اگردونفرکاری راباهم انجام میدهند.باهم هماهنگ باشند.درغیراینصورت.درآن کارمشکل ایجادمیشود،

46-آش کشک خالته.بخوری پاته.نخوری پاته..کنایه ازاینکه چه بخوای چه نخوای.این کاررابایدانجام بدی،

47-آش نخورده ودهن سوخته..کنایه ازاینکه مشکل راکسی دیگه بوجودآورده.یکی دیگه بایدتاوانش رابده،

48-آفتاب ازکجادرآمده..ازدیدن کسی که انتظارنداشتی .ناگهان به شماسرزدن.یا انتظارخدمتی رانداشتی.برای شماکاری راانجام دادن،

49-آفتاب لب بوم..کسی که عمرخودش راکرده.وروزهای آخرعمرش راسپری میکند،

50-آفتابه خرج لحیم.کنایه ازپولی که برای چیزفرسوده ای خرج کردن،

51-آفتابه لگن هفت دست.شام وناهار هیچی..کنایه ازبعضی مکان های پرتجملات.ولی بی خاصیت.وبی محتوا،

52-آفتاب همیشه پشت ابرنمیماند..کنایه ازاینکه.همه چیز رانمیشه پنهان کاری کرد.بالاخره رومیشه،

53-آمدزیرابروشوبرداره.چشمشم کورکرد..خواست کاری راانجام بده.خراب ترش کرد،

54-آمدثواب کنه .خودش کباب شد..خواست برای رضای خداکاری انجام بده.براش دردسردرست شد،

55-آمد نیامد داره.به ظاهرکسی رادعوت میکنی.طرف جدی میگیره،

56-آمدی جانم به قربانت.ولی حالاچرا?گفته بودم بیا.ولی چرادیرآمدی،

57-آنراکه حساب پاک است.ازمحاسبه چه باک..کسیکه ازخودش خاطرش جمعه.ازمحاکمه تردیدی نداره،

58-آنقدربایست تاعلف زیرپات سبزبشه..کنایه ازاین که.هرچه منتظربایستی.بی فایده است،

59-آنقدرمارخورده که افعی شده..انقدرخطاکرده.که ازهیچ چیزهراسی نداره،

60-آوای دهل شنیدن ازدور خوش است..کنایه ازحرف های گنده ولی بی خاصیت میباشد،

61- آه نداره که باناله سوداکنه..هرچه داشته به بادفناداده.چیزی براش باقی نمانده،

62- آیه یاس خوندن..کنایه ازحرف بی خاصیت زدنه،

 

63-آینه دق..ازکسی که دل خوش نداری.ولی همش جلوت ظاهرمیشه.به این میگن آینه دق

باسلام وشب بخیر وادامه ضرب المثل ها

64-اره بده تیشه بگیر..کنایه ازدعوای لفظی دونفره.یکی این میگه.یکی اون میگه،

65-ازآب کره گرفتن.به بعضی آدم های زرنگ میگن.دست به هرکاری میزنه موفقه،

66-ازآب گل آلودماهی میگیره..این هم کنایه ازافراد رنده،

67-ازاسب افتادیم.ازنسل که نیفتادیم.کنایه ازبعضی اشخاصه.که به مشکل میخورند.دستشون خالی میشه.این افراد قبلا وضع مالیشون خوب بوده.حالا به مشکل خوردند.بنابراین اصل ونصبشون محفوضه،

68-ازاین دم بریده هرچی بگی برمیاد..این هم به نوعی کنایه ازبعضی رندومتقلبه،

69-ازاینجامونده.ازاونجارونده...کنایه ازافرادیست که ازهمه جاعقب میماند،

 

70-ازاین ستون تاآن ستون فرجه..کنایه ازآنست که.اکرکسی دچارمشکلی هست.باش فرصت بدن شایدازاین فرصت فرجی درمشکلاتش بوجود بیادبیاد

ادامه ضرب المثل ها

71-ازاین شاخه به اون شاخه پریدن..کنایه ازاشخاصی است که مرتب شغل عوض میکنند.سریک کارثابت نمیایستند.این گونه افراد به جائی هم نمیرسند.درقدیم میگفتند.هرکس به یکجا به همه جا.هرکس به همه جا به هیچ جا.واقعا همین طوره.سریک کاربایست ادامه بده.هی ازاین شاخه به آن شاخه نپر بجائی نمیرسی،

72-ازاین گوش میگیره ازاون گوش درمیکنه..کنایه ازافرادیست که حرف راگوش میکنند.ولی عمل نمیکنند،

73-ازبیخ عربه..طرف اصلا هیچی حالیش نیست،

74-ازپشت خنجرزدن..کنایه ازدوستانی است که به دوست خودخیانت میکنند،

75-ازتوحرکت ازخدابرکت..توخودت همت داشته باش.تلاشتو بکن.خداوندهم به کارت برکت خواهد داد،

76-ازجیک وپوک کسی خبرداشتن..کنایه ازاین که ازهمه زیروبم زندگی کسی باخبر باشی،

77-ازخداپنهان نیست.ازشماچه پنهان..البته ضرب المثل نیست.صحبت بین افراده.طرف میگه خداکه میداند چراازشما پنهان کنم،

78-ازخرس موکندن غنیمته..کنایه ازبعضی اشخاصه که خیرشون به هیچ کس نمیرسه.حالا اگرازاین قبیل اشخاص تونستی چیزی بگیری.غنیمته،

79-ازدماغ فیل افتاده..کنایه ازبعضی آدم هاست.که برای دیگران قیافه میگیرن،

 

80-ازدنده چپ بلندشده.میگن طحال انسان درقسمت چپ بدن قرارداره.اگرکسی شب روی پهلوی چپ بخوابه.وصبح ازپهلوی بلندبشه.بدعنق وبداخلاقه.بنابراین .به آدم های بد اخلاق وعنق میگن ازدنده چپ بلندشده،

باسلام.وادامه ضرب المثل ها

81-ازسایه خودش هم میترسه.کنایه ازبعضی اشخاص خلافکاره.که همیشه به خاطرکارهای خلافش.میگن ازسایه خودش هم میترسه،

82-ازشیرمرغ تا جون آدمیزاد پیدامیشه..کنایه ازبعضی بازارها.مغازه ها.یامحل هاست.که جنسشون جوره.یعنی همه چیز دارند.والا مرغ شیر ندارد.حالا جون آدمیزاد.توی این زمان نا امنی.دادنی هست.ولی خریدنی نیست.

83-ازکاه کوه.ساختن..کنایه ازآدم هائی است که هرمسئله کوچکی رابزرگ جلوه میدن،

84-ازکله سحر.تابوق سگ..کنایه ازاشخاصی است که ازصبح زود تاپاسی ازشب بدنبال کارمیدوند،

85-ازکوره دررفتن..افرادی که زودعصبانی میشوند،

باسلام.ظهرجمعتون بخیر

ادامه ضرب المثل ها

84-ازکیسه خلیفه بخشیدن.کنایه ازاشخاصی است.که ازمال دیگران ولخرجی میکنند،

84-ازمابه خیر.ازشمابه سلامت..گاه دونفرباهم مشکل دارند.به توافق نمیرسند.درنتیجه برای قطع رابطه .میگن مارابخیر.شمارابسلامت،

85-ازماگفتن.ازشمانشنیدن..کسی کسی راراهنمائی میکنه.یانصیحت میکنه.طرف مقابل توجه نمیکند.میگه ازماگفتن.ازشمانشنیدن،

86-ازهرچی بدم میاد.سرم میاد.کنایه ازچیزی راکه دوست نداری.یانمیخوای.بیشترسراغت میاد،

87-ازهردست بدی.باهمان دست پس میگیری..کنایه ازدستگیری مظلومان.کمک به نیازمندان.اگرکمک کنی.بدون شک عوضش راازخدامیگیری،

88-ازهرطرف بادمیاد بادش میده..کنایه ازآدم های بی اراده است،

89-ازهول حلیم توی دیگ افتادن..کنایه ازآدم های عجول است که درکارهاعجله میکند.ودرنتیجه خرابکاری میکند،

90-اسب پیش کش رادندانش نمی شمارند..کنایه ازآن است که.کسی چیزی رابه شما مجانی میده.شماازآن چیزایراد میگیری،

91-اسبش راگم کرده.پی نعلش میگرده..اصل راول کرده به دنبال فرعه،

92-استخوان لای زخم گذاشتن..کنایه ازکاری رانیمه کاره رهاکردن.وبه سرانجام نرساندنه،

93-اشک تمساح ریختن..کنایه ازاینکه بعضی ها برای مظلوم نمائی خودشان گریه ظاهری میکنند،

94-اشکش دم مشکشه..آدم هائی که برای هرچیزی زودگریه میکنند،

95-اگربیل زنی.باغچه خودتوبیل بزن..تواول مشکل خودتوحل کن.نمیخواد به دیگران کمک کنی،

96-اگرعلی ساربانه.میدونه شترراکجابخوابانه..کنایه ازآدم های به کاروارده.دوست نداره کسی درکارش دخالت کنه،

97-اگرهوسه.یک بارهم بسه..کنایه ازاین است که.مثلا دیدن یک چیزیکبارکافیه،

98-اندک.اندک جمع گردد.وانگهی دریاشود..کنایه ازصرفه جوئی وپس اندازه.

99-انگورخوب نصیب شغال میشه..یامثلا میگن سیب سرخ برای دست چلاغ خوبه..کنایه ازاینه که.بعضی هاشایستگی ولیاقت چیزی راندارند.ولی نصیبشون میشه،

 

100-اول اونوکه زائیدی بزرگ کن..کنایه ازاینه که.بعضی. هاعرضه هیچ کاری راندارند.ولی میخواند دست به هرکاری بزنند.توکارخودش مونده.میخواد.کاربعدی راشروع کنه،

باسلام.وادامه ضرب المثل ها

101-اول برادریتو ثابت کن .بعدادعای ارث ومیراث کن..کنایه ازآدم هائی است که.چیزی که به آنها ربط ندارد.ومربوط نمیشود.ادعای حق میکنند،

102- اول چاه رابکن.بعدمناررابدزد..اول زمینه کاری رامهیا کن.بعددست به کارشو،

103-اون روزکه جیک.جیک مستونت بود.فکرزمستونت نبود..کنایه ازآدم هائی است که.که فقط امروز رامیبینند.فکرفردا.یاآینده رانمیکنند،

104-این آشی است که خودت برای خودت پختی..گاهی انسان یک کاراشتباهی رامیکنه.وبعدبامشکل بزرگی مواجه میشه.که راه حل آن ازکسی ساخته نیست.باش میگن .خودت کردی.خودت هم حلش کن،

105-این توبمیری.ازاون توبمیری هانیست..بعضی هافکرمیکنندهمیشه درهمه کاری موفقند.اماگاهی به مشکل میخورند.

106-این حرف هاباثه فاطی. تمبون نمیشه..گاهی بغضی افراد.حرف های بی محتوامیزنند.که به دردهیچ کاری نمیخوره،طرف مقابل میگه این حرف هاباثه فاطی تمبون نمیشه.حرف اساسی بزن،

107-این امام زاده اگرکورنکنه.شفانمیده..میگن برای کمک دستت رابه طرف هرکسی درازنکن.مثلا اونهائی که خیرشون به هیچ کس نمیرسه.یامثلا میگن.ازاین آبی گرم نمیشه،اگرازتوچیزی نگیره.مطمعن باش چیزی به تونمیده،

108-این خط واین نشان..گاهی کسی کسی راراه نمائی میکنه.طرف مقابل توجه نمیکنه.باش میگه گوش نکنی ضررمیکنی.قبول نداری.این خط واین نشان.وگاهی یک خط روی دیواری میکشد،

109-این رشته سردرازدارد..کنایه ازبعضی مشکلات است که به راحتی قابل حل نیست.تابخواهد حل شود.به زمان نیازدارد،

110-این ریشو این قیچی..گاهی کاری رامیخوای به کسی واگذارکنی.میگی بیا.این ریشواین قیچی.خودت میدانی،

111-این شتری هست که درخونه هرکسی میخوابد..البته این ضرب المثل بیشردررابطه بامرگ است.که به سراغ همه خواهد آمد.وهیچ شکی درآن نیست،

112-این کاسه نیم کاسه ای درزیردارد..کنایه ازبعضی کارهاست.که عواقب دارد،

113-این لقمه برای دهنت بزرگه..گاهی کسی دست به کاری بزرگترازتوانش ن

میزنه.که ازعهده اش ساخته نیست.باش میگن این لقمه برای دهانت بزرگه.یالقمه رابه اندازه دهانت بردار،

عزیزان عضوکانال.من ضرب المثل هائی راکه جمع آوری کرده ام.به ترتیب حروف الفبا.مینویسم.فعلا حرف الف تمام شد

وادامه ضرب المثل ها(حرف .ب)

1-باپاپس میزنه بادست پیش میکشه..کنایه ازاشخاصی است.که چیزی رامیخواهند.ولی تعارف الکی میکنند،

2-باپنبه سربریدن..سرکسی راکلاه گذاشتن.باچرب زبانی،

3-باحلوا حلواگفتن دهان شیرین نمیشه..بایدکارراباعمل نشان داد.نه باحرف،

4-باخودش هم دعوادارد..کنایه ازآدم های بداخلاقه،

5-باخودش هم قهره..این هم کنایه ازآدم هائی است.همیشه اخمووترشروهستند،

6-بادآورده راباد میبرد..چیزمفت به دست بیاری.مفت هم ازدست میدی،

7-بادمجان بم آفت نداره..کنایه ازآدم های زرنگ. وزول هست که ازهیچی نمی ترسند،

8-بادمش گردومیشکنه..طرف ازخوشحالی نمیدونه چکارکنه،

9-بادم شیربازی نکن..کنایه ازاینه که باکسی که زورت باش نمیرسه درگیرنشو

10-بارکج به منزل نمیرسه..کارخلاف آخروعاقبت نداره،

11-باریسمان پوسیده کسی توچاه نرو..به حرف هرکسی اعتماد نکن،

12-باسیلی صورتشوسرخ میکنه..کنایه ازآدم های باآبروست.که شایدتهیدست باشند.ولی وانمود نمیکنند.وپیش هرکسی دست دراز نمیکنند،

13-بایک من عسل هم نمیشه خوردش..این هم کنایه ازآدم های اخمووعنق است،

14-باکدخدابساز.ده وبچاپ..اگرمیخوای کارت پیش بره بابزرگترهامشورت کن.تازودتربه نتیجه برسی،

15-بالاترازسیاهی رنگی نیست..کنایه ازاینه که دیگه آخرین مرحله کاره.راهی برای بالاتروجودنداره،

16-بالاخونشوداده اجاره..طرف اصلا عقل نداره،

17-بالاتودیدیم.پائینتم دددیم..کنایه ازاینه که دیگه حنات پیش کسی رنگ ندارد.همه زیروبم زندگیتومیدونیم،

 

18-باهمه آره.بامنم آره..یعنی ازتودیگه توقع نداشتم،

19-بایدگذاشت درکوزه آبش راخورد..کنایه ازچیزبی ارزشه،

20-بایک پرشتوک(پرستو)بهارنمیشه...یامثلا میگن بایک گل بهارنمیشه..کنایه ازاینه که بایک چیزجزعی نمیشه توقع یک کاربزرگ راداشت،

21-بایک تیردونشان زدن..کنایه ازاین است که.بعضی ها ازیک کاردونتیجه میگیرند،

22-بایک دست نمیشه دوتاهندوانه برداشت..این عکس ضرب المثل شماره 21گاهی بعضی هامیخواندزرنگی کنند.ازیک کاردونتیجه بگیرند.که امکان پذیرنیست،

23-بایک غوره سردیش میشه.بایک مویز گرمیش میشه..کنایه ازآدم های سست اراده است.هرحرفی رازودباورمیکنند،

24-بچه زائیدم. قاتق نونم بشه.قاتل جونم شد..قاتق یعنی ماست.کنایه ازبچه های نااهله.که انتظارپدرو مادر رابرآورده نمیکنند،

25-بخت یک باردرخونه آدم رامیزند..شانس یک بارممکنه به آدم روکنه.بایدازفرصت استفاده کرد،

26-بخند تادنیابتوبخندد..همیشه شادباش.بامردم بخوبی رفتارکن.تامردم هم باتوبخوبی رفتارکنند،

27-بخورو بخواب کارشه.الله نگهدارشه..کنایه ازآدم های تنبل وبیعاره.فقط میخورندومیخوابند،

28-برادران جنگ کنند.ابلهان باورکنند..ازدوستان ورفقای صمیمی انتظار نمیرود باهم مشکل پیداکنند.یامثلا دوبرادرباهم بجنگند.معمولا کسی باورنمیکند.البته من شخصا به این ضرب المثل اعتقادندارم.امروزه برادر.برادر رانمیشناسد.برادرها سرارث ومیراث خون همدیگررامیریزند،وهمه هم باورمیکنند،

28-برادریمون بجای خود.بزغاله یکی هفت صنار..کنایه ازآنست که درمعامله.تعارف راکناربگذارید.رودرواسی نکنید.هرکسی حق خودش،

28-برای کسی بمیر.که برات تب کنه..هرکسی رابه اندازه ظرفیتش به اوخدمت کن.بعضی هاظرفیت خوبی وخدمت راندارند،

29-برای لای جرزخوبه..کنایه ازچیزبی ارزشه،

30-برای من آب نداره.برای توکه نون داره..این رابه صورتی دیگرمعناکنم.

میدونید که ماشین فولکس قورباغه ای وژیان.رادیاتورنداشتند.یعنی بدون آب بودند.ظاهرا خریداراین ماشبن های بدون رادیات.که کارشون خریدوفروش ماشینه.یعنی دلالند.وقتی میرند ماشینوازصاحبش بخرند.فروشنده .به خریدارمیگه.اگربرای من آب نداره.برای تونون داره.یعنی استفاده داره.من دلیل دیگری برای این به نظرم نرسید،

باسلام وادامه ضرب المثل ها

31به شتره گفتند چراگندت پسه.گفت من چه چیزم رسم کسه..کنایه ازآدم هائی است که خودشون.روی خودشون عیب میگذارند.مثلا. اگرباش بگی چرااین مشکل راداری.جواب میده من هیچیم به آدمیزاد نرفته،

32-برای یک بی نمازدرمسجدرانمیبندند..برای اشتباه یک نفر.نباید کاردیگران رالنگ گذاشت،

33-به زخم. دشمن نمک نپاش..کسی که باتودشمنه .جری ترش نکن،

34-بروکشکتوبساب..جواب ناپسندبعضی افراد به فرددیگری است،

35-بزنم به تخته خوب موندی..یک شوخی است بین دونفر.طرف وقتی طرف مقابل راسرحال وجوان میبینه.میگه بزنم به تخته.تاچشم نخوری،

36-بعدچهل سال گدائی.شب جمعشوگم کرده..کنایه ازبعضی آدم هاست که.کاری یاعملی راکه مکررانجام میدن.گاهی فراموش میکنند،

37-به اسب شاه گفتن یابو..بعضی افرادگاهی بایک شوخی کوچک ناراحت میشند.وازکوره درمیرند،

38-بجائی نشاشیدی که بپاشه توصورتت.یعنی جای سفت نشاشیدی.کنایه ازبعضی افراده.که بازیردست خودشون درمیافتتد.باگنده ترازخودشون درنیافتادند که بایه مشت له ولوردش کنند،

39-به دعای گربه سیاه بارون نمیاد..یعنی به حرف تویکی.کسی توجه نمیکنه،

40-به روباه گفتندشاهدت کیه.گفت دمم..کنایه ازکسی است که کارخلافی انجام داده.ویکی خلاف کارترازخودش راجهت بیگناهی خود معرفی میکند،

41-به عروس گفتند برقص.گفت زمین کجه..کنایه ازکسی که کاری بلدنیست انجام بده.ایرادهای مختلف میگیره،

 

42-بی مایه فطیره.البته میدانید که نان فطیر به خمیرش مایه نمیزنند.ونیازی به ورآمدن خمیرهم نیست.آرد رابدون مایه خمیر.خمیرمیکنند.ومیپزند.امابی مایه فطیره.کنایه ازعملی است که بدون فکرانجام گیرد.نتیجه مثبتی نخواهد داشت،

باسلام وشب بخیروادامه ضرب المثل ها

حرف پ

 

1-پاتوکفش کسی کردن.کنایه ازدخالت کردن درکاردیگران،

2-پارسال دوست.امسال آشنا..کنایه ازدونفردوسته که دیر به دیرهمدیگرو میبینند،

3-پاتوبیشترازگلیمت درازکردی..کنایه ازبعضی اشخاصه.که بیشترازظرفیت خودشون ادعا میکنند،

4-پای خر یکبار توچاله فرومیره.اجازه بدید من دراین رابطه یک قصه بگم.

میگن یه شیخی بوده که باخرش همه ماهه میرفته تویک کوچه خونه یه نفرروضه میخوند.یکروزوقتی میخواست واردکوچه بشه .بارون اومده بود.کوچه پرازآب وگل بود.خره همینطورکه تو آب میرفت .یه چاله توکوچه بود.خره پاش رفت توچاله.ماه بعد که این شیخ میخواست باخرش بره توهمین کوچه.بااینکه کوچه خشک بود.اصلا هرکارکرد خره تواین کوچه نرفت.چون یکبارپاش توچاله رفته. بود.به همین دلیل میگن خر.باهمه خریتش یکبارپاش به چاله فرومیره.

این ضرب المثل کنایه ازاینه که.انسان یک اشتباه رادوبار تکرارنکنه.که متاسفانه ماآدم ها.ده هابارهم اشتباهی راتکرار میکنیم .

بدنیست بدونید.که شیخ ها درقدیم باخرمیرفتند جائی روضه میخواندند.

یه شیخ صمدی بود.ازبیدک باخرش میآمدتوچنار روضه میخواند ومیرفت.

من خوب یادمه.یه خرسفید هم داشت.به کم هم قانع نبود.باش میگفتند.

آشیخ صمد.تک به طمعد،

5-پته اش راروآب انداختم..یعنی رسواش کردم،

6-پزعالی.جیب خالی..کنایه ازآدم هائی است.که پول توجیبشون ندارند.ولی برای دیگران قیافه میگیرند.افه میاند،

7-پشت چشم نازک کردن.این هم به نوعی قیافه گرفتنه.

8-پنج تاانگشت یکی نمیشه..کنایه ازاینه که همه مثل هم نیستند،

9-پول بده سرسبیل شاه ناقاره بزن..پول داشته باشی.هرکاری میتونی بکنی.باپول خیلی کارها میشه کرد

10پول راروی مرده بگذاری زنده میشه..گفتیم که پول حلال مشکلاته.

ازقدیم گفتند.پول داشته باش.کوفت داشته باش.

کوفت یک نوع مرض بده،

11-پولش ازپاروبالامیره..طرف خیلی پول داره،

12-پیش قاضی ومعلق بازی..کنایه ازآدم هائی است که مثلا پیش یک استاد.یاشخصیت بافهم وکمالات.ادعای فهم استادی میکنه. درحالی که هبچی بارش نیست،

13-پیهش به تنت خورده..یعنی یکبار ازاین گزیده شدی.دوباره باهاش درنیفت،

 

14-پیه زیادی رابه در .ک....یاپاشنه پانمیمالند،کنایه ازاینه که پول زیادی داری خرج اتینا نکن.بجای درست مصرف کن،

ضرب المثل ها

حرف ت

1-تاتنورداغه نون وبچسبون..کنایه ازاینه که وقتی موقعیتی برات پیش میاد.ازموقعیت زوداستفاده کن،

2-تاسرش به سنگ نخوره آدم نمیشه.کنایه ازآدم های بی قید لاابالی است.به فکرخودشون نیستند.رفیق بازند.پولشونو بی مورد خرج میکنند.

اینهاباید به یک مشکل سخت برخوردکنند.تاقدرعافیت رابدانند،

3-تاکورشودهرآنکه نتواند دید..منظورازآدم های بخیل است.که دیگران رانمیتوانند ببینند

4-تاگوساله گاو شود.دل صاحبش آب شود.منظورازانتظاربعضی هاست.صبرندارند.میخواهند زودبه نتیجه برسند،

5-تامارراست نشه.توسوراخ نمیره.کنایه ازاینه که انسان باحقیقت زودتربه نتیحه میرسه.تاباحقه بازی وکلک،

6-تانباشدچوب تر.فرمان نبرد.گاو.وخر..کنایه ازاینه که گاهی مامردم حتمابایدزور بالای سرمان باشد.تابه وظایفمان عمل کنیم،

7-تانباشدچیزکی.مردم نگویند چیزها..کنایه ازاینه که.تاچیزی نباشه.تاحرفی زده نشده باشه.تااتفایی نیافتاده باشه.دلیل نداره همه مردم روی یه موضوع حرف بزنند،

8-تخم دوزرده کردن.بعضی ها یه موضوع کوچک راخیلی بزرگ جلوه میدن.فکرمیکنند خیلی کارشاقی انجام دادند،

9-تخمش راملخ خورده..یک جنسی.کالائی.یک مرتبه نایاب میشه.

مثلا مثل پیاز.یکی دوهفته گذشته.درسطح ایران.چون میخواند گرونش کنند.یک دفعه نایاب میشه.بعدقیمت پیازمیشه دوبرابرقیمت موز.

موزازکشورهای خارجی میاد.توایران.کیلوئی 2500پیازمملکت خودمون

کیلوئی5000هزارتومن،

9-تخم مرغ دزد.شتردزد میشود..کنایه ازخلاف های کوچکه.اگرادامه پیداکند.به خلاف های بزرگ. مبدل میشه،

10-چرشی نخوری یه چیزی میشی..اگردرکارت درست عمل کنی.به نتیجه مطلوب میرسی،

11-ترکه تاتره میشه راستش کرد..ترکه یعنی شاخه های باربک درخت.

وقتی تازه ازدرخت ببری.به هرشکل بخوای میتونی .درش بیاری.مثلا اگرکج بود.راستش کنی.چون نرمه.اگرزمان گذشت وخشک شد.دیگه هیچ کاریش نمیشه کرد.کنایه ازاینه.مثلا بچه راازکودکی بهترمیشه تربیتش کرد.

اگرتربیتش نکردی وبزرگ شد.دیگه زورت باش نمیرسه،

14-تره به تخمش میره.حسنی به باباش..کنایه از اینه که هرکس به اصل ونصب خودش میره،

15-تعارف آمد.نیامد داره..قبل ازاینکه به کسی تعارف کنید.فکربعدشم بکنید.یک وقت طرف قبول میکنه.بعدشماد مضیغه میمانی،

16-تعارف شاه عبدالعظیمی..تعارف میکنی.ولی نه ازته دل.باخودت میگی خداکنه قبول نکنه.نه تعارف کن.نه اینطوری فکرکن،

17-تنبل نروبه سایه.سایه خودش میایه.کنایه ازآدم های تنبله.میشینند منتظرند تاهمه چیزبراشون مهیا بشه،

18-تنش میخاره.دنبال دردسرمیگرده..بعضی هادوست دارند.سربه سردیگران بگذارند.عرضه کتک زدن هم ندارند.شربه پامیکنند.کتکم میخورند،

19-توبه گرگ مرگه..آدم های خلاف کار.نمیتونند.دست ازخلاف بردارند.مگربمیرند،

20-توپش پره..طرف خیلی عصبانیه.چون شایدحق بجانبشه.تندی میکنه،

21-توکه لالائی بلدی.چراخوابت نمیبره..کنایه ازاینه که.اگرکاری بلدی.چراکارخودت میلنگه،

22-تولاک خودشه..به کسی کاری نداره.توفکره،

23-تومون.خودمونوکشته.بیرونمون مردمو.کنایه ازاینه که.خودمون هزارمشکل توزندگیمون داریم.بدبختانه دیگران فکر میکنند.ما.درنازو نعمت زندگی میکنیم،

24-توپاچه کسی کردن..سرکسی کلاه گذاشتن،

25-تودعوا .نون وحلواخیر نمیکنند.کنایه ازاینه که.دردعوا.یاکتک خوردنه.یاکتک زدن.چیزدیگری نیست،

26-تودلش قند آب میشه..طرف خیلی خوشحاله،

27-توده راهش نمیدن.سراغ خونه کدخدارامیگیره..کنایه ازاینه که بعضی ها.هیچ کس تحویلشون نمیگیره.بازم بلندپروازی میکنند.حرف های گنده ترازخودشون میزنند،

28-توی هفت آسممون یه ستاره نداره..طرف یکه وتنهاست.آه دربساط نداره.

29-تیرش به سنگ خورده..به هدفی که داشته نرسیده.ناامیدشده،

 

30-تیشه به ریشه زدن..کنایه ازکاراساسی انجام دادن.ریشه مثلا یک. عمل خلاف راخشکاندند،

باسلام وشب بخیر

وادامه ضرب المثل ها.حرف ج

 

1-جاتره وبچه نیست..کنایه ازاینه که.بایک امید میری سراغ چیزی.میبینی

کسی زودترازشما برداشته،

2-جانماز آب کشیدن.کنایه ازتظاهرکردن بعضی آدم هاست،

3-جائی نمیخوابه که آب زیرش بره.کنایه ازآدم هائی است که هیچ وقت کلاه سرشان نمیره،

4-جلوضررراازهرجابگیری منفعته.ازهرجابتوانی جلوبعضی خرج های بیمورد وغیرضروری رابه گیری.سودبردی،

5-جنگ اول خرمن.بهترازصلح آخرخرمنه.کنایه ازاینه که.اول کارقرارتون محکم کنید.تادرآخرکار به مشکل نخورید،

6-جواب های هویه.هرحرفی جواب دارد.،

حرف.چ

1-چاقودسته خودش رانمیبرد.کنایه ازاینه که .خودی به خودی خیانت نمیکند،

2-چاه نکن بهرکسی.اول خودت دوم کسی.دنبال شربرای دیگران نباش.ممکنه گریبان خودتو بگیره،

3-چراعاقل کندکاری.که بازآرد پشیمانی.چراانسان باید کاری رابدون مشورت.وبدون فکرانجام دهد.وبعدپشیمان شود که دیگرراه جبرانی باقی نماند،

4-چراغی که به خانه رواست .به مسجدحرام است..وقتی انسان خودش لنگ وسیله ایست.دلیل ندارد به دیگران کمک کند،

5-چسی آمدن..برای دیگران قیافه گرفتن،

5-چوب خداصداندارد.اگربزنه دواندارد..حواسمون جمع باشه.باهرکی دربیافتیم باخدانمی تونیم دربیفتیم.خداونداگرغضب کنه.اصلا متوجه نمیشی که ازکجاخوردی،

6-چوس خور.کنایه ازآدم های خسیسه.دارند.ولی نمیخورند،

7-چوسی اومدن..آدم هائی که برای دیگران قیافه میگیرند.یابه مال خودشون مینازند،

8-چهاردیواری.اختیاری..هرکس اختیار مال خودشوداره.به کسی مربوط نیست،

9-چیزی که عوض داره .گله نداره..اگرعمل ناپسندی برای کسی انجام دادی وطرف مقابله به مثل کرد.ناراحت نشید.این همان جواب. های.هوی است،

10-چیزی که عیان است.چه حاجت به بیان است.چیزی که واضح وآشکاراست.نیازبه توضیح ندارد،

حرف.ح

1-حرف حساب جواب نداره.براستی که حرف حساب جواب نداره.وقتی شما حرف حق بزنی.همه میپذیرند.وکسی روی حرف شما حرفی نمیزنه،

2-حرف حق تلخه.واقعا همینطوره.معمولا بعضی انسان هاحقیقت رانمیخواند بپذیرند،

3-حساب.حساب.کاکا برادر..کنایه ازاینه که درمعامله وحساب تعارف راکناربگذارید.حتی اگردوتابرادر باشید،

4-حسنی به مکتب نمیرفت.وقتی هم میرفت.جمعه میرفت.کنایه ازبعضی آدم هاست.اون زمان که بایدکاری راانجام بدن نمیدن.زمانی. انحام میدن که دیگرفایده نداره،

5-حناش رنگ نداره.دیگرهیچ اعتباری ندارد،

6-حواله سرخرمن..کنایه ازآدم های بدقول وبدحسابه.که فقط وعده الکی میدن،

حرف.خ

1-خداخروشناخت که شاخش نداد.البته من بااین ضرب المثل موافق نیستم.دربین حیوانات اتفاقاخر حیوان مظلومی است.وآزاری برای هیچ کس ندارد...این مثال برای بعضی آدم هاست.که اگرموقعیت پیداکنند.میخواند خون مردم رابمکند،

2-خر ماازکره گی دم نداشت..کنایه ازبعضی اتفاقاته.که طرف برای اینکه خودشو ازدردسرنجات بده وشرقضیه رابخواباند.میگه خرما ازکره گی دم نداشت،

3- خوهی نشوی رسوا.هم رنگ جماعت شو..سعی کن درجامعه بادیگران هناهنگ باشی.تک روی نکن.خودتو انگشت نما نکن.تامورد تمسخر دیگران واقع بشی،

4- خودش میبره.خودشم میدوزه..کنایه ازآدم های قد.یک دنده.که فقط میگن حرف حرفه منه.هیچ کس روی حرفشون نباید حرف بزنه.این ها میخواند برای همه تصمیم بگیرند،

5- خودم کردم که لعنت برخودم باد.گاهی انسان بدون مشورت بادیگران کاری راانجام میده.وبعدبامشکل مواجه میشه.کسی هم نمیتواند باش کمک کنه.این جاست که میگه خودم کردم.که لعنت برخودم باد،

 

6- خیلی خوش چوسه.دم بادم میشینه..خیلی کارهای خوب میکنه.میخواد هنرشو به مردم نشان بده،

باسلام وباعرض پوزش

درحرف(ت)ردیف ده.به جای. ت.چ نوشته شده.

 

ترشی نخوری یه چیزی میشی

باسلام وشب بخیر

وادامه ضرب المثل ها(حرف .د)

دردروازه را میشه بست.دهن مردم رانمیشه بست..کنایه ازاینه که هردری راهرچقدرهم مشکل باشد.میشه بست.دردروازه معمولا بزرگ بوده.باهمه بزرگی میشه بست.ولی دهن مردم رانمیشه بست،

2-در دیزی بازه.حیای گربه کجا رفته..کنایه ازاینه که.اگرکسی باکسی رودرواسی داشت.یاکسی آدم مظلوم وبی زبان بود.مانباید .ازصداقت ومظلومی طرف سواستفاده کنیم،

3-درعفو لذتی است.که درانتقام نیست..عفووگذشت خیلی خوبه .چراوقتی میشه گذشت کرد.به فکرانتقام باشیم.کینه بدل بگیریم،

4-درناامیدی بسی امیداست..انسان باید همیشه امیدوار باشه.وانسان اصلا.باامیدزنده است.پس همیشه باتوکل به خداوباامید به آینده خوش بین باشیم،

5-درهمیشه روی پاشنه نمیچرخه..کنایه ازاین است که. زندگی همیشه به کام انسان نیست.زندگی فرازو نشیب دارد.یک روزممکنه خیلی بکام ما شیرین باشه.ویک روزهم شاید نه.بنابراین.درهرحال بایدتوکلمان بخداباشد،

6-دست به عصاراه رفتن.کنایه ازآدم هائی است که درهرکاری احتیاط میکنند،

7-دست چپ وراستش را نمیشناسه..آدم خنگیه.خیلی پپه است.خیلی شوته،

8-دست پیش گرفته.پس نیفته..طرف میدونه مقصره.امامیخواد وانمودکنه حق بااونه،

9-دسته گل به آب دادن..میدونید که ضرب المثل هاهرکدام ریشه داره.برای موضوعی ساخته شده.در رابطه بااین ضرب المثل.میگن. یه بنده خدائی.سقش سیاه بوده.قدمش شوم بوده.بد قدم بوده.هرجامیرفتند برای خواستگاری تامیخواست کارتمام بشه.یکی ازدنیا میرفت کارعروسی عقب میافتاد.به این بنده خداگفتند بیاچندروزی برومثلا شمرون توباغ فلان فامیل.تاعروسی پسرت تمام بشه بعدبرگرد.

این بنده خدا رفت.تادرمراسم عروسی پسرش نباشه که اتفاقی بیفته.

روزی که عروسی پسرش بود.توی اون باغ توشمرون یه دسته گلی ازگلهای باغ چید.وباخودش گفت حالا که نتونستم توعروسی پسرم حاضرباشم.این دسته گل را می اندازم توآب.به عشق پسرم.دسته گل بانخی محکم بست.وانداخت توجوی آبی که ازداخل باغ میگذشت.

برحسب اتفاق عروسی پسرش دروسط شهرتهران. توی یک خانه ای بود که همان آب.ازباغ شمرون به داخل این باغ میآمد.

بزرگترها سرگرم عروسی بودند.بچه هاهم کنارجوی آب بازی میکردند.

بچه ها یه وقت دیدن یه دسته گل روی آب داره میاد.یکی از این بچه ها

رفت دسته گل را ازآب بگیره.افتاد توآب خفه شد.عروسی بهم خورد.

فردای اون روز.این پدر باخوشحالی به. طرف خانه آمد.وخوشحال از اینکه عروسی پسرش بسلامتی وبدون اتفاق تمام شده.

اما وقتی به خانه رسید.باکمال تاسف دید همه عزادارند.پرسید چه شده?

من که توعروسی نبودم.

باش گفتند نمیدونیم روزعروسی کی دسته گلی به آب داده بود که این اتفاق افتاد،

بت

بنده خدا.گفت اون دسته گل را من به آب دادم،

پس نتیجه میگیریم که همه ضرب المثل ها.بنا به دلایلی گفته شده،

ادامه ضرب المثل ها.حرف د

10-دودازکنده بلند میشه.کنایه ازآدم های باتجربه وقدیمی است.

11-دودوزه بازی کردن..کنایه از آدم های دوروست،

12-دوغ ودوشاب براش یکیه..آدم هائی که.خوب وبد را ازهم تمیز نمیدن.

13-دو قورت ونیمش باقیه..آدم هائی که همیشه فکر میکنند از همه طلبکارند،

14-دیگ به دیگ میگه روت سیاه..کنایه ازاشخاصی است که خودشون هزار ایراد دارند.ازدیگران ایراد میگیرند،

15-دیگ شریکی جوش نمیاد..کارشراکت.آخروعاقبت نداره،

16-دیگی که برای من نجوشه.سرسگ توش بجوشه..کنایه ازکاریست که اگرقرارهست برای من منفعت نداشته باشه.بهتره که اصلا نباشه،

البته من بااین مثال موافق نیستم.چون انسان بایدخیرش به همه برسد.ولواینکه برای خودش نفعی نداشته باشه،

 

17-دیوار موش داره.موشم گوش داره..باید مراقب گفتارمان باشیم.هرحرفی راهرجا نزنیم،

باسلام.وشب بخیر

لازم میدانم.به اطلاع شمابزرگواران برسانم.که.

ضرب المثل.چاشنی کلامه،

ضرب المثل خوب.آموزنده تر ازیک کتاب خوبه،

ضرب المثل مکمل بیان است،

ضرب المثل. وقتی به دل مینشیند که حقیقتی رابیان کند،

ضرب المثل ها.نمایانگر فرهنگ واعتقادات هرملتند،

ضرب المثل های خوب آموزنده ترین سخنانند.

ودرآخر.همه ضرب المثل ها.گویای حقیقت وآموزنده نیستند،

ضرب المثل هائی که ازگذشتگان.بیادگارمانده.هرگز کهنه نمیشوند.واینها راباید با آب طلا نوشت ودردست رس عموم قرارداد.

واما.ادامه ضرب المثل ها(ازحرف ر.ز.س)

راه باز وجاده دراز.کنایه ازپاسخ دادن به طرف مقابل است که.طرف خودش راتهدید به شکایت. میکند.

2-ریگی به کفشش است.کنایه ازمشکوک بودن به بعضی افراده،

3-زبان سرخ سرسبز میدهد برباد.کنایه ازاین است که.بایدمراقب حرف زدن خودباشد.همه جاهرحرفی رانمیشود زد.وبه هرکس نمیشود اعتماد کرد.گاهی ممکن است بعضی گفتار.برای انسان دردسرسازشود،

4-زمستان رفت وروسیاهی به ذغال ماند.کنایه ازبعضی انسان هاست که میتوانند.چاره سازباشند.ومشکلی راحل وفصل کنند.اما خیرشان به کسی نمیرسد.

5-سرپیازی.یاته پیاز..اصلا توچکاره ای،

6-سرپیری ومعرکه گیری..کنایه ازآدم هائی است که.درسن پیری.توقعاتی. دارند.دورازانتظار،

 

7-سرش بره.قولش نمیره..کنابه

7-سرش بره .قولش نمیره.کنایه ازآدم های خوش قول.وقت شناس.که هرگزخلف وعده نمیکنن،

8-سری راکه دردنمیکنه دستمال نمیبندند..آدم بیخود .برای خودش دردسردرست نمیکند،

9-سگ زرد برادرشغاله..هردوباهم یکی هستند،

10-سنگ مفت .گنجشک مفت..کنابه ازاینه که.توکارتو بکن.یاحرفتو بزن.اگرنتیجه گرفتی که چه بهتر.نگرفتی هم ضررنکردی،

11-سیلی نقد.بهترازحلوای نسیه است..همیشه معامله نقدی.بهترازنسیه است،

حرف(ش)

1-شپش توجیبش.سه قاپ میریزه..طرف آه دربساط نداره،

2-شتربا بارش گم میشه..کنایه ازشلوغی بعضی جاهاست،

3-شترسواری.دولا.دولا.نمیشه..نمیشه هرکاری راانجام بدی.وازچشم دیگران دورنگهداری،

4-شریک دزدورفیق قافله..کنایه ازاشخاصی است که.دو روهستند.ومیخواند.پیش هردوطرف.خودشون راخوب جلوه بدن.وازهردوطرف.سودببرند،

5-شنونده بایدعاقل باشه..انسان نباید هرحرفی رابدون تحقیق وبررسی بپذیرد،

6-شنیدن.کی بود.مانند دیدن..مسلما چیزی راکه. انسان باچشم خودش ببیند.بهتراست.که ازدیگران بشنود،

حرف(ص)

1-صدتاچاقوبسازه.یکیش دسته نداره..طرف اصلا روحرفش نمیشه حساب کرد.خالی بنده،

2-صلاح مملکت خویش خسروان دانند..هرکس صلاح کارخودش رابهتر میداند،

حرف(ض)

1-ضرر راازهرجا جلوش رابگیری منفعت است..کنایه ازاینه که.هرجاجلو خرج های بیهوده رابگیری.استفاده کردی،

حرف(ط)

طاقچه بالاگذاشتن..کنایه ازقیافه گرفتنه،

2-طلا که پاکه .چه منتش به خاکه..کسی که ازخودش مطمئنه.نگران هیچی نیست،

 

3-طناب مفت گیربیاره.خودشو .دارمیزنه..بعضی ها فقط.دنبال مال مفتند،

باسلام وشب بخیر

جمعه.ساعت11شب14اسفند94

ادامه ضرب المثل ها(حرف ق)

1-قربون بند کیفتم.تاپول داری رفیقتم..کنایه ازدوستانی است.که. برای منافع خودشون بدورطرف میچرخندوادعای دوستی میکنند.تازمانیکه چیزی ازطرف مقابل باشون برسه رفیق هستند،

(حرف ک)

1-کارازمحکم کاری عیب نمیکند..کنایه ازاینست که هرکاری راباید درست انجام داد.درغیراینصورت بااشکال مواجه میشود،

2-کارکردن خرو خوردن یابو..که امروزتوی مملکت ماازاین نمونه فراوان است.کار رایکی دیگه انجام داده.سودش رایکی دیگه میبره،

3-کاسه داغ ترازآش..کنایه ازبعضی آدم هاست به هرکاری دخالت میکنند.وخودشون رادایه بهترازمادر میدانند،

4-کاسه چه کنم.چه کنم دست گرفته..طرف خودشوبه موش مردگی وگدائی زده .و وانمود میکنه که نیازمنده.تاازمردم کمک بگیره،

5-کاه ازخودت نبود.کاه دون که ازخودت بود..طرف به مال مفت رسیده فکرمیکنه چون مفته باید تاخرخره بخوره،

6-کبکش خروس میخونه..طرف خیلی خوشحاله،

7-کسی که خربزه میخوره.بایدپای لرزشم بشینه..کنایه ازاینه که وقتی کسی کارخلافی را انجام میده.بایدجریمه اش راهم بده،

8-کشتی هاش غرق شده..طرف ازجائی ناراحته.اخماش توهمه

9-کف دستی که مونداره.نمیشه کند..کنایه ازآدم هائی است که آه دربساط ندارند.چگونه میشه ازآنها چیزی گرفت،

10-کفگیربه ته دیگش خورده..طرف هرچه داشته ازدست داده،

11-کک توتنبونش افتاده..طرف واهمه داره.ازهمه چیزمیترسه،

12-ککش نمیگزه..طرف ازهیچ چیز وهیچ کس نمیترسه،

13-کنگرخورده.لنگر انداخته..کنایه ازاشخاصی است که جائی جاخوش میکنند،

14-کوردگر.عصاکش کوردگرشود..طرف خودش هزارمشکل داره.میخواد مشکل دیگری راحل کند،

15-کوزه گرازکوزه شکسته آب میخوره..طرف وضع مالی خوبی داره.ولی زندگی خودش میلنگه،

16-کوه به کوه نمیرسه آدم به آدم میرسه..اگرمشکلی برای دیگری ایجاد کردی.ممکن است خودت یک روزی به همان شخص نیازمندبشی ومجبوربشی دست نیازبه سوی اودرازکنی.به خودت مغرورنباش،

 

حرف گ

1-گربه دستش به گوشت نمیرسه.میگه بومیده..کنایه ازانسان هائی است که .توان انجام کاری راندارند.مثلا میگن وقتشو نداریم،

17-گربه راباید دم حجله کشت..کنایه ازاینه که.باید قاطع بودوپای هرقراری سفت ومحکم ایستاد.درغیراینصورت.ممکن است طرف مقابل سواستفاده کند،

18-گرسنگی نکشیدی که عاشقی یادت بره..آدم گرسنه فقط به فکرشکمه.به هیچ چیز دیگری فکرنمیکنه.حتی عاشقی،

19-گرصبرکنی زغوره حلوا سازیم..باصبروحوصله خیلی کارها رامیشود انجام داد،میدانید که غوره ترشه.بعدکه رسیدوانگورشد شیرین میشود.باانگور شیره(دوشاب) درست میکنند.وبا دوشاب حلوا میپزند.پس باصبرکردن.میشودخیلی کارهارا.انجام داد،

20-گره ای که بادست میشود بازکرد.نباید بادندان بازکرد.کنایه ازبعضی کارهاست.که میشود ازراه مسالمت آمیز به توافق رسید.بنابراین چرابا ناراحتی یادعوا،

21-گریش توآستینشه..طرف برای هرچی زودگریه میکنه،

22-گنجشکو رنگ میکنه به جای قناری میفروشد..طرف دیگه خیلی متقلبه،

23-گوزبه شقیقه چکارداره..اصلا بعضی چیزها هیچ ربطی بهم ندارند،

24-گوشش به این حرف هابدهکارنیست..طرف اصلا کاری نداره که شما چی داری میگی.وباکی هستی،

 

25-گیسش راتوآسیاب سفید نکرده..طرف ازروی تجربه حرف میزنه.اواین تجربیات رادراثر کهولت سن بدست آورده،

باسلام وشب بخیر

ادامه ضرب المثل ها.(حرف م)

1-من نه سرپیازم.نه ته پیاز..من اصلا کاره ای نیستم،

2-من میگم نره.اون میگه بدوش..کنایه ازکاری است که نمیشه انجام داد.

طرف میگه بایدبشه،

3-مورچه چیه که کله پاچه اش باشه..کنایه ازچیزبی ارزشه.که میخواند اوبزرگ جلوه بدند،

4-موش از کون... بلقور میکشه..فلانی دیگه زوارش در رفته،

5-موشه توسوراخ نمیرفت.جارو به دمبش میبست..کنایه ازآدم هائی است که.توجامعه جایگاهی ندارند.ولی. خودشون نخود هرآش میکنند

6-موازخرس کندن غنیمته.کنایه ازآدم هائی است که دارند.ولی خیرشون به کسی نمیرسد.حالا اگراز این اشخاص چیزی به کسی برسه.غنیمته،

7-مهره مار داره.کنایه ازاشخاصی است که دست به هرکاری میزنند.موفقند،

8-مهرم حلال.جونم آزاد..معمولا. اختلاف بین زن وشوهر هاست.که باهم سازگاری ندارند.ومردزنش راتحت فشارواذیت وآزار قرارمیدهد.

درنتیجه زن از مهریه اش صرف نظر میکند.وخودش راآزاد میکند،

9-میمون هرچی زشت تر.بازیش بیشتر.کنایه ازآدم های بد خلق.عنق.وغیرقابل تحمل است.که میخواند خودشون راخوب جلوه بدندومطرح باشند،

10-میخواست زیر ابروشو برداره.چشمش راکور کرد.کنایه ازاینه که طرف میخواست چیزی رادرست کنه.خراب ترش کرد،

11-ملا شدن چه آسان.آدم شدن چه مشکل.کنایه ازاینه که انسان راحت میتونه به جائی یابه مقامی برسه.مشروط براینکه اگر به مقامی رسید.برای جامعه اش مفید باشد.نه برای منافع خودش،

12-مگه شش ماهه به دنیا آمدی.?کنایه ازآدم های عجوله.که درهمه کارها عجله میکنند،

13-مگه پی آتیش اومدی.?چراانقدرعجله داری،

درگذشته های نه چندان دور.مردم روستا.چون برای پخت وپز وگرمایش ازآتش استفاده میکردند.بوته های بیابان رابرای این منظور میکندند.ومورداستفاده قرارمیدادند.حالا برای روشن کردن بوته ها باید ازکبریت استفاده کنند.برای صرفه جوئی درکبریت.اگرهمسایه ای تنورروشن کرده بود که نان بپزد.میرفتند یه مقدارآتش میگرفتند ومیآو ردند روی بوته ها میریختندوبه آن فوت میکردندتاروشن شود.ویک نخ کبربت صرفه جوئی میکردند.کسی که میرفت ازهمسایه آتش بگیرد.بایدزود برمیگشت.

این جاست که میگن مگه پی آتیش اومدی،

13-مگه اینجا حمام زنانه است.معمولا اگرچند زن دریک جاباشند.خیلی شلوغ میکنند.بنابراین.به جای شلوغ میگن مثل حمام زنانه.حالا فکرکنید

درحمام های زنانه قدیم.چه خبربوده.به خصوص اگرسنگ پای یکی هم گم شده باشه.

14-مفت باشه.کوفت باشه.کنایه ازافرادی هست.که همیشه دهنشون برای مال مفت بازه،

15-مسجد جای گوزیدن نیست..هرکاری یاهرسخنی جا ومکانی دارد.هرچیزی راهرجانباید گفت.باید به عواقب آن فکرکرد،

16-مرگ خوبه.اما برای همسایه.یعنی این که.هرچیزی برخود نمیپسندی بردیگران نپسند،

17-مرغ یه پاداره..طرف میخواد حرف خودشو به کرسی بنشاند.میگه فقط حرف.حرفه منه،

18-مردی که نون نداره.این همه زبون نداره..نون نداره به زن وبچش بده.دوقرتو نیمشم باقیه،

19-مردی که زن نداره.هیچ گونه غم نداره..مردهای عزب ازهفت دولت آزادند،

20-مثل خرتوگل مونده..دیگه ازهمه دری درمونده.فکرش به هیچ جانمیرسه،

21-مثل برج زهرمار..طرف رابایک من عسل هم نمیشه بخوریش,

22-مته به خشخاش گذاشتن..طرف به همه چی گیرمیده.مرتب بهانه واهی میگیره،

23-ماهی راهروقت ازآب بگیری تازه است..کارخوب.کارمفید راهروقت انجام بدی.قابل تقدیره،

24-ماه همیشه زیرابر باقی نمیماند..بالاخره هرعملی یاکاری ممکنه یکروزفاش بشه،

25-مال یک جامیره.ایمان هزارجا..ممکنه یک نفرکارخلافی راانجام بده.اما یک عده مورد سوظن قراربگیرند،

26-مال مفت ودل بی رحم..خدانکنه بعضی آدم ها به مال مفتی برسند..میخواند خودشونو خفه کنند،

27-مالت راسفت نگهدار.همسایه ات رادزد نکن..یادرخونتو محکم ببند.به همسایه ات شک نکن..کنایه از اینه که ازمالت درست نگه داری کن.وبه کسی شک نکن،

28-مال بد بیخ ریش صاحبش..کنایه ازجنس نامرغوبه.اگرجنسی راخریدید.دیدید نامرغوبه.بریدبه طرف پس بدید.بگیداین به دردخودت میخوره،

29-ماست بندهیچ وقت نمیگه ماست من ترشه..هیچ فروشنده ای ازجنس خودش ایراد نمیگیره.،

30-مارگزیده از ریسمان سیاه وسفید میترسه..کسی که یک بارضرر کرده.یاضربه خورده.یا مشکلی براش پیش آمده.سعی میکنه همیشه درهرکاری محتاتانه عمل کنه.

31-مار رامیشه بازبان خوش ازلانه بیرون کشید..هرکاری بازبان خوش بهترقابل حل است.تاباخشونت،

32-مارخورده افعی شده..انقدرکارخلاف انجام داده.که ازهیچ خلافی نمیترسه،ودراین کارخبره شده،

33-مار درآستبن پروراندن..کنایه ازخدمت کردن به آدم های نمک نشناسه،

34-من چه هیزم تری به شما فروختم..کنایه ازآدم هائی است.که بی خودی به کسی گیرمیدن.یادشمنی میکنند،

 

35-مادرو به بین دختروبگیر..اگریک مادرخوب رادیدید.بدون شک دخترش هم باید خوب باشد.

مرغ همسایه دوباره هیبت غاز به خود گرفته است

😕مرغ همسایه دوباره هیبت غاز به خود گرفته است 

 

 

چند سالی است که ۲۵ بهمن (۱۴ فوریه) روز ولنتاین و خرید گل و عروسک ، شکلات و … در کشورمان باب شده است . اکثر جوان ها بدون اطلاع از اینکه اصلا این ولنتاین خوردنی یا پوشیدنی است، فقط می دانند که در این روز باید برای کسانی که دوست دارند هدیه بخرند. 

 

ولنتاین چیست؟ 

در قرن سوم میلادی که مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است به نام کلودیوس دوم . کلودیوس ، عقاید عجیبی داشت، از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد؛ از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می کند. کلودیوس به قدری بی رحم و فرمانش به اندازه ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (ولنتاین)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می کرد. کلودیوس دوم از این جریان خبر دار می شود و دستور می دهد که ولنتاین را به زندان بیاندازند. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق با قلبی عاشق اعدام می شود. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی می شود برای عشق. 

 

اما متاسفانه و با کمال تعجب، ایرانیان ِ امروز، با بیش از چهارهزارو پانصد سال تمدن، برگزاری جشنها و مناسبتهای بیگانه را نشانه ی تمدن و فخر می دانند! همه اسم "ولنتاین" را شنیده اند و مراسم آن را مانند سایر بیگانگان بجا می آورند، ولی تا به حال اسم "سپندارمذگان" به گوششان هم نخورده است . 

 

"سپندارمذگان" چیست؟ 

در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، یعنی حدودا دوهزار سال پیش از تولد ولنتاین، میان آریائیان روزی موسوم به روز عشق (سپندارمذگان یا اسفندارمذگان) بوده است. این روز در تقویم زرتشتی مصادف است با پنجم اسفند ماه و در تقویم جدید ایرانی، که شش ماه اول سال سی و یک روز حساب میشود، شش روز به جلو آمده و دقیقا مصادف میشود با ۲۹ بهمن، یعنی چهار روز پس از روز ولنتاین فرنگی. زرتشیان جشن سپندارمذ (سپندارمذگان – روز زن و روز زمین) را هرساله در پنجم اسفند ماه برگزار میکنند. روز عشاق اریایی مبارک

 

سالها دل طلب جام جم از ما میکرد/وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد

سبزی های خودرو

 

باسلام وشب بخیر

همانگونه.که مطلع هستید.شاید بیش ازپنجاه درصدداروهای گیاهی.که امروزه درکلیه عطاری های سراسرکشوروجوددارد.ازبیابان هاوکوه های استان فارس .به دست میآید.

که خیلی ازآنهادرکوه های چنارهم.فراوان است.

که انشاالله اگرعمری بود.دریک بخش ازمطالب به آن میپردازم.

اماامشب.میخواهم درباره علف های خودرو.که خودشان بوجودمیآیند.

یعنی هیچ کشاورزی.تخم آنرادرزمین نمیکارد.وجزومحصولات کشاورزی نیست،برای شمابنویسم.

به خصوص ازآنهاکه جنبه خوراکی دارند.وچه خواصی دربعضی ازآنهاوجود دارد.

وبیشتراین علف های خودرو.درگذشته. فقط موردمصرف حیوانات.قرارمیگرفت،

1-سازوک-به این کلمه.هیچ حرفی نمیشه کم یازیادکرد.ازروز ازل به این علف گفتندسازوک.

واما.این سبزه خودرو.دراوایل فصل بهار.دربعضی زمین های کشاورزی.میروید.به صورت بوته است.دارای برگ های باریک وبلنداست.

این سبزه.مصرف خوراکی دارد.ودربین سبزی های خوراکی.خوشمزه ترین سبزی است.ضمنااین سبزی .طبیعت گرم دارد.

واما.طرزتهیه آن.بعدازآنکه پاک شد.شسته شد.مثل اسفناج آنرا آب پز میکنیم.آب آنرامیگیریم.وباچندعددپیازومقداری روغن.نمک.وکمی زردچوبه.سرخش میکنیم.وموردمصرف قرارمیدهیم.طعم این سبزی به مراتب خوشمزه تراراسفناج میباشد.

البته درقدیم این سبزه. دربیشترمزارع بخصوص مزارع گندم.بیشترپیدا

میشد.ولی اخیراکمیاب شده وبه ندرت پیدامیشود.

این سبزه اگراورااززمین نه چینند وبه گل برسد.دارای گل صورتی پررنگ است.وچون اورابرای مصرف خوراکی اززمین میکنند.درنتیجه کم کم این سبزی خوشمزه روبه انقراض میرود.

2-سیمیروک.ماچناری هابه این سبزه خودرو.سیمیروک میگوییم.

این سبزی ازخانواده سیراست.ریشه این سبزی پیازدارد.دارای طعم تند.

وبرگ هائی شبیه به تره دارد.این سبزه طبیعت بسیارگرم دارد.

طرزتهیه آن .مثل همان سازوک.یااسفناج است.بعدازآب پز.آنراباپیازوروغن.سرخ میکنند.ومیل میکنند.شایدبه خوشمزگی سازوک نباشد.اماخاصیت بیشتری دارد.چون گرم است.

این سبزه رابه برنج هم میزنند.مثل سبزی پلو.باآن کوکوهم میشود درست کرد،

3-مچه-این سبزه خودرونیزجنبه خوراکی دارد.اماطرفداران زیادی ندارد.

طبیعت گرم دارد.درچنارفراوان یافت میشود.دارای برگ تایی پهن ترازسازوک است.بصورت بوته است.اماکمی سفت است.ودیرمیپزد.

بااینکه.درهمه زمین های کشاورزی فراوان است.اماطرفداران زیادی ندارد،

طرزتهیه آن.نیزمثل.دوسبزی قبلی است.

4-قازیاقی.این سبزی نیزدرفصل بهار.تابستان.درچنارفراوان است.وخوراکی است.به صورت های مختلف میشود.ازآن استفاده کرد.ولی چناریها آنرانمیشناسند.من هم این سبزه راازتهرانیهاشنیدم.که خوردنی است.واسم آن قازیاقی است.تهرانیهاآنرابه برنج میزنند.بورانی درست میکنند.درآش میریزند.

باسلام.

ودرادامه.سبزی های خودرو

4-خرفه.درتهران هم به این سبزی خرفه میگویند.

این گیاه نیزخوردنی است.ودرپائین آوردن قندخون.استفاده ازاین سبزی.

بسیارسفارش شده.

این سبزی.ازنظرظاهری بوته است.دارای برگ های ریزوگرد.برگ وساقه این گیاه پرآب است.

درخوردن این سبزه بصورت خام.مثل سبزی خوردن.یاهمراه باسبزی خوردن.اثربیشتری.درخواص آن میباشد.

اماماچناری ها.خرفه راباکشک میخوریم.

طرزتهیه کشک خرفه.

ابتدادوعددپیازرادرروغن.سرخ کرده.سپس مقداری نعناع خشک.به آن اضافه میکنیم وتفت میدهیم.وبعدخرفه پاک کرده.شسته.وخردکرده رابامقداری آب باآن اضافه میکنیم.تابپزد.

خرفه بدلیل آب فراوانی که درخودش دارد.خیلی زودمیپزد.

وبعدنمک.ومقداری زردچوبه.به آن اضافه کرده.وکشک سائیده راباآن مخلوط میکنیم.وبعدازچنددقیقه جوشیدن.آماده خوردن است،

بعضی هاازساقه آن استفاده نمیکنند.ولی چون ساقه آن پرازآب هست.

خواص خرفه همان آب موجود.دراین گیاه است.

کشک خرفه.غذائی بسیارخوشمزه.ودلپذیراست.سعی کنید.درفصل آن.ازاین سبزه استفاده کنید.به خصوص افرادمبتلابه دیابت.

گرچه .این سبزه درشهرهابه ندرت پیدامیشود.امادرتهران.دربازارچه تجریش فراوان است.

ناگفته نماند.درشهرهاهمه کس.این سبزی رانمیشناسد.

تخم این گیاه نیزدرعطاری هاموجوداست.ومصرف طبی دارد.

5-کلوسه.کلوسه همان کرفس است.امااین کرفس هائی که درمغازه هادرفصل پائیزموجوداست.پرورشی است.یعنی کشاورزآن رامیکارد،

اماکلوسه.درچنار.ودرکنارجوی هائی که مرتب آب میرودسبز میشود.

خودرواست.مثل کرفس های پرورشی ساقه ندارد.ولی دارای برگ های معطراست.ودرچناربصورت سبزی خوردن ازآن استفاده میشود،

دانه این گیاه.مصرف طبی دارد.ولی چناری ها.ازتخم کلوسه.درکباب شامی استفاده میکردند.وبسیارطعم غذارامعطرمیکرد،

6-پینه.همان پونه است.ازکلمه پینه.یاپونه .میشوددونوع.برداشت کرد،

ماچناری ها.به این سبزه پینه میگوئیم.درحالیکه به دست های کارگران زحمت کش هم.که دراثرجبرزمان.وکارزیاد.پینه بسته.پینه میگوئیم،

درشهرها.به این سبزه پونه میگویند.درحالیکه.اسم بعضی دختران هم پونه است.

وامااین سبزه.درچناربصورت خودرو.مثل همان کلوسه.ودرکنارجوی هائی که مدام آب جریان دارد.سبزمیشود.وقتی تازه میروید.دارای برگ های لطیف.وبسیارمعطرمیباشد.وبه جای سبزی خوردن استفاده میشود.

وبعداین سبزه رشدمیکند.ودارای گل های آبی رنگ است.

برگ وگل پینه رااگرخشک کنند.مثل نعناع.بسیارمعطر.وسائیده آن.درماست ودوغ.فوق العاده.خوش مزه است،

7-ریش قاضی.این گیاه.درمزارع کشاورزی پیدانمیشود.این گیاه نیزخودرواست.ازخانواده سیراست.ریشه اش پیازدارد.خیلی شبیه به پیازچه میباشد.برگ این گیاه مثل برگ تره.ولی پیازآن خوردنی است.وبااین که ازخانواده سیراست.پیازآن شیرین است.

این گیاه.دربیابان های اطراف چنار.درگذشته پیدامیشد.

من سالهاست این گیاه راندیده ام.

آنزمان که ماگوسفندهارابه چرامیبردیم.فراوان بود.شایدها به خاطربارندگی های زیادبود.

مااززمین درمی آوردیم.پوست روی آنراکنده ومیخوردیم.

خوب.شایداین گیاه هم.بدلیل خشکسالی اخیر.درحال انقراض است،

باسلام وشب بخیر

درادامه مطالبی که درموردگیاهان خودرو دردوبخش بطورمفصل توضیح دادم.

سه مورد دیگرهست.که به آن اشاره کنم.

1-رواسه.یاهمان ریواس شماشهری ها،

رواسه.یاریواس.گیاهی است کوهستانی.البته درکوه های چناراخیرابدلیل خشکسالی چندسال اخیر.کمترپیدامیشود.

این گیاه.دارای برگ های بسیارپهن وبزرگ است.دارای ساقه ایست .به رنگ صورتی وسبز.

همان ساقه این گیاه خوردنی است.بعضی ازساقه هابسیار تردوکاملا خوردنی است.ولی بعضی هادارای تفاله است.یعنی هرچه بجوی.تفاله آن جویده نمیشود.

ساقه این گیاه رامعمولا جوان ها.به خصوص دخترهادوست دارند.

باریواس.معمولا خورشت ریواس هم درست میکنند.

اماریواس خورشتی.نبایدتفاله داشته باشد.بایدکاملا ترد وشکننده باشد.

یعنی بادست ساقه بشکندوبه دونیم شود.این نوع ریواس رابایدخورشت درست کرد.

طرزتهیه خورشت ریواس.

مقدارلازم گوشت خورشتی رامثل قیمه یاقرمه سبزی.باپیازوروغن تفت داده.سپس مقداری نعناع ..،خشک وجعفری به آن اضافه میکنیم وتفت میدهیم.وازسبزی تازه هم میتوان استفاده کرد،

حالا اگربخواهیم مقدارکمی لپه وچندعددآلونیز به آن اضافه میکنیم وبامقداری آب.صبرمیکنیم تاخورشت کاملا بپزد .

حدوداهفت تاهشت دقیقه قبل ازخوردن.ریواس آماده کرده رادرون خورشت ریخته.وزیرقابلمه راخاموش میکنیم.

چون ریواس بلافاصله له میشود.

این خورشت.اگردرست به عمل آید.بسیارخوش طعم وخوشمزه است،

پیشنهادمیکنم.اگرخیلی ریواس دوست دارید.درفصل ریواس که همان فصل بهاراست.به نیشابور بروید.دم دروازه های شهر.یاهمان ورودی یاخروجی شهرنیشابور.چندین وانت نیسان ایستاده.وهرکدام.چندتن ریواس.درآن انباشته شده.آن هم ازهمان نوع تردومرغوبش،

2-گیاه بعدی که خودروست.به قول ماچناریها.به آن انگدون میگوئیم.

انگدون هم گیاه کوهستانی است.درکوه های چنارفراوان است.

این گیاه.برخلاف ریواس که دارای برگ های پهن بود.برگ های ریزی دارد.

ساقه آن خوردنی است.مزه تندی دارد.ولی طرفداران زیادی ندارد.

گل این گیاه رااگرخشک کنند.میتوان به عنوان مزه درماست یادوغ استفاده کرد.که این هم طرفدارآنچنانی ندارد،

درقدیم که همه گوسفند داشتند.وماست چکیده درست میکردند.گاهی.ماست انگدون درست میکردند.

3-وآخرین گیاه خودرو.که فکرمیکنم.درچنارکسی ازآن هرگزاستفاده نکرده.وشایداصلا.نشناسند کنگراست.

درشهرهابیشترمورداستفاده قرارمیگیرد.

کنگرهم گیاهی بیابانی است.دارای برگ هائی پرازخار.تمیزکردن وآماده سازی آن برای درست کردن خورشت کنگر.خداوکیلی.کار.زنهای مانیست.ساقه این گیاه.موردمصرف قرارمیگیرد،

طرزتهیه آن.مثل خورشت کرفس است باهمان مخلفات.فقط بجای کرفس.ازساقه کنگرآماده شده استفاده میشود.

این خورشت نیزاگردرست جابیفتد

به عنوان تنوع غذائی درسال یکبار.خالی ازلطف نیست.

دوستان توجه داشته باشند.من کلاس آشپزی ندارم.مباداخانم هاازاین به بعدسئوالات آشپزیشان رااز من بکنند.

سئوال هم بکنند.بی جواب نمیمانند.

سلام

مجدداشبتون بخیر

گاهی توجه کردید.بعضی ازفیلم های تلویزیون.که صحنه جنائی داره.

زیرنویس میکنه.که دیدن این مثلا برای افرادزیر15سال ممنوع.

حال من درموردگیاهان خودرو آنچه که هم چناری هامیشناختند.هم شهری هابطورمفصل درباره آنهاصحبت کردم.

اماتعدادی علف های هرز.خودرودرچنارهست.که شماشهری هااصلا نمیشناسید.بنابراین.خواندن این مطالب برای شماشهری ها.ممنوع میباشد،

چون شایداصلا متوجه نشوید.

ومن چون این مواردرامینویسم.میخوام بگم من چناریم.اصالتم رافراموش نکردم.

یک روزی.وروزگاری بااین هاسروکارداشتم.

1-نون غلاغوک.علفی است خودرو

2-اسپسوک

3-الشک

4-بزکشوک

5-تخم رنگ کنوک

6-کوچک.درمورداین گیاه هرزتوضیح بدم.که بارهنگ دانه همین گیاه است

7-موره.علفی است شبیه به چمن که درهرکجابروید.همه زمین رافرامیگیرد

8-خافوروک.خدانکند.درمزارعی سبزشود.وقتی واردمزرعه میشوی مثل کنه.به لباس شمامیچسبد

9-سیاچک.علفی است شبیه به همان سازوک.که قبلادرباره اش توضیح دادم.بایک تفاوت که روی هربرگش یک خط است .که روی برگ سازوک نیست.ضمناخیلی تلخ است

10-تلخه.اسمش همراه خودش است.این علف به قدری تلخ است.که وقتی آنرابادست اززمین میکندیم.بایددست خودراچندین باربشوئیم تاتلخی آن برود.این علف راگاو وگوسفندخیلی دوست دارد،

11-مگ.یاهمان شیرین بیان.که ریشه آن مصرف طبی دارد.ازریشه این گیاه.عرق شیرین بیان میگیرند.ریشه این گیاه درهمه عطاری هاموجوداست.وبرای درمان سرفه های مزمن.بسیارتوصیه شده،

12-تاج ریزی.دانه های این گیاه که خیلی ریزولی شبیه گوجه فرنگی است.مصرف طبی دارد.این گیاه بوته است.مثل بوته گوجه فرنگی،

13-برنجاسک.یابقول شهری ها.بومادران.این گیاه نیز.دارای گل های زرد.وبسیارتلخ.

امادم کرده گل این گیاه.برای.دل درد.دل پیچه.واسهال توصیه شده.

این گیاه درچنارفراوان است.

14-نی بیقوک.این گیاه نیزدرمزارع میروید.دارای ساقه باریک وتوخالی است.وماازساقه آن.سوت.یابقول خودمون.شیتک درست میکردیم،

15-خرکلوز.این هم نوعی علف خودروبود.که برای مصرف گوسفندان استفاده میشد،

16-رازونه.یارازیانه.دانه این گیاه بسیارمعطراست.ودانه رازیانه راباکنجد.گل رنگ.سیاه دانه.مخلوط میکردند.وموقع پخت نان.روی نان میریختند،

دیلار.یک نوع گیاه شبیه به ساقه گندم.بود.وفقط هم درمزارع گندم سبز میشد.مثل ساقه گندم.قدمیکشید.دانه اش هم شبیه دانه گندم بود.ولی درحقیقت.نوعی آفت بودکه درمزارع گندم میروئید،

16-شنگ.این گیاه به نوعی خوردنی است.دارای بوته کوچک.وبرگ بلندوباریک.اگرتازه باشد.یعنی.سفت نشده باشد.قابل خوردن بود،

17-خاکشیر.همه میشناسید.نیازبه توضیح نیست.این گیاه هم خودرواست.درچنارفراوان است.دانه آن مصرف طبی دارد،

18-تلخه شیرینوک.اگرتلخ است.شیرینوکش چیه.این علف راهم گوسفندان دوست داشتند،

19-زورزمین.این گیاه.درقدیم.بیشتردرزمین های جالیزخربزه سبز میشد.

زمین رامیشکافت.ویک مرتبه اززمین مثل گل سنبل بیرون میآمد،دارای گلی شبیه گل سنبل بود.

20-خیه سگوک.چرابه این اسم بود.والله منم نمیدانم،

این بود.کلیه علف های هرزخودرو.که درمزارع چنارمیروئید،

 

شبتون بخیر.منتظرمطالب جدید باشید.

بازی های چنار

سلام.وشب بخیر

این بازی های چناری بود

1-قوتی بازی.جهت اطلاع شماتهرانیها،قوتی بازی همان یک قل.دوقل شماست.که امروزه این بازی دیگر.درهیچ جاطرفداری ندارد،وکم کم به فراموشی سپرده شده.حتی درروستاها.

 

قوتی بازی.بقول چناریها.یایک قل دوقل.بقول تهرانی ها،

اصلا.نحوه این بازی.ماچناریها.باشماتهرانی ها.کلا.متفاوت بود،

یک نوع این بازی رامابا4سنگ بازی میکردیم.وهریک سنگی که اززمین جمع میکردیم.میگفتیم بریک.سنگ دوم.بردو.سنگ سوم.برسه.وسنگ چهارم.برچهار.

اما.شماتهرانیها.میگفتید.یه قل.دوقل.سه قل.چهارقل.ضمناشماباپنج سنگ بازی میکردید.ولی.ماباچهارسنگ،

 

این قسمت اول بازی بود.وادامه داشت بانام های .مثل پل.باربروغیره،

امامادرچنار.معمولا این نوع بازی رانمیکردیم،

یک نوع.بازی داشتیم.باتعداد.سنگ های زیاد.مثلا.ضریب.9-12-15-18-21

که هرنفربایدتعدادسنگهاش بادیگران مساوی باشد،

قوتی بازی.رانمیشود.نحوه بازی کردن.به روش چناری رابانوشتن تشریح کرد.

درهرحال درزمان خودش سرگرمی خوبی بود.به خصوص.وقتی برای گوسفند.چراندن.چندنفرباهم میشدیم.وبه باغ ها میرفتیم.روی زمین خاکی مینشستیم.سرگرم بازی میشدیم.یک وقت متوجه میشدیم.گوسفندهارفتند

زراعت های مردم.

2-موش کوربازی.همان لی لی شماتهرانی هاست،

دراین بازی نیز.بازی چناریها.جالب ترازشماتهرانی هابود.من اصلا بازی تهرانی هانمی پسندیدم.

درتهران.این بازی رابیشتردخترهابازی میکردند.دخترانه بود،

نحوه این بازی راهم نمیشود.بانوشتن توصیف کرد،

3-ترکه بازی.

این بازی درتهران اصلارسم نیست.بازی محلی است،

که دربعضی.شهرها.به آن چوب بازی میگویند،

من چوب بازی بعضی.ازشهرهارا.چه زنده.وچه ازتصویرتلویزیون دیده ام،

امانه اینکه بخوام ازبازی چناری هاتعریف کنم.

بطورکلی.ترکه بازی چناریهاازهمه جاجالب تره.

درچنار.ودرقدیم.که بیشترعروسی هاباسازودهل بود.ترکه بازی.فقط درعروسی هارایج بود.

مثلا.وقتی سرشب داماد.رابه حمام عمومی.همان حمام قدیمی داخل قلعه کهنه میبردند.تادامادازحمام بیرون بیاید.که گاهی بیش ازیک ساعت بطول میانجامید.مردها.توی کوچه.جلوحمام.ترکه بازی میکردند،

چنارترکه بازان قهاری داشت.مثل .مش مراد.پسرش آقامیرزا.صمدعلی آقا.

ابوالقاسم تقی.کل امرالله.

نحوه این بازی.یک تکه چوب بزرگ بود.مثل دسته بیل.ویک تکه چوب باریک.که به آن ترکه میگفتند.

دونفراول.که واردبازی میشدند.یک نفرترکه.ودیگری چوب بزرگ رابصورت .محافظت ازپاهای خودش بود.بدست میگرفتند.ابتدامقداری رقص پامیکردند.باآهنگ همان سازودهل.سپس آنکه چوب ترکه رادردست داشت.قصدزدن به پای طرف مقابل.راداشت.که طرف مقابل بایدباچوب بزرگی که دردست دارد.ازخودش دفاع کند.

بعدچوب هاراعوض میکردند.چندبارکه ادامه میدادند.

دونفردیگرواردکارزارمیشدند،

من یکباردرجلوهمان حمام که بازی راتماشامیکردم.ترکشی ازچوب ترکه.دررفت. به چشم من خورد.من رابه خانه علی جان صبوری که درنزدیکی حمام بودبردند.وخلاصه که عروسی آن شب باترکه دیگران.موفت من شد،

الان.عروسی هادرچنارنیز.مثل شهرها.باارکستر.وخواننده.برگزارمیکنند.

اما.ساز ودهل چیزدیگری بود،

4-ترونه بازی.درتهران.ترنه بازی .

این بازی.درگذشته.درقهوه خانه انجام میشد.وبازی مسخره ای بود،

ترونه بازی درچنار.بازی خیلی جالبی بود.ودرزمین همین حسینیه فعلی.

مردان بزرگ.مثل مش رضاحسین دده ای.مش مراد.حاج آقامندسن.ترابعلی رجائی.وو.....بازی میکردند.

نحوه این بازی.دایره بزرگی روی زمین می کشیدند.

بعدیارگیری میکردند.به دودسته تقسیم میشدند.

قرعه میکشیدند.

بالاخره .دسته بازنده بایدبرند.داخل دایره.وهرکدام.یک شلاق.یاکمربند.رابگذارندزیرپایشان.

دسته دوم که بیرون دایره هستند.باید.این شلاق هارااززیرپای آنها بردارند.

به شرطی که اینهاکه داخل دایره هستند.باپا.به پای آتهانزنند.

اگرپای یکی ازداخل دایره ای ها به پای یکی ازبیرون دایره ایها.بخورد.آنها

سوخته اند.بایدجایشان عوض کنند.

وای برآن زمانی که کلاهمه شلاق هاازداخل دایره ایهاگرفته میشد.

باشلاق آنهارامیزدند.تازمانیکه.یکی ازداخلین پایش به پای گروه بیرونی.

بخورد.بعدجاهاعوض میشود.

باسلام.وشب بخیر واحوالپرسی

همانگونه که وعده کرده بودم.مجدداازامشب.یکشنبه شب.25بهمن ماه94

ابتدا ادامه بازی های چناری وسپس مطالب جدیدی رابرای شمامینویسم،

یکی دیگرازبازی های چناری.چوق پل بازی بود.که درتهران به این بازی الک دولک میگویند،

من همه بازی هایی راکه تاالان نام بردم.نوع بازی تهرانی هاراهم دیده ام.

هیچ کدام جذابیت بازی های چناری راندارد،

چوق پل بازی.یاالک دولک به قول شهری ها.

این بازی تشکیل شده ازدوتکه چوب.یکی به طول حدودا یک متر.ودومی به طول. 20 سانت.

نحوه بازی.ابتدا افرادبه دودسته مساوی تقسیم میشوند.وبعدازقرعه.دسته برنده بازی راآغازمیکنند.

بدین صورت که به نوبت باچوب بزرگ.چوب کوچکتررابطرف.گروه دیگرپرتاب میکنند.

افرادآن گروه.بایدچوب رابگیرند.اگرتوانستندچوب رادرهوابگیرند.دسته اول سوخته وجابجائی گروه ها انجام میشود .

البته نمیشود.بانوشتن.کلیات نحوه بازی راتشریح کرد.

من ازاین بازی نیز.مثل همان ترکه بازی که مردهادرعروسی هابازی میکردند.ترکش چوب به چشمم خورد.

دراین بازی که یک روزباخدارحمت کند.بامرحوم بهرام دهقان دونفری بازی میکردیم.آن تکه چوب 20سانتی.به شدت به چشم من خورد.ودرست به همان چشمی.که یکباردر ترکه بازی مردهاضرب دیده بود.وامروزآثارآن رامشاهده میکنم.سالهاست دیدچشم راستم.نسبت به چشم چپ کمترمیباشد،

وامابازی دیگرچناری ها.گل گلوک بود، می آمدیم سرجوی آب .گل درست میکردیم.وباگل مثلا خانه میساختیم.یازمین راکرت بندی میکردیم.مثلا کشاورزی میکنیم،

بازی دیگرچناری ها.قام قاموک،یاهمان قایم موشک تهرانی ها.که همه.نحوه بازی رامیدانید.

همین الان هم.شایدگاهی .بزرگترها بابچه هاشون.یانوه هاشون.توساختمان انجام میدهند،

بازی.دیگری که درچنارانجام میدادیم.شبلی نون شبلی.

که این اسم بی مسما.هیچ معناومفهومی ندارد.نمیدانم چناری ها این واژه راازکجا آورده اند.

این بازی.به ترتیب.ازروی هم پریدن بود.بصورتی که خم میشدیم.وپشت سرهم.ازروی یکدیگرمیپریدیم.

وبازی دیگرچناری ها.تخم مرغ بازی بود.واین بازی فقط سالی یکبار.آنهم

روزعیدنوروزبود.

چون درچنار.رسم بود.زن هاتعدادی تخم مرغ رادرشب عیدرنگ میکردند.

وصبح عیدکه معمولابعضی بچه ها.به همه خانه هاسرمیزدند.دوتاتخم مرغ به هرکدام.عیدی میدادند.

اما این بازی درروز عید.بین مردهابیشتررایج بود.وبعضی هادراین بازی حرفه ای بودند.

درزمین.همین حسینیه فعلی.جمع میشدند.وتاغروب تخم مرغ بازی میکردند.وبادست پروتعدادزیادی تخم مرغ به خانه میرفتند.

البته.این بازی چون بردوباخت داشت.شرعاحرام بود.اماکسی به این مسائل توجه نمیکرد.

نحوه بازی.تخم مرغ راطوری دردست میگرفتند.که.سرتخم مرغ پیدابود.

طرف مقابل.باتخم مرغ خود.به سرتخم مرغ طرف دیگرمیزد.

اگرتخم مرغ هرکدام می شکست.نفربرنده بازی راادامه میداد.

وبازی دیگری که معمولا.پسرهاانجام میدادند.به قول خودمان.توپه بازی بود.آخه مابه هرتوپی می گفتیم.توپه،

اصلا اسم فوتبال راهم که نشنیده بودیم.

مدرسه.یه توپ داشت.میآمدیم .تویک زمین باز.وباپازیرتوپ میزدیم.به سمت بالا.

اما.اکنون سالهاست.که درچنارزمین فوتبال دارند.تیم فوتبال دارند.

وآخرین بازی.بازی کفترچاه بود.

درپای درخت (بن)یکی ازچاه های قدیم که پرشده بود.به دوراین چاه میدویدند.

این چاه هنوزهم وجوددارد.وبه گونه ای محل تفریح جوان هاست.

این بودبازی هائی که درقدیم درچناررایج بود.چون حقیقت.هیچ گونه سرگرمی دیگری نداشتند.

وهم اکنون.به جزکفترچاه.همه آنهابه فراموشی سپرده شده.ومنقرض گردیده.وامروزبازی های.رایانه ای وموبایل.همه راازصغیروکبیر.پیروجوان.کوچک وبزرگ.صبح تاشب.شب تاچهارصبح سرکارگذاشته.

 

خداوندعاقبت.مردم ایران راختم به خیرکند.انشاالله...دوست دارشما.داودی،

مهاجرین از شهرهای بزرگ به چنار

اگروقت نکردید مطالب گذشته رابخوانید.یابراتون جالب نبود.به دلیل اینکه .افرادرانمیشناختید.یابه هردلیل وو....

خواهش میکنم این مطلب راحتما بخوانید.چه آنهائی که توچنارهستید.

وچه درشهرها،

خاطرتون هست که گفتم.عده ای ازساکنین چنار.ازشهرهابه چنارمهاجرت کردند،

ازجمله.سادات(سیدها)مثلا.آسیدحسن خاکساراصلیتش.اقلیدی بود.آمدساکن چنارشد،

یاآن سه برادر.آسید عباس.آسیدحسین.آسیدرضاطباطبائی.وپدرشان که من.پدرشان رابه خاطرندارم.امامادرشان رابه خاطردارم.که درچنارزندگی میکرد.

این ساداتی که عرض کردم.مردمانی بسیارخوب.خوش بیان.خوش مرام.ساده ودوست داشتنی بودند،

اصلیت این سه برادر.وپدرشان.ازنصرآبادیزدبود،

این موضوعی راکه برای شمامینویسم.قصه نیست.حقیقت است.واین اتفاق.برای یکی ازاین سادات اتفاق افتاده.شنیدن.یاخواندن آن خالی ازلطف نیست،

میگن اگرخدابخواد.درنعمت وروزی رابه روی یک بنده اش بگشاید.

گاهی ممکن است.یک کلمه.یایک جمله.باعث شودکه یک مرتبه تحولی درزندگی.یک انسان بوجود آید،

واین داستان مربوط به یکی ازاین سادات است.که ساکن چناربودند،

خوب.اجازه بدید.قبل ازاینکه به این ماجرای جالب که برای این سیدبزرگوار اتفاق بیفتد.بپردازم،چون این ماجرادرسرحد.اتفاق افتاده.

اول درباره سرحدتوضیح دهم.چون جوان هائی درتهران زندگی میکنند.مسلما.سرحدرانمیشناسند.

سرحد.شایدحدودا60الی70کیلومتری چنارواقع شده،راه سرحدازشهراقلیدمیگذرد.واکنون جاده ایست آسفالته.وراه میان بری است به شیراز.وحدودا.حوالی مرودشت.این راه میان بر.به جاده اصلی.اصفهان.شیرازتداخل پیدامیکند،

سرحد.دردامنه کوه بل واقع شده.ودرگذشته که برف وباران زیاد میبارید.ومثل این سالهاخشکسالی نبود.کوه بل گاهی تاپایان تابستان هم هنوزبرف داشت،به همین دلیل.دردامنه این کوه آب فراوان بود.ودراین منطقه.زمین های زیادی رازیرکشت.گندم.جو.عدس.لوبیا.هلر.میبردند.،

مالکین این منطقه(سرحد)کلا برای سادات.احترام خاصی قائل بودند،

اصلا.درگذشته.همه مردم.به سادات.احترام میگذاشتند،

سادات.ودراویش.چنار.موقع برداشت محصول.گندم.وغیره.به سرحدمیرفتند،

سادات.درمنازل.مالکین سرحد.روضه میخواندند،

ودراویش.درسرزمین.یاخرمن.قصیده.ومدح ازائمه میخواندند.ومالکین سرحد.که .دوستدارائمه معصومین بودند.ازمحصولات خود.به آنهاکمک میکردند،وبدین صورت.مایحتاج سالیانه .سادات.ودراویش تامین میشد،

 

حال بشنوید.ازسادات.اینهادرطول مدت برداشت محصول.درسرحدمیماندند.وهرشبی هرکدام.درمنزل یکی ازمالکین.مهمان بودند.وبرایشان.روضه میخواندند.

حال.بشنویدازاصل قصه،

یک شبی که یکی ازاین سادات.درمنزلی مهمان بود.ظاهرا.عروس ودامادی ازاین خانواده.چندسالی بودازدواج کرده بودند.ولی بچه دارنشده بودند،

اهل خانه.یعنی بزرگان خانه.ازآقاتقاضا میکنند.که درحق این عروس وداماد دعاکند.شایدبچه دارشوند،

حالا آقادعامیکند.یانه.

بشنوید.ازسال بعد.که دومرتبه آقاموقع برداشت محصول به سرحدمیرود،

برحسب اتفاق.عروس خانم حامله بوده.فکرمیکنید.چه اتفاقی میافتد،

دورآقارامیگیرند.دست آقارامیبوسند.وبه این سیدبزرگوارخیلی.خیلی احترام میکنند.ودراین سال جنس بیشتری ازهمه محصولات خودشان این دوخانواده عروس.دامادبه آقامیدهند،

حال بشنویدازچندماه بعدکه سیداتفاقی.به سرحدمیرود وشبی رادراین خانواده.عروس وداماد.مهمان میشود،

این دوخانواده که ازباردارشدن عروس خانم به وجدآمده وخیلی خیلی خوشحال بودند.

ازاین سیدبزرگوار.تقاضامیکنند.حالا.که ازدعای خیرشماعروس ماباردارشده،

ممکنه نظربدید.عروس خانم پسرمیزاد.یادختر.آنزمان هم که مثل الان علم پیشرفت نکرده بود.که جنین دختربودن.یاپسربودنش مشخص شود،

لذا.ازآنجائیکه.خداوند.میخواهدآبروی این سید رابخرد.وزمینه رزق وروزیش رامیسرکند،

دراینجا.آقاکم نمیاره.میگه به عروس خانم بگیدچندقدم بطرف من بیاد.

عروس خانم چندقدمی به طرف آقامیاد،آقامیگه حالاهمان چندقدم که آمدی.برگرد.عروس خانم برمیگردد،

حالاشمافکرمیکنید.آقاچه جوابی به این دوخانواده میده،

آقا.یه فکری میکنه.بعدمیگه.والا آمدنش دختره.رفتنش پسر،

آقابه چناربرمیگرده.

اماسال بعدکه موقع برداشت محصول به سرحدمیره،

فکرمیکنید چه اتفاقی افتاده.میتونیدحدث بزنید?

عروس خانم زائیده.یک پسرکاکل زری ویک دخترمامانی،

آقامیشه پسرپیغمبر.آقاراروی دست بلندمیکنند.دست پای آقارامیبوسند،

وازآن پس.این دوخانواده یک مستمری برای آقادرنظرمیگیرند.اگرایشان به آنجاهم نمیرفت.براش میفرستادند،

بعدازفوت این سیدبزرگوار.چندسالی همسرش میرفت.ومستمری رامیگرفت.

این قصه نبود.حقیقت بود.

شبتون بخیر....داودی

زنانی که 2 بار ازدواج کردند

زنانیکه.بعدازفوت شوهرشان.یاجداشدن ازشوهرشان.دوباره ازدواج کردند،

1-مرحومه.جواهر.بعدازفوت شوهراولش.یوسف.به همسری. مرددیگری به نام عباس درمیآید.وبعدازفوت شوهردوم.برای سومین باربه همسری مش خان باباآجعفردرآمد،

2-مرحومه.عشرت خانم.عشرت خانم آرضاقلی.آخرین همسرعلی آقا.خان چنار.بعدازفوت علی آقا.به همسری.رحمت الله صادق درآمد.

البته.رحمت الله صادق.همسردیگری.درنجف آباد.داشت.که باعشرت خانم هم ازدواج کرد،

3-گل جان عبدالله طالب.بعدازفوت شوهرش علی جان خیراندیش.برای مدت کوتاهی به همسری مش محمدآحسین درآمد،

4-فاطمه رجائی.دخترمش غولملی.بعدازفوت مرحوم قدمعلی هاشمی.به همسری امام قلی رجائی درآمد،

5-مرحوم.حمیده.بعدازفوت شوهراولش.که من اسم آن رانمیدانم.پدرمرحوم.آقلی.وحل نسا.به همسری.مش شکرالله رستگاردرآمد،

6-مرحومه.ملک خانم رجامند.بعدازفوت شوهرش حسن آقاپسرکل اسدآقا به همسری ثانی علی آقادرآمد،

7-مرحومه شمسی داودی.بعدازفوت شوهرش مرتضی علیکبر.به همسری مش مرادرجائی(مرادعلی خان)درآمد،

8-مرحومه عصمت خانم.بعدازفوت شوهرش حاجی خان آجعفر.به همسری حسینقلی خان جان.شوهرخواهرخودش درمیآید،

9-مرحومه آلمانوس.بعدازفوت آقاجلال رجامند.به همسری جانقلی اقلیدی درآمد.وازجانقلی صاحب چندفرزندشد،

10-مرحومه.مریم.بعدازجداشدن ازجانقلی.شوهراولش.به همسری غلامعلی حسن حاج رحیم درآمد.وصاحب یک فرزندبه نام حسن آقاشد،

جالبه که جانقلی ومریم.زمانیکه زن وشوهربودند.بچه دارنشدند.وقتی ازهم جداشدند.مریم ازغلامعلی.وجانقلی ازآلمانوس صاحب فرزندشدند

11-گوهرمش بب خان.مادرغلام گنگ.بعدازفوت شوهرش قاسم.به همسری عباسعلی اسحاق درآمد،

12-جمیله.بعدازفوت شوهراولش .اسم شوهراولش رانمیدانم.به همسری باباجان داودی.باباجان فتحعلی درمیآید،جمیله یک فرزندپسرازشوهراولش دارد.وچندفرزندازباباجان،

13-گلی کل نجف.بعدازفوت شوهراولش.ظاهرااسمش غلوم بوده.به همسری درویش نورعلی درآمد.گلی ازشوهراولش دوفرزندپسرودختر.بنام های.احمدوفرخ دارد،

14-مرحومه حبیبه داودی.بعدازجداشدن ازشوهراولش.حسین آقاعباس.درتهران به همسری مردی بیگانه درآمد.که دربخشی که فقط ازحبیبه نوشته بودم.اگربه خاطرداشته باشید.مفصل صحبت کردم.

مرحوم حبیبه.ازحسین آقاصاحب فرزند نشد.وبه همین دلیل ازهم جداشدند.اماازشوهردومش.صاحب 5فرزندشد.که درآن تصادف.همه کشته شدند،

15-کل بیب خنسا.بعدازفوت شوهراولش.مش مندحسین.به همسری مش مرتضی آحسین درآمد،

16-ناهیدصادقی.اجازه بدیددراین باره چیزی ننویسم.چون یه مقدارمسئله پیچیده است،

17-مرحومه سلیمه.بعدازجداشدن ازمرحوم.خلیل خدارضا.به همسری.حاج صدرالله دهقان درآمد،

18-خانم ثمنگل رجائی.دخترترابعلی علی خان.بعدازجداشدن ازشوهراولش.محمدعلی باباجان.به همسری.شخصی بنام.محرم.یاسروردرآمد،

خانم ثمنگل.یک فرزندپسرازشوهراول.وچندفرزندازشوهردومش دارد،

19-مرحومه.توران رجائی.دخترحاج نجات.ابتدابه عقدآقای محمدتقی امینی درآمد.ولی درهمان عقدجداشدند.این مرحومه.بعدا بامردبیگانه ای ازدواج کرد،

20-مرحومه.آفاق صبوری.بعدازجداشدن ازشوهراولش.حس عرب شیبانی.به همسری.مردی بیگانه درآمد.

21-مرحومه.فاطمه.داودی.دخترمیرزمندلی.بعدازجداشدن ازشوهراولش.محمدگلبس.به همسری.به همسری مردی بیگانه.بنام غلامعی بنی فرمقدم درآمد.صاحب 3فرزندشد،

22-مولود.همسرعزت الله داودی(عزت الله آمیرزداوود)بعدازفوت شوهرش.به همسری دیگری درآمد،

23-فاطمه دهقان.دخترصباخانم.فکرمیکنم دوبارازدواج کرده.واطلاعات زیادی ازآن ندارم.

24-بی بی ماه داودی.بعدناپدیدشدن شوهرش.به همسری مردی بیگانه درتهران درآمد،

25-خانم ز-ابعدازجدائی ازشوهراول.به همسری پسرعموی خودش درآمد

26-مرحومه.خانم فرخ هاشمی.دخترگلبس.بعدازجدائی ازشوهراولش.به همسری رحمت الله قاسمی درآمد،

خانواده های تک فرزند

میخواهم شمارا.باخانواده های تک فرزند.آشناکنم.

خانواده هائی که شایدبیش ازیک فرزند.داشته اند.اما یک فرزندبرایشان باقی مانده.

ابتدا.ازقلعه نوشروع میکنم،

1-مرحوم اس حیدر وفائی .همسرش خدیجه.تاآنجاکه من بخاطردارم اس حیدرمقنی بود.حال چرابه اواس حیدرمیگفتند.نمیدانم،

وسرانجام.زمانیکه بافرزندش مهدی.سرقنات.قرماسبگی.کارمیکردند.درچاه افتاد.وبه رحمت خدارفت.

ازاین زن وشوهر.یک فرزند.بنام مهدی وفائی به یادگارمانده،

2-حاجی خان دهقان(حاجی خان آجعفر)همسرش عصمت خانم.که یک فرزند به نام بمانه.برایشان باقی مانده.

به نظرمیرسد.فرزندان دیگری بوده اند.ولی.نمانده اند.به همین دلیل نام این رابمانه میگذارند.که میماند.

بمانه گذاشته اند.که میماند،

بعدازفوت حاجی خان.عصمت خانم به همسری.حسینقلی.خان جان.درمیآید.درحقیقت.جانشین خواهرش میشود،

عفت خانم.خواهرعصمت خان.زن حسینقلی بود.که زودترازشوهرش به رحمت خدارفت.که درنتیجه.بعدها.عصمت خانم.به همسری حسینقلی درآمد.

3-کل اسدآقا.دهقان.(اسدآقامرستم)ملارستم.همسرش بی بی معصومه.

ازاین زن وشوهر.درحال حاضر.یک فرزند.باقی مانده.

محمدعلی.شوهرخانم زمان.

اماتاآنجاکه من شنیده ام.کل اسدآقا.یک پسردیگر.بنام حسن آقاداشته.که باملک خانم.مل مندلی.(ملامحمدعلی)خواهرآقاجلال.وآقاصدراازدواج میکند.

حسن آقابه رحمت خدامیرود.وظاهرا.این زن وشوهرصاحب فرزندنشدند.

بنابراین.ملک خانم.بعدا.به همسری.ثانی علی آقا.درمیآید.

واین زن وشوهر.صاحب یک دخترمیشوند.بنام فاطمه.

فاطمه.به همسری.مشد امان تقیه درمیآید.مشدامان.اهل اقلید بود.

اما متاسفانه.بعداز5فرزند.3دخترو2پسر.درموقع وضع حمل فرزندششم.به رحمت رحمت خدامیرود.

برای این مادر.طلب آمرزش.وبرای.همسروفرزندانش.صبرواجرعظیم راازخداوند.مسئلت داریم.

ببخشید.قراربود.اول.قلعه نوی هارابنویسم.که.این مورد.اشتباه شد.

ودرادامه.تک فرزندی ها،

4-مش رقیه.نام.مرحوم شوهرش رانمیدانم.پدرحاج جمشید رستگار،

فکرمیکنم.ازاین زن وشوهر.همین یک فرزند بوده.که به یادگارباقی مانده.

مش رقیه.شوهرش.به رحمت خدامیرود.

ومن ازشوهرش چیزی نمیدانم.ولی مش رقیه راکاملا.به خاطردارم.

5-قاسم.شوهراول .مش گوهر.پدرغلام گنگ،

چون قاسم رابخاطرندارم.چیزی درموردش نمیدانم.

ازاین.زن وشوهر.یک فرزند.به یادگار.میماند(همان غلام گنگ)

مش گوهربعدها.به همسری.عباسعلی.اسحاق.درمیآید.وسالیانی بااوزندگی میکند.

مش گوهر.مادرغلام گنگ.درچنار.نانوائی میکرد.وچون آنزمان نان رادرتنور زمینی.می پختند.

بنابراین.غلام.هرروز.باید.به صحرامیرفت.وهیزم میآورد.

تامادرش ازراه نانوائی.زندگی خودرااداره کند.

6-مش کریم.(کریم سرحدی)اسم زنش.شاه نسابود.

ازاین زن وشوهر.نیزفقط یک دختر.بجامیماند.

این دختر.به همسری.علی رجائی(علی فلاح)فرامرزدرمیآید.

7-نجفقلی .باقری.(نجف آغلی)همسرش جهان سلطان.دخترحسن حاج رحیم،

ازاین زن وشوهر.یک فرزند.به نام عباسعلی به یادگار.باقی میماند.

مرحوم.عباسعلی باقری.ابتدا.درتهران ساکن بود.وبه استخدام.وزارت نیرودرمیآید.وبعدها به شهرستان آباده انتقال پیدامیکند.

وسرانجام.به رحمت خدامیرود.ودرزادگاهش.چنار.بخاک سپرده میشود.

خداوند.روح آن مرحوم.وپدرومادرش راغریق رحمت فرماید.

7-ابوالقاسم صادقی(ابوالقاسم تقی)نام.همسرش ربابه.

ابوالقاسم.مدتی کدخدای چناربود.وبعدازایشان.دیگردوران کدخدائی.به سرآمد.

ودهیاردرروستاها.جایگزین کدخداشد.

ازاین زن وشوهر.یک فرزند.به نام محمدتقی.به یادگارمانده.

9-میرزجان.کل ممرضا(میرزاجان.کربلائی محمدرضا)

فکرمیکنم.ازمیرزاجان.یک پسربه جامانده.

میرزاجان فامیلیش داودی بود.ولی نمیدانم.چه نسبتی باماداودی هاداشت،

ازهمسرش نیزچیزی نمیدانم. چون.اورابخاطرندارم.

ولی خودمیرزاجان راکاملا به خاطردارم.

مردی قوی.وتنومندبود.زورزیادی داشت،

تکه سنگی.درقلعه کهنه بود.باش میگفتند.سنگ دغاقی.هیچ کس.قادرنبود.این سنگ راتکان دهد.ولی میرزاجان.خیلی راحت.سنگ رابغل میکرد.وراه میرفت.

شاید.قدیمی هاسنگ.دغاقی رابه خاطرداشته باشند.

9-میرزاشمس.(میرزانورعلی)همسرش شرف.که هنوزدرقیدحیات است،

ازاین زن وشوهر.یک فرزند.به نام.حیدر.بجامانده.

اگرچه.میرزا،درویش بود.ولی.فرزندش حیدر.شغل درویشی رانپذیرفت.وظاهرا.درشیراز.بکاردیگری.مشغول میباشد،

10-رحمت الله.کنعانی.(رحمت الله.کبل حاجی)کربلائی حاجی،

نام.همسرش.فاطمه.دخترحاج علی حسین،

ازاین.زن وشوهر.یک فرزنددختر.بجامیماند.که به همسری.عزت الله.میرزاحمد.درمیآید.وچندسالی است.به رحمت خدارفته،

11-ثانی علی آقارانوشتم.که.باملک.خانم.همسربیوه حسن آقا.پسرکل اسدآقا.ازدواج.میکند.ویک فرزند دختربه نام فاطمه.برایشان باقی میماند.

که.به همسری.مشدامان.تقیه.درآمد.ولی متاسفانه.به رحمت خدارفت.

برای شوهر.آن مرحومه.وفرزندانش.آرزوی.طول عمرباعزت. توام باسلامتی.راآرزومندیم.

12-حاج غلامغلی دهقان(غلامعلی حسن حاج رحیم)ایشان.بعدازفوت.زن اولش.مرحومه.طاهره علی آیا.

همسری.بنام مریم.که قبلا.زن.جانقلی اقلیدی بوده.وصاحب فرزند نشده بود.اختیار میکند.ولی مریم ازغلامعلی.صاحب.یک پسرمیشود.به نام حسن.

البته.مرحوم.غلامعلی.ازهمسراولش.طاهره.علی آیا.3پسرو2دخترداشت.

ولی.ازهمسردومش.بامریم.تک فرزند.محسوب میشود.

این بود.سرگذشت.خانواده های.تک فرزند.چنار.

شماخوانندگان.عزیز.وبزرگوار.اگرافراد دیگری راسراغ دارید.کم من ازقلم

انداخته ام.سپاسگزارم.اگریادآوری بفرمائید.تاازآنهانیز یادشود.

تفاوت چنار با تهران

میدانید.فرق.چنار.باتهران.چیست?

فرق چنار.باتهران.این است.که.درتهران.مردم ازروستاها.به تهران.مهاجرت میکردند.

اما.درچنار.مردم.ازشهرها.به چنار.هجرت کرده اند،

به.عنوان مثال.پدربزرگ.درویش اکبر.یاهمان.حاج اکبر.گفتیم که اصلیتش شیرازی بوده.به چنارمهاجرت میکند.

درویش قوچعلی.اهل ورزنه.بوده.ورزنه.شهرستان کوچکی است.بین شهرضا.واصفهان.البته کنارجاده .آسفالته اصفهان.شیراز.نیست.ولی ورزنه.جزواستان اصفهان است.

چندنفر.ازابرقو(یاابرکوه)به چنارمیآیند.میآیند.ازچنار.همسراختیار میکنندومقیم چنارمیشوند،نمیخواهم نام آنهاراذکرکنم.فکرمیکنم 6نفربودند.که ازابرقوبه چنارآمدند.ودرچنارهمسراختیارکردند.وساکن شدند،

استادعلی یزدی.بزرگ.طایفه اوسلی ها.ازیزدبه چنارمهاجرت میکند.وچناررابرای اقامت دائمی برمیگزیند.وامروزبه لطف خدای بزرگ.یکی ازطایفه های بزرگ چنارمحسوب میشوند.وهمه بازماندگان.استادعلی.چه آنهایی که درچنارباقی ماندند.وچه آنهایی که.درحال حاضردرشهرستان هازندگی میکنند.اززندگی.مرفهی برخوردارند،

سادات چنار.کلا.چناری نبودند.

سیدحسن خاکسار.ازاقلید.به چنارآمد.ومدت زیادی.ساکن چناربود.وبعدها دوباره به اقلیدبرگشت،

سه برادر.بنام های.سیدعباس.سیدحسین.وسیدرضا.اصلیتشان.ازنصرآبادیزدبوده.پدرشان رامن به خاطرندارم.ولی مادرآنها رابیاد دارم

ایشان نیزدرچنارزندگی میکرد.به نظرمیرسد.این سه برادر.به اتفاق پدرشان ازنصرآبادیزد.به چنارمهاجرت میکنند.وچناررابرای اقامت برمیگزینند.

البته.حاج سیدحسین.وسیدرضا.بعدها.مجددا.به نصرآبادیزدبرمیگردند.

اما.سیدعباس.درچنارباقی میماند.ودرچنارهم.به رحمت خدامیرود،

شیخ محمدباقرریاضی یزدی.که دربخش مساجدچنارازایشان مفصل صحبت کردم.ایشان نیزازنصرآبادیزدبه چنارمهاجرت کرد.وچندسال درچناراقامت گزید.بعدهادوباره به یزدبازگشت،

شخصی.بنام محمدرقیه یزدی رابه خاطردارم.که درچنار زندگی میکرد،بدون شک ایشان هم ازیزد به چنارآمده،

حسین دده ای.پدرمرحوم مش رضا.محمدخان.حسن خان.وغلام.شوهرخاورملک ممد.ایشان نیزازدهدق(روستائی است)نزدیک آباده.که به زبان عامیانه به آن دده میگویند.ایشان نیزازدهدق به چنارهجرت میکند.وچناررابرای اقامت دائمی برمیگزیند،

پس.چناری های عزیز.هم ولایتی های بزرگوار.چناررادست کم نگیرید.

چناریکروزی.مثل اروپای امروزبوده.همانطورکه مردم کشورهای.افغانستان.پاکستان.هندوبنگلادش.ازکشورخودشان.به کشورهای اروپائی میروند.وآنجارابرای اقامت برمیگزینند.

 

آنهائی هم که ازشهرها ونقاط مختلف به چنارمهاجرت کردند.چنارآنروزبرای آنهااروپای امروزبوده،

 

قدرزادگاهتان رابدانیدوبرخودببالیدوافتخارکنیدکه چناری هستید،

دراویش چنار

این عزیزان بزرگوار.مردمانی.صدیق.بااخلاص.بامرام.بی آلایش.وبه طورکلی عرض کنم.همیشه ودرهمه حال.نسل درنسلشان.برای چنارآبادی بودند.

من.ازمرحوم.درویش اکبر.که به ایشان.حاج اکبر میگفتند.به خاطردارم،

من.فکرمیکنم.ایشان.باتوجه به اینکه.پدرش درویش بوده.ظاهرا.درماه.ذیحجه.متولد میشود.به این دلیل.به ایشان حاج اکبرمیگفتند.

درزمان های قدیم.رسم بود.اگرفرزندی.درماه ذیحجه متولد میشد.اسم اوراباپیشوند.حاجی صدامیکردند.

پدربزرگ.حاج اکبر.یاهمان.درویش اکبر.اصلیتش اهل شیرازبوده.

بعدبه چنارمیآید.

همانگونه که عرض کردم.من ازحاج اکبر.راکاملا به خاطردارم.

برادر.حاج.اکبر.درویش عباس بوده.

اگراشتباه نکنم.ازحاج اکبر.دوفرزند.بجامیماند

1-مشدحسین.یاهمان.درویش حسین.همسردرویش حسین.اهل ابرقوبوده.

ازدرویش حسین.3پسر.به نامهای.پنجعلی.داوود.واکبر.ویک دختر.بجامیماند.

که.پنجعلی.به استخدام ارتش درمیآید.ومدت 30 سال.درارتش خدمت میکند.که دراواخرخدمتش.جنگ ایران وعراق شروع میشود.ومدتی ازخدمتش رادرجبهه جنگ.برای دفاع ازخاک میهن میگذراند.وسپس.به. افتخاربازنشستگی.نائل میگردد.

ایشان.ازخانواده.مرحوم.حاج حسین.کل جعفر.همسراختیارمیکند.وبعدازبازنشستگی.به چناربازمیگردد.وباخریدملک زراعی.وباغ خودش راسرگرم.میکند.وهم اکنون.درسورمق خانه خریده.ودرآنجازندگی میکند.

واما.فرزند دوم درویش حسین.آقاداوود.ایشان نیز به استخدام نیروی انتظامی درمیآید.همسرش بیگانه است.ومدت 30 سال خدمت خودرادرنیروی انتظامی.تهران سپری میکند.وسرانجام.به افتخاربازنشستگی نائل میگردد.وظاهرا.درتهران.به زندگی ادامه میدهد،

وفرزندسوم.درویش حسین.دخترش بود.که. به همسری پسرسیدآقا.درویش.درمیآید.که متاسفانه.شوهرش دراثربیماری.به رحمت خدامیرود،

واما.فرزند.چهارم درویش.حسین.اکبر.که درهمان چنارمیماند.وبادخترعموی خود.دخترمش خرم.ازدواج میکند.وبه شغل کارگری.کشاورزی.ادامه میدهد.اما.اکبروعباس وکاظم این 3پسرعمو.آبادی چنارند.افتخاراین روستاهستند.اگراین سه نفرنباشند.چناری هاباید.قیدعزاداری رابرای همیشه بزنند.روضه خوان چنارند.مداح چنارند.درایام فاطمیه.ایام دهه محرم.ماه صفر.مجالس ختم اموات .اگرواقعا.این سه نفرنباشند.

عزاداری چنار.هیچ لطفی ندارد.وخداوکیلی.آبادی چنارند.

خدارحمت کند.مشدحسین.14سال زودترازهمسرش.به رحمت خدارفت.درویش حسین نیزدرزمان حیاتش.درایام عزاداری نقش موثری. داشت.

واما.دومین فرزند.حاج اکبر.یاهمان.درویش اکبر.مش خرم.یادرویش خرم،

درویش خرم.همسرش.اهل آباده بودع.و17سال زودترازشوهرش به رحمت خدا میرود

درویش خرم.اخیرا.به رحمت خدارفت.درویش خرم درزمان فوتش 89 ساله بود.خدایش رحمت کند.ایشان نیز.درتمام مدت عمرش درمراسم عزاداری های چندنقش موثری داشت.

ازدرویش خرم.نیز.3پسر.ویک دختربه یادگار.باقی مانده.که دخترش همسرپسرعمویش اکبر میشود.

وسه فرزند.پسرش.عباس.ازخانواده حسین باقریان همسراختیارمیکند.

کاظم.همسراولش.به رحمت خدامیرود.ومجددا ازعلی آباد.همسردیگری اختیار میکند.

ورضاظاهرابادخترهاله اش ازدواج میکند.این سه برادر درهمان روستای چنار.مشغول هستند.

کاظم وعباس جزومداحان چنارهستند.ضمن اینکه.عباس مسئولیت.آب لوله کشی چناررانیز به عهده دارد.کنتورهای آب رامیخواند.وقبوض مصرفی راتوضیع میکند.

واما.درویش عباس.دارای 3فرزندبوده.

هدایت.ودودختر.بنام بی بی گل وگل خانم 

هدایت.بادختردرویش قوچ علی ازدواج میکند.وحاصل این ازدواج.دوپسر

بنام های.کرامت.ومحمد.که کرامت بادخترحسن رجائی.ازدواج میکند.ومحمدازشهرستان اقلیدهمسربرمیگزیند.

گرچه .هدایت.ازهمان کودکی.راه آباواجدادی.خودرا.به درویشی ادامه میدهد.ولی فرزندانش کرامت.ومحمد.باکارکردن درکارخانه های.سنگ بری.وکارگری امرارمعاش میگذرانند.

واما.دخترهدایت.به همسری پسرداعیش .درمیآید.که متاسفانه این زن وشوهر.صاحب فرزند.نمیشوند.سرانجام.شوهرش همسردیگری اختیار میکند.که ازآن هم بچه دارنمیشود.

واما.بشنوید.ازدختران.درویش عباس.

دختراولش.به همسری غلامرضا.پسرقوچعلی درمیآید.وخداوند.چهارفرزند به آنهاعنایت میکند.یک پسروسه دختر.

که پسرشان.همان است که بادخترعمه اش ازدواج میکند.وصاحب فرزند.نمیشود.همان که قبلا توضیح دادم.ازهمسردومش نیزبچه دارنشد.

ودختردیگردرویش عباس.به نام.گل خانم.به همسری.پسردرویش شیرعلی درمیآید.

واما.دختراول درویش عباس که.عروس قوچعلی بود.بعدازاینکه.صاحب.چهارفرزند.میشود.متاسفانه.درسن.جوانی.به رحمت خدامیرود.

شوهرش غلامرضای شمس.همسردیگری ازاقلید.اختیارمیکند.وصاحب یک فرزندازهمسردومش میشود.به رحمت خدامیرود.

ازغلامرضاشمس.پسرقوچعلی.یک فرزندپسر.وچهارفرزند دختربه جامانده.

واما.درویش قوچعلی.همسرش مروارید.دختردائی.مش خرمومشدحسین درویش بود.

قوچعلی قبل ازازدواج بامروارید.ازهمسراولش. یک پسر.بنام علی داشت.

وازمروارید.صاحب سه فرزند.دوپسر.بنام های.غلامحسن درویش.وغلامرضادرویش.ویک.دختربنام.فاطمه.همان که همسرهدایت درویش بودمیشود.

علی پسراول قوچعلی.اززن اولش.علی فکرمیکنم.داماد.اس اکبر.میشود.و

خداوند.به آنهاشش فرزند.عنایت میکند.دودختروچهارپسر.

که یکی ازدخترهای علی فرزندقوچعلی.به همسری.محمدپسراسمال اس کریم درمیآید.که خیلی زودازدنیامیرود.

واما.چهارفرزند.پسرش.بنام های.اصغر.ابراهیم.هاشم.وعباس.

که.تاآنجاکه من تحقیق کردم.عباس.دارای مدرک دکترا.واستاددانشگاه میباشد.

واما.غلامحسن درویش.پسردوم.قوچعلی.بادختررضاقلی الیاس ازدواج میکند.وصاحب دودختربه نامهای.لیلاوزهرا.وصاحب دوپسربنام های.محمد.وحاج حسین.میشود.حاج حسین.داماد.غلام.اس اکبر.محمد.داماد.مصطفی علی ابرقوئی میشود.

ظاهرابچه های.این سه برادر.یعنی نوه های قوچعلی.هیچ کدام.به درویشی.ادامه نمیدهند.

واما.درویش نورعلی.ازهمسر.اولش یک فرزند.بنام میرزاویک دختربنام فاطمه داشت.

که میرزا.بادختری بنام.شرف ازدواج میکند.وصاحب.یک فرزندپسرمیشود.به نام حیدر.

که.حیدرظاهرابادخترعمه اش.دخترفاطمه ازدواج میکند.

ودرویش نورعلی.بعدازفوت همسراولش.باگلی کل نجف.ازدواج میکند.وگلی.کل نجف.ازشوهراولش .دارای دوفرزندبود.یک پسر.بنام احمد.به احمدغلوم معروف بود.ویک دخترکه به همسری غلامحسین دلگرمی.غلامحسین نجاردرآمد.

غلامحسین.دلگرمی به رحمت خدارفت.ولی همسروبچه هاش.درتهران زندگی میکنند.

ازجمله.دراویش دیگر.درویش .شیرعلی بود.درویش شیرعلی .پسردائی.مشدحسین.مش خرم بوده.ودرآباده زندگی میکرده.هیچ شناختی بیش از این.ازآن ندارم.

ودرویش برقعلی.هیچ نسبتی بااین دراویش که نام بردم.نداشته.ولی درچنار.زندگی میکرد.

جالب اینجاست.که اکثرفرزندان.این دراویش.شغل درویشی راپیشه نکردند.این آنچه که من ازدراویش چنارمیدانستم.خداوند.به همه دراویش چنار.که درقیدحیات هستند.باعث آبادی این روستا میباشند.عمرباعزت.وتوام باسلامتی.به خودشان.وخانواده اشان عنایت کند.وهمه آنهاکه ازدنیارفته اندآمرزش ومغفرت عنایت کند.انشاالله.

جوانان ناکام

دراین بخش.ازجوانانی که ناکام ازدنیارفتند.یادکنیم

1-جوان ناکام.محمدقلی داودی.عموی بنده،

عموی من .بدلیل اینکه.به بیماری سرع مبتلا بود.زیربارازدواج نرفت.

وتنهادلخوشیش.فقط برادرش بود(پدرمن)

انسانی.فوق العاده حساس بود.باسلیقه بود.کارهای هنری دستی میکرد.

مثلا.سبدهای چوبی.ازترکه های درخت میبافت.

این خانه که هم اکنون.من تبدیل به احسن کردم.متعلق به عموی من بوده.

حدودهفتادودوسه قبل.این خانه راباسلیقه خودش.وطرح ونقشه خودش

درقلعه نومیسازد.آنهایی که سردرقدیم این خانه را قبل ازاینکه.من تخریبش کنم.دیده باشند.درهیچ جای چنار.سردری به این قشنگی وجود نداشت.

وچون.باخیال خودش درآنزمان.قشنگترین خانه راساخته بود.

 

بانمک سنگ برای بالای سردرهراطاق.یک کله قندنمکی .باسلیقه .وحوصله تراشیده بود.بقدری زیبا.درست شبیه کله قند.

این کاررابه این منظورکرده بود.که خانه اش راچشم نزنند.

 

درآنزمان.مادرقلعه کهنه.زندگی میکردیم.لذاچون تنهادلخوشیش برادربزرگش.پدرمن بود.ازپدرم خواست که بیاییم باهم زندگی کنیم.

من دوساله بودم.که ازقلعه کهنه.به این قلعه نقل ومکان کردیم.

امااین بنده خداعمرش کوتاه بود.وازخانه اش خیری ندید.ویکسال بعداز

اینکه باهم زندگی کردیم.دریک روزتابستان درکنارجوی آب .جلودرفعلی خانه مهدی وفایی.نشسته بوده.که حالش بهم میخورد.درواقع غش میکند.ودرون آب میافتدوخفه میشود.

این جوان ناکام.پدرم راآقاصدامیکرد.وبه مادرم میگفت زن آقا.

فکرمیکنم.روزمرگش.سی ودوسه ساله بود.

2-وبعدازعمویم که درجوانی ناکام ازدنیارفت.اولین جوانی که به خاطردارم.ناکام ازدنیارفت.ایازپسربزرگ.مرحوم رضاقلی حشمت نیا.برادر.الیاس وخانبازبود.این جوان دراثربیماری.درجوانی .ناکام ازدنیارفت.روحش شاد.وخدایش رحمت کند.

3-سومین.جوان ناکام.محمدرضادهقان.فرزنداحمدخان.برادرخانم مرحوم علیرضاکنعانی.

این جوان ناکام.درتهران سرکارمیرفت.که بیمارشد.ودراثرهمان بیماری ازدنیارفت.ولی جنازه اش رابه چنارآوردند.ودرقبرستان فعلی به خاک سپرده شد.روانش شادویادش گرامی باد،

4-نوجوان.منصوردهقان.فرزندمرحوم غفاردهقان.درکنارجاده آباده.حوالی بیدک.منتظرماشین بوده.که ناگهان.پیکانی ازجاده منحرف میشود.به چیزی برخوردمیکند.وموتوراین ماشین ازجاکنده میشودوبااین نوجوان برخوردمیکند.البته این چیزهارامن شنیده بودم.حال.به همین صورت که توضیح دادم بوده یانه.نمیدانم.روانش شادویادش گرامی باد،

5-علی رجایی.فرزندسعدی24ساله.دریک شب .موقع بازگشت ازسرکار.ظاهرا.درکارخانه سنگبری بیدک کارمیکرده.درحالی که.احمدکنعانی.فرزند مرحوم علیرضاراهم ترک موتورش سواربوده.درنزدیکی قلعه چناربایک 

تراکتورتصادف میکند.ظاهرادردم کشته میشود.

واحمدکنعانی که درترک موتورش سواربوده.متاسفانه.دست راستش فلج میگردد.روانش شاد.یادش گرامی باد،

6-محمدحسن.داودی.فرزند.مرحوم میرزاجان داودی.نوه یعقوب اسحاق.

البته.این جوان.دراثربیماری.درتهران.به رحمت خدارفته.

این.جوان.نیزازدواج نکرده بود.وناکام.ازدنیارفت.روانش شاد.ویادش گرامی باد.

7-علی اکبریزدان پناه.فرزند.ثانی یزدان پناه خواهرمن.درسن هیجده سالگی.دراحمدآبادمستوفی.درحال نمایش باموتورسیکلت1000چهارسیلندر.باتنه درخت خیابان تصادف کرد.ودردم کشته شد.این جوان ناکام درسال1359.دچارحادثه شد.وبه رحمت خدارفت.روانش شادویادش گرامی باد،

8-حسن قاسمی.فرزندمرحوم.مرادعلی. قاسمی.این جوان نیزبنابه دلایلی هرگزازدواج نکرد.وهمین چندسال اخیردراثربیماری به رحمت خدارفت.

روحش شادویادش گرامی،

8-حبیب قاسمی.فرزندمرحوم.  چراغعلی قاسمی.درسال1359 دریک سانحه رانندگی.درجاده خاوران.نزدیک تهران.به رحمت خدارفت.

البته.دراین. تصادف که نامزدخواهرش راننده وانت بود.چهارنفرکشته شدند.حبیب قاسمی.مادرش بی بی نازرجایی همسرچراغعلی.نامزدخواهرش که راننده وانت بود.ودخترعمویش .که اسمش رانمیدانم.فرزند.محمدعلی قاسمی.

وعده ای دیگرکه مسدوم شده بودند.وبه بیمارستان اعزام شدند،

روح همه اشان شادویادشان گرامی باد،

9-علیرضاداودی.فرزند.میرزاجان مندسن(محمدحسن)درشهرشیراز.دریک شب که پدرومادرش درخانه نبودند.به طرزنامعلومی به رحمت خدارفت.ومن نمیدانم علت. مرگ ناگهانیش مشخص شدیانه،

این جوان نیزناکام ازدنیارفت.روانش شادویادش گرامی،

10-حمیدداودی.فرزند.غلامعلی ممرضا(محمدرضا)که دیروزپنجشنبه دومین سالگرداین جوان ناکام بود.

دوسال قبل درهشتم بهمن ماه92درخیابان مفتح تهران پشت چراغ راهنما.

یکی ازاین خفت گیرهادرماشینش رابازمیکندوسوارمیشود.وبلافاصله اوراباچاقومجروح میکند.که دراثراین حادثه.متاسفانه کشته میشود.روانش شادویادش گرامی،

11-هادی هاشمی.فرزندعباسعی.نوه محمدگلبس.

این جوان ناکام نیزدریک درگیری خیابانی .متاسفانه ناکام ازدنیا میرود.

این درگیری فکرمیکنم دراحمدآبادمستوفی تهران اتفاق میافتد.واین جوان دراین درگیری کشته میشود،روانش شادویادش گرامی باد،

12-دانش هاشمی.فرزندمرحوم قدمعلی.فرزندفاطمه مش غولملی(مشهدی غلامعلی)

این.جوان ناکام درخارج ازکشور.درکشورسوعد.دراثربیماری به رحمت خدارفت.روانش شادویادش گرامی،

13-محمدعلی قاسمی.فرزندشاهرخ.نوه مرحوم محمدگلبس.البته این جوان ناکام درشهرشیرازدراثربیماری.ناکام ازدنیارفت.روحش شادویادش گرامی،

14-جوان ناکام.محمددهقان.فرزندمرحوم.حاج منوچهرخان دهقان.

این جوان نیزعلت فلج شدنش رانمیدانم دراثرچه حادثه ای فلج شد.وچندسالی نیزباویلچرحرکت میکرد.که متاسفانه درسن جوانی دارفانی راوداع گفت.روانش شادویادش گرامی،

15-حسین دلگرمی وحسن دلگرمی.این دوبرادرنیزفکرمیکنم ازدواج نکردند.وهردودراثربیماری.دارفانی راوداع گفتند

17-علی رجایی.فرزندمنوچهررجایی.نوه پسری ممدخان(محمدخان)درسن 24سالگی.دراثرتصادف.دراستان مازندران.به رحمت خدارفت.

این جوان ناکام درحالیکه بادوستانش برای گردش به استان مازندران رفته بودند.دریک سانحه رانندگی.کشته میشود.خدایش رحمت کند.روانش شادویادش گرامی باد.

جاداردبرای شادی روح این جوانان ناکام. تسلی دل بازماندگانشان.حمدوسوره.صلوات قراعت کنیم.

باعرض.پوزش.یک نفرازنوجوانانی.که درچندسال قبل به رحمت خدارفت.ازقلم افتاده .که بدین وسیله به لیست قبلی اضافه میشود.

این نوجوان ناکام.محمد.فرزندحسین.نوه مرحوم عبدالرسول.درسن ظاهرا.10سالگی.دریکی ازچاه های بالای قلعه چنارافتادوجان خودراازدست داد.جادارد.که برای پدرومادردلسوخته این نوجوان ناکام ازخداوندصبروتحمل دراین مصیبت رامسعلت داریم.یادش گرامی باد

دراین بخش ازخاطرات به یادماندنی.متاسفانه.ازیک حادثه ناگوار

که درسال1355ومصادف باشب نیمه شعبان.برای یک خانواده ازهم ولایتی عزیزاتفاق افتاد.برایتان بازگو میکنم.

خانم حبیبه داودی.فرزند آیعقوب.ابتدابه همسری.حسین آقا.عباس درمیآید.

پس ازچندسال زندگی بااین مرد.چون.دارای فرزند نمیشوند.متارکه میکنند(ازهم جدامیشوند)

بعدازجداشدن.حسین آقاهمسردیگری اختیارمیکند.که ازآنهم صاحب فرزند

نمیشود.

پس بنابراین.مشخص میشود.که مشکل بچه دارنشدن.ازحسین آقابوده.

وامابشنوید.ازحبیبه خانم.ایشان بعدازجدایی ازهمسراولش.به تهران میآید.وظاهرافکرمیکنم دربیمارستان.میثاقیه سابق(شهیدمصطفی خمینی)فعلی.به کارمشغول میشود.

دراین بیمارستان.ظاهرابایکی ازکارکنان بیمارستان.که فکرمیکنم.آشپزبیمارستان بوده.به نام علی محمدزهرائی.آشنامیشود.

ظاهراین مردهمسرش به رحمت خدارفته.وازهمسرش یک فرزند.به نام عباس باقی مانده.

خانم حبیبه داودی.باعلیمحمد.ازدواج میکند.وخیلی زودصاحب. 5فرزندمیشوند.به نام های.

حسن.12ساله

زهرا10ساله

حسین7ساله

سعید5ساله

ومنصور2ساله

دریکی ازروزهای تابستان سال1355حبیبه خانم تصمیم میگیرد.بعدازسالهادوری اززادگاهش.وجدائی ازشوهراولش.هم اکنون که صاحب5فرزندشده.باهزاران امیدوآرزو.زادگاهش رابه همسروفرزندانش

نشان دهد.

سرانجام.بایک دستگاه اتومبیل پیکان.راهی سفربه سمت چنارمیشوند.

درحوالی شهردلیجان.که آنزمان.جاده هاهنوزدوبانده نبود.دریک سبقت غیرمجاز.بااتوبوسی که ازمقابل درحرکت بوده.برخوردمیکنند.وباکمال تاسف وتالم.هرهفت نفرشان درزیراتوبوس له میشوند.

همان.شب نیمه ماه شعبان عروسی خواهرزاده من بود.بعدازمراسم عروسی.من بااتومبیل جیپ استیشن آهوکه ازاداره دراختیارداشتم.ساعت12شب.برای تماشای چراغانی وطاق نصرت هائی که به مناسبت نیمه شعبان زده بودند.به اتفاق خانواده یکی ازهمسایگان.بیرون رفتیم.وحدودا ساعت دوبعدنیمه شب بود.که برگشتیم وخوابیدیم.

فرداصبح ساعت شش صبح به من اطلاع دادند.که این اتفاق افتاده .به بهشت زهرابرویم.

چشمتان.روزبدنبیند.وهرگزاین گونه حوادث برای هیچ بنده خدائی پیش نیاید.

وقتی به یهشت زهرارفتیم.جنازه های.تکه.تکه.درسردخانه بود.

کسی تحمل نگاه کردن.این صحنه رانداشت.

من.به اتفاق خدارحمت کند.مرحوم عباسعلی داودی.به داخل سردخانه رفتیم.وجنازه های تکه.تکه.راازداخل سردخانه بیرون آورده.روی برانکادر میگذاشتیم.

هیچ کدام ازجنازه هاقابل شستشونبودند.فقط.کفن شدند.

وسرانجام.درقطعه شماره11بهشت زهرا.به ترتیب سن.پدر.مادر.وفرزندان.به خاک سپرده شدند.

وازاین.خانواده.فقط همان پسری.که ازهمسراول این مرد.دراین سفرهمراه.نبود.بجاماند.

خداوند.به همه بازماندگان این خانواده.مخصوصا.خواهرزاده هاوبراده زاده های.مرحومه.حبیبه خانم داودی.که ازهم ولایتی های شماچناریها میباشد.صبردراین مصیبت راعنایت فرماید.

حادثه تلخی بود.وازاینکه شمارامتاثرکردم.پوزش میطلبم.روانشان شادویادشان گرامی باد.برای شادی روحشان.حمدوسوره وصلوات.

 

درادامه.جوان های ناکامی که ازآنها یادکردیم.چندنفری ازقلم افتاده بودند

که بدینوسیله.ازاین عزیزان ناکام.یادکنیم،

1-نوجوان ناکام.ایوب10ساله.فرزنددرویش خرم.که این نوجوان دراثربیماری.ازدنیامیرود.ضمنابه خاطرداشته باشید.که روزپنجشنبه15بهمن ماه 94چهلمین روزدرگذشت مرحوم مشهدی خرم میباشد.این مراسم.ازساعت 2الی4بعدازظهرروزپنجشنبه درحسینیه روستای چناربرگزارمیگردد.ضمن ابرازتاسف وعرض تسلیت به کلیه بازماندگان .این مردبزرگ.بالاخص فرزندان.برومندش.جناب آقای عباس آقا.آقاکاظم.وآقارضا.ویگانه دختردلسوخته اش.ودامادبزرگوارش.آقای اکبرآقااسپرهم.برای شادی روح این مردبزرگ.طلب آمرزش.مغفرت میکنم.

روانش شاد.ویادش گرامی باد.

 

2-احمدباقریان.فرزندحسین.این جوان ناکام.دریک سفردسته جمعی ازفامیل.درجاده اصفهان.تهران.که بایکدستگاه مینی بوس.عازم تهران بودند.درمحلی توقف میکنند.که ایشان هنگام عبورازجاده دچارسانحه میگردد.وبه رحمت خدامیرود.خدایش رحمت کند.ایشان خیلی جوان بود.سنش رانمیدانم.ولی همسرویک فرزندپسرداشت.که ظاهرادراین سفرباهم بودند.ایشان فرزند حسین باقریان.ومادرش دلشاد.دخترمش مرادعلی خان بود.

 

3-میلادکنعانی.نوجوان 20ساله فرزند.اصغرکنعانی.پسردائی من.ومادرش.دخترچراغعلی.احمدآبادی.این نوجوان 20ساله دراثربیماری ازدنیارفت،

ایشان.متولد.18بهمن64بودودر27فروردین سال1376برحمت خدارفت.خداوند.به بازماندگانش.مخصوصاپدرومادردلسوخته اش.صبرواجرعنایت بفرماید.

 

4-حادثه ای ناگوار.دوبرادر.به نام های مرتضی24ساله ومجتبی23ساله.فرزندان آقای حسن رحمانی.نوه های حاج محمدرحمانی بزرگ.برادرمیرزافتح الله.دریک روزتابستان.به دریامیروند.ومتاسفانه هردودردریا غرق میشوند.خداوند.به پدرومادرشان.صبردراین مصیبت عظمی راعنایت بفرماید.روانشان شاد.ویادشان گرامی باد،

 

6-جوان ناکام مرحوم سیاوش افجه ای.فرزند.اسماعیل.شایداکثرشماپدرایشان رانشناسید.چون چناری نیست.ولی مادراین جوان ناکام.مرحومه هماخانم داودی.فرزند میرزاجان.ومرحومه طیبه خانم داودی.دخترآیقوب اسحاق.

این جوان ناکام بعدازچندسال دست وپنجه نرم کردن باسرطان سرانجام درسن 33سالگی دعوت خدارالبیک میگوید.خداوندروح این جوان.وپدرومادرش.وپدربزرگ.ومادربزرگش راراغریق رحمت گرداند،

 

7-جوان ناکام.امیدهاشمی.فرزند.مرحوم قاسمعلی گلبس.ومادرش حاجی بی بی.میرزعلی اکبر.

این جوان ناکام نیزدراثربیماری به رحمت خدامیرود.خدایش رحمت کند.وبه خواهران وبرادرانش صبرعنایت کند.

 

باعرض.پوزش.چنداشتباه درباره نوجوان ناکام میلاد کنعانی نوشته شده که به دین وسیله تصحیح میگردد.

این نوجوان.متولد64بوده ودر27خرداد سال1386درسن 22سالگی دارفانی راوداع میگوید.

 

ضمنا.مرحوم.سیاوش افجه ای دارای همسرویک فرزندبوده که درسن 33سالگی به رحمت خدا میرود،

 

اگربه خاطرداشته باشید.اززنانی که هرگزازدواج نکردتد.جزوبی وارثین محسوب میشدند.دریک بخش.نام بردم.

امشب.ازدختران جوانی یاد میکنم.که .اگرازدواج هم کردند.متاسفانه عمرشان به این دنیا کوتاه بود.وخیلی زوربه جوا رحق شتافتند.وباهزاران امیدوآرزو.بازندگی وداع کردند.

 

1-مرحومه.پری قضایی.همسر.کرامت صبوری.عروس حسینقلی خان جان،

دختر.مرحوم حاج علی اصغرقضایی.ومرحومه بهبود خانم دهقان،

این خانم درجوانی.وبامرگ مشکوک.ازدنیارفت.وبارفتنش.خانواده هائی را

داغدارکرد.

دقیقاتاریخ درگذشت این بانوی جوان رابه خاطرندارم.خدایش رحمت کند،

 

2-مرحومه.خانم پریوش دهقان.دختر.مرحوم.عزیزآقا.ومادرشان.خانم کبری.امینی.فرزند.امیرقلی،

این بانوی جوان درسن 23سالگی.دراثرگازگرفتگی.درحمام خانه اشان.متاسفانه.به رحمت خدارفت.

همسرش.بیگانه بود.یعنی اهل.چنارنبود.

ازاین بانوی جوان.یک فرزند.پسر.ظاهرابه یادگارباقی مانده.

فکرمیکنم.این مادرجوان.درسال.1367دعوت حق رالبیک گفت.وباهزاران امیدوآرزو.بسوی حق شتافت.خدایش رحمت کند.روانش شاد.ویادش گرامی،

 

3-خانم.فرندخت مریخ.فرزند.مرحوم میرزامحمد.که درسن جوانی.ودراثربیماری.ناکام ازدنیا میرود.روانش شاد.خدایش رحمت کند،

 

4-مرحومه.رضوان دهقان.دختر.ممدقلی غولملی.(محمدقلی.فرزندغلامعلی),

این دخترناکام.فکرمیکنم.ازبچگی.بیماربوده.ومختصری ازعقل کامل برخوردار.نبود.به همین دلیل.هرگزازدواج نکرد.سرانجام.ناکام ازدنیارفت،

خدایش رحمت کند،

 

5-مرحومه.منوردهقان.دختر.مرحوم.حاج مرتضی.

این.دخترجوان.دراثربیماری.خیلی زودازدنیا رخت بربست.وخانواده هائی راداغدارنمود.روانش شاد.وخدایش رحمت کند.

 

6-مرحومه.اقدس رجامند.فرزند.مرحوم.آقاجلال.ومادرش آلمانوس،

این دخترجوان نیزهم سن وسال.مرحومه.منوردهقان بود.به خاطردارم که درمدرسه چنار.درکلاس سوم وچهارم ابتدایی.هم کلاس بودند،

این دخترناکام.ازبچگی دچاریک نوع بیماری بود.وسرانجام.دراثرهمان بیماری.به رحمت خدارفت.روحش شاد.وخدایش رحمت کند.

این دودختر جوان.درقبرستان قدیمی بین دوقلعه به خاک سپرده شدند،

 

6-مرحومه.کوکب رجایی.فرزند.مرحوم.مش رضا حسین.دده ای.مادرش.مرحومه.ماهرخ.گلبس،

این.دخترجوان.خودش به زندگیش خاتمه داد.ودریکروز که کسی درخانه نبود.خودسوزی کرد.خودش رابه آتش کشید.ودراثرسوختگی.متاسفانه.درسن جوانی به سوی حق شتافت،خدایش رحمت کند.

 

7-مرحومه.گلعزار.12ساله.فرزند.مرحوم.حاج آقاحسن.حاج رحیم،

فکرمیکنم.این دخترنوجوان.دراثرخوردن.سم.به زندگی خودپایان داد.

حالا.به چه دلیل.یک دختر12ساله.دست به نودکشی میزند.خدامیداند.

درآنزمان.درروستاها.قانون به این قبیل مسائل اهمیت نمیداد،

 

8-سوسن کنعانی.فرزند.مرحوم.غلامعلی.مادرش.مرحومه.مهین خانم قائدی.

این دختر.ضمن اینکه.ازیک بیماری رنج میبرد.سرانجام.درسن جوانی.به دیارحق شتافت.روانش شاد.ویادش گرامی باد،

 

9-مرحومه.شهلا رجائی.فرزند ترابعلی.این دختر.متاسفانه درکودکی.درآتش میافتدودچارسوختگی شدید.به خصوص ازناحیه صورت میگردد،

البته.پدرومادرش.برای مداوای اوتلاش نیکنند.

امااین دختر.هرگزازوداج نمیکند.وسرانجام.درسنین جوانی دارفانی راوداع میگوید.خدایش رحمت کند.روانش شاد.ویادش گرامی باد

 

9-دخترجوان ناکام.زهراعرب شیبانی.فرزند.مرحوم.منوچهرعرب شیبانی،

این دخترجوان ناکام.دراثریک بیماری.ودرعنفوان جوانی .دعوت خدارالبیک میگوید.اماقبل. ازمرگش.زمانیکه.پزشکان.ازمعالجه اوناامید میشوند.اعضای بدن این دخترجوان.به چندبیمارنیازمند.اهدامیگردد.وجان چندنفرراازمرگ نجات میدهد.روانش شاد.یادش گرامی.وخدایش رحمت کند.که این گونه.موردرحمت الهی قرارمیگیرند،

 

11-فریباقضایی.فرزند.مرحوم.حاج اسفندیارقضایی.

این دخترنوجوان.دراویل خردادسال1367دراثرتصادف بااتوبوس شرکت واحد.درسن نوجوانی به رحمت ایزدی پیوست.وبامرگ.ناگهانی.خانواده هایی راداغدارکرد.روانش شاد.ویادش گرامی باد،

 

12-دخترنوجوان.ناکام.مریم رجائی.فرزند .مرحوم غلامحسین.مادرش.مرحومه.خانم زیباجوانفکر.

این دختر.نوجوان.دراثریک بیماری.به دیارحق شتافت.

فکرمیکنم.درموقع فوتش حدودا12ساله بوده.روانش شاد.یادش گرامی باد،

 

13-دخترجوان ناکام.فتانه رجائی.فرزند.مرحوم.غلامرضا.

این دخترنوجوان.به اتفاق یکی ازبستگانش متاسفانه.دردریاغرق میشوند،

وبامرگ.این دودخترنوجوان.خانواده هائی.داغدارودل شکسته میشوند.

روحشان شاد.یادشان گرامی باد،

 

14-دختر9ساله.مریم قاسمی.فرزند.مرحوم.محمدعلی قاسمی.

این دخترنوجوان ناکام.دراثرهمان تصادف.جاده خاوران.که دربخش جوانان ناکام.به حبیب قاسمی اشاره کردم.

درآن تصادف.4نفربه رحمت خدارفتند.که یکی ازآن چهارنفر.همین.دخترنوجوان بود.روانش شاد.ویادش.گرامی باد

 

15-دخترغلام گنگ.غلام گوهر.غلام همان مردزحمت کشی که ازمادر.کرولال متولدشد.وهمه عمرش درچنارزحمت کشید.انشاالله دریک بخش ازمطالب.درباره اوصحبت میکنم.

این مرد.صاحب دودخترشد.که متاسفانه.هردومثل پدر.کرولال بودند.

ضمن اینکه.این دخترناکام.علاوه بر کرولالی.دیوانه هم بود.که درسن نوجوانی به رحمت خدارفت.بدون شک.این قبیل افراد.آمرزیده هستند،

 

16-دخترجوان ناکام.زهره داودی.فرزند.عبدالستار.این دخترجوان ناکام نیزدراثربیماری.وباهزاران امیدوآرزو.به رحمت خدامیرود.روانش شاد.ویادش گرامی باد.

 

17-آمنه داودی.فرزندخودم.8ساله.درهشتم فروردین سال1360درراه بازگشت ازسفرمشهد.ودرساعت حدودایک بعدازظهر.ودریک روزبارانی.درحوالی شهرستان سبزوار.ماشین لغزید.وچپ کردیم.دراین سانحه.که دوخانواده.درماشین بودیم.دخترمن هنگام معلق زدن ماشین ازشیشه بیرون رفت.ودردم جان سپرد.

جادارد.به کلیه خانواده هائی که جوان ازدست دادند.برای شادی روح عزیزانشان.وتسلی دل .پدران.ومادران داغدارودل سوخته.ازخداوند منان .برای درگذشتگانشان.طلب آمرزش ومغفرت.وبرای خودشان صبرواجرعظیم.مسئلت داریم.

تقاضادارم.چنانچه کسی رابه خاطردارید.که.جوان ازدست داده.ومن ازقلم انداخته ام.اگریادآوری کنید.تایادی ازاین عزیزان شود.سپاسگزارم.

باسلام.یک خانم دیگردرسن جوانی پس ازطی یک دوره بیماری طولانی.متاسفانه.تسلیم مرگ شد.این خانم که دوفرزندپسرنیزاز آن. به یادگارباقی مانده.مرحومه.مریم دهقان.دخترمحمدعلی کل اسدآقا.وهمسرآقای رضارستگاربود.آقارضارستگارفرزند.حاج جمشیدرستگارمیباشد.

خدایش رحمت کند.دوران بیماری سختی راسپری کرد.وچندبارموردعمل جراحی قرارگرفت.ویک دست خودراازدست داد.ولی متاسفانه.تسلیم مرگ شد.روانش شاد.ویادش گرامی.خدایش رحمت کند،

 

امروزبه خاطرم آمد.سال1357درهمین ایام.بهمن ماه57اکبررستگار.به رحمت خدارفت.والان بایدسی وهفتمین سالگرد.درگذشت مرحوم اکبررستگار.فرزند.مش مندسمال.باشد.ظاهرابعدازبرگزاری مراسم آن مرحوم درتهران.تصمیم میگیرند.که درزادگاه آن مرحوم.درچنار نیزمراسم یادبودی داشته باشند.دواتومبیل ازاصفهان.یکی -حاج جمشیدرستگار باخانواده.دیگری.غلامعلی رستگار.فرزند.عبدالحسین.باجناق حاج جمشید.به سمت چنارحرکت میکنند.که متاسفانه.درجاده اصفهان به سمت آباده.غلامعلی رستگار.ظاهرا.چپ میکند.ودراین سانحه دلخراش.جان خودراازدست میدهد.ازآن مرحوم.همسرش.ودوپسربه یادگارباقی میمانند.که درحال حاضردراصفهان زندگی میکنند.آن مرحوم.بااین که.دارای همسرودوفرزندبود.فکرمیکنم.سی ودوسه ساله بود.که دراین حادثه.به رحمت خدارفت.خدایش رحمت کند.واین ایام.باید.سی وهفتمین سالگرددرگذشت آن مرحوم.باشد.خداوند.به بازماندگانش.صبرعنایت کند.روانش شادویادش گرامی،

سلام.روزتون بخیر

بدینوسیله.ازعزیزان.بزرگواری که مرتب.این مطالب.راپیگیری میکنند.ومطالب.تازه ای.که من ازآن اطلاع نداشتم.دراختیارم.میگذارند.سپاسگزارم.

دونوجوان.10و12ساله.به نامهای.فرجادوفرشاد.فرزندان.هدایت صبوری.مادرشان.بمانه.دخترعصمت خانم.

فرجاد10ساله.درشهرستان.دررودخانه غرق میشود.وفرشاد12ساله.درتهران.شهرک غرب.دراثرتصادف.جان خودراازدست میدهد.

خداوند.به پدرومادراین دونوجوان.صبرعنایت فرماید،

 

نوجوان ناکام.بهرام.عندلیبی.فرزند.عندلیبی.البته پدرش چناری نبوده.

ولی مادرش.دختریدالله.جان جان.ومرحومه.طوبی رجامند.بودند،

این نوجوان ناکام.دراثربرق گرفتگی.جان خودراازدست میدهد

نوه.مشدالیاس.ملیکا.7ساله.درشهرستان یزد.دراستخر.خفه میشود،

جوان.ناکام.مرضیه حشمت نیا.دختر.مشدالیاس.نیزظاهرادراثربیماری.ازدنیامیرود.

شهلا.دخترآلمانوس.وجانقلی.نوجوان.ازدنیامیرود،

فیروزه.دختردیگری ازآلمانوس.درسن22سالگی.به رحمت خدامیرود.ازاین دخترجوان.یک پسر.یک دختر به یادگار.باقی مانده،

البته.این مطالب.اطلاعاتی است.که توسط.خوانندگان.این.کانال.دراختیارمن قرارگرفته.

خداوند.به بازماندگان.این عزیزان.نوجوان.وجوان.صبرعنایت فرماید.

 

بدین وسیله.اشتباهاتی که.درمورد3جوان ناکام.شده بود.تصحیح میگردد.

1-مرحومه.صدیقه دهقانی 20ساله.فرزندمنوچهرخان.که درتاریخ27تیرماه سال1352 دراثرغرق شدن دردریا.ناکام ازدنیامیرود.ایشان درنوشته های قبلی ازقلم افتاده بودند.

2-محمدعلی دهقانی.21ساله فرزند.حاج منوچهرخان دهقاتی.نیزدرسال1357دردریادچارسانحه میشود.ومتاسفانه فلج میگردد.وسرانجام.درسال1360به رحمت خدامیرود.

برای این دوجوان ناکام.خواهروبرادر.طلب آمرزش ومغفرت.وبرای بازماندگانشان.صبرواجرعظیم راازخداوند مسئلت دارم.

3-درمورد.مرحومه پروانه قضائی20ساله.فرزند.حاج علی اصغرقضائی.که به اشتباه نامشان راپری نوشته بودم.ونام همسرشان راکرامت صبوری .

نام همسرشان.روح الله.صبوری.میباشد.که بدین وسیله اصلاح میگردد.

 

شب جمعه است.برای شادی روح این عزیزان.حمدوسوره وصلوات،

باسلام.روزجمعتون بخیروشادی.انشاالله که درکنارخانواده.جمعه خوبی راسپری کنید.

یکی ازخانواده .بی وارث ازقلم افتاده بود.که بدین وسیله.به جمع بی وارثین اضافه میگردد.

سعادت خان.همسرش .زرافشان.

فکرمیکنم زرافشان.خواهرمشدعلیشاه بود.البته من سعادت خان رابه خاطرندارم.ولی زرافشان راکاملا بخاطردارم.

این زن وشوهر.نیزصاحب فرزندنشدند.وبه رحمت خدارفتند.

 

برایشان طلب آمرزش ومغفرت میکنیم.