درانتهای زمین های کشاورزی جنت آباد سابق وابتدای بخشی ازباغات چنارمکانی بنام حمام کهنه معروف است ودرحدفاصل حدودا200این مکان(یعنی حمام کهنه)همانگونه که دربخش اول این خاطرات اشاره شدمکانی نیزبه نام مسجدکوچک نام برده میشودودرنزدیکی این دومکان(یعنی حمام کهنه ومسجدکوچک)مختصرآثاری ازیک مقبره یابه قول ماچناریها(مخباره)که ازخشت وگل ساخته شده مشاهده میگرددوبه نظرمیرسدکسی که درون این مقبره یا(مخباره)به خاک سپرده شده یکی ازبزرگان آن زمان بوده که روی قبرش مقبره ساخته اند. این سه مکان یعنی(حمام کهنه. مسجدکوچک. ومقبره یاهمان مخباره)نشان دهنده این است که قبل ازاینکه قلعه های فعلی ساخته شوددراین محدوده افرادی ساکن بودندوهمانگونه که دربخش اول اشاره کردم چناربیش از800الی1000سال قدمت داردبه احتمال زیادنخستین ساکنین روستای چناردراین محدوده سکونت داشته اندچون حمام ومسجدوقبرستان. یک روستانمیتوانددورازدسترس واقع شود. امروزتنهاچیزی که مختصری ازاین سه مکان باقی مانده مقداری ازخشت وگل مقبره یابقول معروف مخباره میباشدازحمام کهنه ومسجدکوچک هیچ آثاری باقی نمانده به جزاسم این دومکان که چندصده است که نسل به نسل برسرزبان هاجاری است به خصوص کشاورزان ومالکین باغات چنارکه ازاین محل آب رابرای مزارع کشاورزی هدایت میکنندمرتب نام مسجدکوچک وحمام کهنه رابرسرزبان دارندیااگربخواهندنام کوچه باغی که ابتدای کوچه باغ ازاین دومکان آغازمیشودببرندمثلامیگویندکوچه مسجدکوچک. یاکوچه حمام کهنه. واماسومین مسجدروستای چنارودومین حمام این روستادردرون قلعه کهنه یااولین قلعه ای که ساخته شده بناگردیده که ازحمام درون قلعه آثاری باقی نمانده این حمام ابتدادارای خزینه بودبطوری که شب هاخزینه حمام راپرازآب میکردندوآب خزینه به وسیله دلویابه قول ماچناربها(دول)ازچاهی که درکنارحمام حفرگردیده بودبیرون میآوردندتاخزینه حمام راپرکنندوازنیمه های شب آنهایی که حمام رااداره میکردندبایدتون حمام یابه قول ماچناریهاتیدون حمام راروشن کنندوبه وسیله بوته ها وخارهایی که هرروزازبیابان میکندندآب خزینه راگرم کنندوحمام ازاذان صبح حدوداهشت صبح برای مردان بودوبعدازآن مثلاتاچهاربعدازظهربرای خانم ها. خداوکیلی حمامی های چناریاهرروستایی که حمام خزینه داشت خیلی زحمت میکشیدند. این حمام هروقت خان های چناریااربابان چنارمیخواستندبه حمام بروندبرای آنها قرق میشدیعنی دراون ساعت کسی ازمردم عادی نبایدبه حمام برودوحمامی موظف بودبرودبقچه حمام خان یاارباب رابیاوردوبعدازحمام بقچه حمام ببرد.
همانگونه که دربخش قبلی اشاره کردم. درگذشته های نه چندان دور. یعنی حدودا دهه1320تا1340 درکلیه روستاها حمام هاخزینه بود. وخداوکیلی حمامی بودن بخصوص حمام خزینه رااداره کردن کاربسیارمشکلی بود. معمولا کسانی که حمام رااداره میکردندوبه آنهاحمامی میگفتند چندنفربودند.
ضمن اینکه زنانشان نیزبایددرساعاتی که حمام به خانم هااختصاص داشت. دونفراززنانشان حمام رااداره کنند.
یعنی یک نفرداخل گرمخانه پشت خانم هاراکیسه بکشد. یک نفرهمدررخت کن حمام حوله روی دوش مردم بیاندازد. دربخش قبلی مختصری دراین زمینه اشاره کردم.
اماازآنجاکه این بخش. میتواندبرای مردم امروزبه خصوص نوجوان ها وجوان ها وهمه کسانیکه کلاحمام خزینه ای ندیده یانشنیده اند. بایدبسیارجالب باشد. بخصوص آن عده ازکسانیکه به بهداشت شخصی وکلابهداشت اهمیت میدهند. شایدنه توانندباورداشته باشند. مگرمیشودمردم برای پاکیزگی ونظافت خودشان ازمکانی استفاده کنندکه همه چیزآن غیربهداشتی است.
گفتیم که اداره کردن این اماکن کاربسیاردشواری بود. اجازه میخوام ابتدابه نحوه زحمات این قشرازجامه(یعنی حمامیها)اشاره کنم. دومردغل چماق وزرنگ بایدهرروزبادوالاغ حتی روزهای برفی وبارانی وسرماسردزمستان ویاگرمای طاقت فرسای تابستان به صحرابرندوازساعت هفت صبح نهایتاتاسه بعدازظهربرگردندتابتواننددوباربوته ازخارهای بیابان باخودبیاورندتاسوخت یاهمان وسیله گرم کردن آب خزینه راتامین کنند.
این اولین قدم برای اداره کردن یک حمام خزینه ای بود. دراین باره یعنی تهیه هیزم برای گرم کردن آب حمام. من پابه پای آنهابوده ام. چون بعضی ازروزهامن به همراه. آنهاجهت تهیه هیزم برای مصارف گرمایش وپخت وپزبه صحرامیرفتم. امامن شایدهفته ای یکبار میرفتم. اماآنهابایداین راه راهرروزطی کنند.
یعنی اگریکروزبه صحرانمیرفتند. سوخت ذخیره ای نداشتندتاآب حمام راگرم کنند. غذای این بندگان خدایک قرص نان خالی بودکه ناهاربخورند. این بخش اول زحمات این بندگان خدابودتهیه سوخت حمام.
حال این بندگان خدامثلاساعت سه بعدازظهرخسته کوفته ازصحرابرگشته. حالابایدسرچاه بروندسه الی چهارساعت بادلو(بگفته خودشان دول)ازچاه آب بکشندتاخزینه حمام راپرکنند. چون آب خزینه هرروزبعدازاستفاده آقایان. وخانم هاخالی میشد.
بعدپرکردن آب خزینه یکی دوسه ساعتی فرصت استراحت داشتند. تادوباره حدودمثلاساعت 12شب بایدبیایندتون حمام(یابقول خودمان تیدون)راروشن کنند. تون حمام چندمترپایین ترازسطح زمین قرارداشت. ودرتون حمام حیوانات موزی مثل موش های خانگی. موشهای بزرگ صحرایی. وحتی مارزیاددیده دیده میشد.
حال دراین مکان یکنفربایدچندساعتی زیرتون حمام آتش راروشن نگداردتاآب حمام برای استفاده مردم گرم شود.
وازاذان صبح درحمام به روی مردم بازمیشدوتاساعت حدوداهشت صبح حمام مختص آقایان بود. درتمام این ساعاتی که نوبت آقایان بودیک نفرازحمامیهابایددررختکن حمام حاضرباشدتاهرکس ازحمام بیرون میآیدحوله اش راروی دوشش بیندازدولنگ طرف راازدورش بگیردودرآب حوضی که دروسط رخت کن آب بکشدودرظرف طرف که همان تاس میگفتیم بگذارد*به لگن حمام تاس میگفتیم. ظرف مسی ای بودکه مخصوص حمام ساخته شده بود.
تااین قسمت که مفصل توضیح دادم استفاده ازحمام مربوط به مردم عادی روستابود. حال اگرهریک ازخان هایااربابان میخواستند به حمام بیایندیک روزقبل توسط نوکرانشان حمامی راخبرمیکردند. حمامی بایدیکی دوساعتی حمام راقرق کندوکسی ازمردم عادی رابه حمام راه ندهدبعدحمامی برودمنزل ارباب بقچه حمامش رابیاورد. بعددلاک هایعنی کیسه کش هاارباب رابشویندودوباره حمامی بیچاره بقچه حمامش رابخانه ارباب برگرداند.
سلمانی های چنارهمان دلاکان حمام بودندکه ازاذان صبح درحمام حاضربودندتامردمراکیسه بکشند.
واین حمام ازساعت مثلا نه صبح به خانم هااختصاص داشت تاساعت چهار بعدازظهر. واقعازنهاچقدربدبخت بودندکه بایدازآقایان که رعایت هیچ چیزی رانمیکنند. ازاین حمام بایداستفاده کنند.
زنان این حمامیهانیزبایددرساعات اختصاصی خانم هادونفریکی درگرم خانه برای کیسه کشیدن. ویک نفرهم دررخت کن حمام حوله راروی دوش آنهابیندازدوپیش گیره آنهاراازدورشون بگیرد(پیش گیره همان پارچه ایست که مابه آن لنگ میگوییم)خانم پیش. گیره میگفتند.
حالااجازه بدیدازدست مزدیابقول معروف حق الزحمه این بندگان زحمت کش خدابگم.
درچنارودرگذشته به خانواده هایی که ازخودشان آب وملک زراعی نداشتند(خوش نشین)میگفتندواتفاقاهمه آنهایی که درتمام آن مدت حمامی یاسلمانی چناربودندجزوهمان دسته ازخوش نشینهابودند*بنابراین اگرازقشرخوش نشینهازن یامردی به حمام میرفت. یک قرص نان باخودش میبردوبه حمامی بابت پول حمام میداد. وچه بساگاهی همان یک قرص نان راهم نمیبردندومیگفتندطلب شما. مردم خوش نشین چنارازراه کارگری وفلگی امرارمعاش میکردندوزندگی سختی رامیگذراندند. وزنانشان نیزباکارکردن درخانه های مردم کمک هزینه زندگیشان راتامین میکردند.
واماآنهاییکه مالک زمین زراعی بودنددرموقع برداشت محصول گندم*حمامیهاوسلمانیهاسرزمین میرفتندوحق الزحمه خودشان رابابت یکسال حمامی وسلمانی گندم برمیداشتند*دراین زمینه هیچ تفاوتی بین حق الزحمه خان هاوارباب هاوجودنداشت*آن همه دبدبه وکب کبه. آنهاازسرزمین منه عادی که نوجوانی بیش نبودم همان مقدارمحصول برمیداشتندکه ازسرزمین. فلان ارباب برداشته بودند.
شب جمعه است ابتدابرای شادی روح همه درگذشتگان پدرومادرخودمون بخصوص این عریزان زحمت کشی که دربخش قبلی موردبحث بودندوبه جزسه نفرهمه ازدنیارفتندیک حمدوسوره وصلواتی قراعت کنیم*وبرای سه نفری که هنوزدرقیدحیات هستندنیزسلامتی وعاقبت بخیری رابرایشان ازخداوندبخواهیم*بخش شب گذشته کمی طولانی وخسته کننده شد*ولی ازآنجاییکه من کلادوست دارم اگرحرفی میزنم یامطالبی راعنوان میکنم کاملا مطلب رابشکافم وتشریح کنم تابرای شنونده جای سوالی باقی نماند*به همین دلیل توضیحات باعث شدکمی خسته کننده شود*الاایهالن ماهنوزازحمام بیرون نیامده ایم*اجازه بدیدبرای رفع خستگی دیشب شمابه یک ماجرای طنزکه شایدهم قصه نباشدوحقیقت داشته باشداشاره کنم بعدبرم سراصل مطلب. البته ازهمه خوانندگان ابتداپوزش میطلبم اگرداستان بی ادبانه است*مادربزرگم. خدارحمتش کندتعریف میکرددرگذشته های دورحمام روستاهافقط هفته ای یکباریعنی یکروزمورداستفاده قرارمیگرفت آنهم فقط روزجمعه ازاذان صبح تامثلاساعت نه صبح برای آقایان وبعدازآن مثلاتاچهاربعدازظهربرای خانمها*بنابراین حمام ازشب جمعه مقدماتش. برای استفاده اهالی روستافراهم میشد*روزجمعه هم درآن بسته میشد*مادربزرگم میگفت دریک شب جمعه که خزینه راپرازآب میکنندتادرنیمه شب بیایندتون حمام راروشن کنند*نیمه شب که حمامی برای گرم کردن آب میآیدمتوجه میشودکه خزینه حمام سوراخ شده وکل آب خزینه خالی شده*متاسفانه همه مردان روستاهم بی خبرازهمه چیزبکارخودشان مشغول بودند*بناچارمردحمامی توی کوچه هاراه نیافتدوجارمیزندهرکه کرده که کرده. هرکه نکرده دست نگداردخزینه حمام سوراخ شده امروزازحمام خبری نیست*
دراین بخش بطورکلی ازفضای داخل حمام آنچه که ازهمان دوران بخاطردارم برای شماشرح میدهم*حمام چندمتری ازسطح کوچه پایین تربود*ابتداوقتی چندین پله راطی میکردیم به رختکن میرسیدیم*حوض آبی دروسط رخت کن بودواطراف آن سکوهایی به فاصله نیم متربالاترازسطح زمین ساخته شده بود*مردم بقچه حمامشان راروی این سکوهاپهن میکردند*دراینجابایدلخت میشدی وبایک لنگ بداخل حمام میرفتی*وقتی واردگرمخانه میشدی سمت راست صحن حمام محلی برای نوره کشیدن نظافت موهای زایدبدن(همان واجبی)درست کرده بودند*دراینجایک شیرآب که وصل به خزینه بودگذاشته بودند*درسمت چپ صحن حمام حوضی ساخته بودندوروی این حوض یک تخته سنگ به ابعادمثلایک متروپنجاه طول وهفتادسانت عرض وبه قطرمثلا بیست سانت روی این حوض بود*این سنگ به این منظوربودکه مردان متاهلی که شب باهمسرانشان نزدیکی کرده اند. ابتدامیرفتنددرخزینه غسل میکردند. غسل هم بایدغسل ارتماسی بجامیآوردند. وبعدروی این سنگ نمازصبح خودرامیخواندند*
واماخزینه مظهرآلودگی*مردم روستامعمولاهر15روزیا30روزیکبار
به حمام میرفتند*گاهی پشت دست پسربچه هابه قدری کثیف وچرک بوددستشان مثل آدم های سیاه پوست شده بود. حال بااین وضعیت وقتی به حمام میآمدندچنددقیقه ای درآب خزینه مینشستندتاچرک بدنشان خیس بخورد*خزینه ازبیرون دارای چهارپله بودبعدازدریچه ای که برای ورودوخروج دربالای پله چهارم تعبیه شده بودبداخل خزینه میرفتند. ازداخل خزینه نیزچهارپله پایین میرفتی تابه سطح خزینه برسی*ابعاداین خزینه شایدبه قاعده دومتردرسه متربیشترنبودوگنجایش آبی که آن میریختندشاید2000هزارلیترهم نبود*دریک ضلع این خزینه پاتیلی مسی کارگذاشته بودند(پاتیل یک نوع دیگ مسی ضخیم میباشدکه شباحتی به دیگ ندارداماکارهمان دیگ راانجام میدهد)ازداخل تون حمام آتش زیرهمین پاتیل قرارداردتاآب خزینه گرم شودوارتفاع آب شایدبه قاعده مثلا یک متروبیست بیشترنباشد. حال درفضای کوچک وبااین مقدارآب. آنهایی که تازه واردمیشوندمینشینندتاچرک بدنشان خیس بخوردوآنهایی که بدنشان پرازعرق ازکارروزمره میباشدآب خزینه راباعرق تنشان آغشته میکنند. وآنهایی که ابتدادربدوورودنوره کشیده اند یعنی واجبی مصرف کردندبعدازانجام کارشان به داخل خزینه میآیندوآنهایی که درصحن حمام نشستندچرک گرفتندوسروتنشان راصابون زدند به ولنگ دورشان پراست ازچرک بدنشان وکف صابون به داخل خزینه میآیندتاخودشان راآب کشندولنگشان رادرآب خزینه نیفشارندتابدورخودبگیرندوازخزینه خارج شوند. وبدون شک پسربچه ها درآب خزینه ادرارمیکردند*این بودتوضیح کلی ازآنچه که من باچشمان خودم دیدم ومن هم یکی ازهمان مردمی بودم که ازاین مکان غیربهداشتی تاسال1340استفاده کردم*
من بخاطردارم درهمان دهه1330تا40چندسالی حمام ازحالت خزینه بیرون آمدوسه تادوش به همان آب خزینه وصل کردندودیگرکسی به داخل خزینه نمیرفت وبعدازآن دربیرون قلعه ودرکنارجاده حمام جدیدی ساختندوحمام قدیمی داخل قلعه رابکلی ویران کردند ودیگرآثاری ازآن باقی نمانده واماحمام جدیدبیرون ازقلعه هم زیادمورداستفاده واقع نشدومردم کم کم درخانه های خودحمام ساختندوبه لطف خدای بزرگ نه تنها درچناربلکه درهمه روستاهاحمام هامنقرض شد. درزمانیکه من نوجوان بودم کلا ازتاریکی شب وحشت داشتم حالاشماحساب کنیدمادرم اذان صبح من راازخواب بیدارمیکردمیگفت بلندشوبروحمام. تاریکی شب یکطرف بایدازروی قبرستان آبادی هم عبورمیکردم همش احساس میکردم کسی ازپشت سرمن راتعقیب میکندواما یک خاطره کوچک ازخودم درموردخزینه حمام بگم وبه این بخش خاتمه دهم*ده سالم بودونمیدانستم که دریک ضلع خزینه پاتیل قرارداردوبه اندازه. عمق پاتیل آن قسمت ازسطح کف خزینه عمیق تراست همین طورکه داشتم راه میرفتم یک مرتبه زیرپایم خالی شدواگرشخصی بنام محمدآقاکنعانی درخزینه نبودوتنهابودم بدون شک خفه شده بودم*همینکه یک مرتبه زیرپایم خالی شدظاهراایشان کف خزینه نشسته مثلاشایددرحال غسل کردن بودکه متوجه غرق شدن من شدوفورادست من راگرفت وکشیدبالا*بعدبانهیب به من گفت پسرمگه مریضی توخزینه راه میری وگفت اگرمن نبودم خفه شده بودی منم درآن شرایط وفی بداهه بلدنبودم بگم آب درمانی میکردم*اصلاآب درمانی یعنی چه*اجازه بدید به یک موردازآداب ورسوم چناریهانیزاشاره ای داشته باشم و امشب شمارابخدابسپارم*شایدهمه شمااین ضرب المثل راشنیده باشیداین نوروزپلو*آن نوروز پلو*این ضرب المثل نیست حقیقت دارد*بیشترمردم تهیدست بودندوبه احتمال زیادشایدفقط درشب عیدنوروزپلومیخوردند*شب عیدهمه مردم پلودرست میکردندومعمولافقط خورشت قیمه یاعدس پلودرست میکردند*وازهرخانواده یک دیس برنج*یک ظرف خورش وچندعددنان برای حمامی هاوسلمانیهامیفرستادند*مثلابین ساعت هفت تاهشت شب مجمع غذابودکه بطرف خانه حمامی هاوسلمانی هاسرازیربودفرض کنیدچنار200خانوارداشت ازهرخانه یک دیس برنج ویک کاسه خورش برای یک خانواده بیاورندچقدرغذاجمع میشد*آیااین خانواده کجابایدنگهداری کنند*چندوعده غذای تکراری بخورند*من بخاطردارم وقتی برای این دوخانواده شب عیدغذامیبردم هرکدام دوتادیگ بزرگ گذاشته بودندوغذاهاراارمردم میگرفتندبرنج سفیدرادریک دیگ*عدس پلودریک دیگ وخورشت راهم دردیگ دیگری میریختند*حال به نظرشمااین رسم خوبی بود*بجای این کارمیتوانستنددرطول سال هرهفته یک نفرپلودرست کندبرای خانواده حمامی ببردیک نفرهم درست کندبرای خانواده سلمانی ببرد*بنابراین *این دوخانواده زحمت کش حداقل هفته ای یکبارغذای گرم وتازه میخوردند*
سلام شب همه شمابخیرازاینکه تااین ساعت85 نفرنوشته های این حقیرراپی گیری میکنیدسپاسگزارم. خوشحال خواهم بوداگربتوانم شمارابامطالبی آشناکنم که برایتان تازگی داشته باشه. حرف های تکراری ننویسم ودوست دارم هم اکنون که به لطف خدای بزرگ توانستم بااین روش نتیجه ماه هاوقتی راکه صرف جمع آوری مطالبی مربوط به زادگاه خودم. شماوآباواجدادیمان رابه سمع ونظرشماجوانها. نوجوانهاقراردهم کمال خوشبختی است. دراین چندبخش ازنوشته هاشماعزیزان راکاملا ازتارخچه حمام های قدیمی(خزینه ای)ودومسجداولیه روستای چنارآگاه نمودم وپیش نهادمیکنم دراولین فرصت که به روستای چنارسفرکردید. برویدومحدوده مسجدکوچک وحمام کهنه راحداقل ببینید. آثاربه جامانده ازمقبره(یاهمان مخباره)راهم درهمان محدوده مشاهده کنید. من همه اینهارادرحدحدس گمان گفتم که بایداولین ساکنین چناردراین محدوده ساکن بودندوگفتم که حمام. مسجد. قبرستان یک آبادی کوچک نبایددورازدست مردم آن آبادی باشد. درحالیکه هم اکنون نیز. حمام. ومسجدوقبرستانشان درنزدیک منازل مسکونیشان قراردارد.
دراینجاجاداردبرای شادی روح شیخ محمدباقرریاضی که درآنزمان این تحولات رادراین مسجدایجادکردوهم چنین برای شادی روح مرحوم حاج سبزعلی مشفق که چنین فرزندخلفی رابه جامعه تحویل داده یک حمدوسوره وصلوات قراعت شود. هیچ کدام ازجوانان هم سن وسال ذبیح الله مشفق که خودمن یکی ازآنهابودم هنوزنمازنمیخواندیم. وایشان نیزهنوزهمان اعتقادات خودراحفظ کرده ومن به شخصه به وجودچنین دوستی ازهم سن وسالهای خودم افتخارمیکنم وبرای خودوخانواده اش ازخداوندسلامتی وموفقیت روزافزون وتقوی بیش ازاین راخواستارم.
+ نوشته شده در ۱۴۰۰/۱۲/۱۷ ساعت 17:46 توسط غلامحسین داودی
|