قلم نویسنده

 

 به نام خدا

تعاونو علی البر والتقوی،ولا تعاونو علی الاثم والعدوان،والتقوالله ان الله شدید العقاب،
خدای متعال درپنجمین سوره ازقرآن کریم،دومین آیه از سوره مبارکه مائده می فرماید،ای اهل ایمان.در نیکو کاری وتقوی بر یکدیگر سبقت گیرید.واتحاد.مشارکت.تعاون وهمکاری.داشته باشید.و به ترسید از عقاب الهی.که بسیار سخت است،

ادامه نوشته

عکس و شرح حال هیئت مدیره (قسمت اول)

اگربه خاطر داشته باشید.وبخش های گذشته این وبلاگ رادنبال کرده باشید،دربخش های قبلی گفتم که پیدایش این شرکت ازابتدای سال ۱۳۴۱شمسی است،وطبق اولین صورتجلسه اولین مجمع عمومی مورخ۱۳۴۱/۲/۶که درمنزل محمد رحمانی برگزارگردیده وکلا ده نفر دراین جلسه حضورداشتند،تصمیم گرفته میشود که شرکتی بنام شرکت تعاونی محلی رفاه تشکیل گردد.وهرکس داوطلب عضویت دراین شرکت می باشد،می بایست از اول فروردین ماه سال۱۳۴۱بابت خرید یک سهم شرکت.مبلغ یکصد ریال در هرماه بپردازد،ضمنا داوطلبان عضویت دراین شرکت درصورت توان مالی می توانند سهام بیشتری خریداری نمایند،

 

ودرهمین جلسه ازبین حضارچهارنفر به عنوان اولین مدیران شرکت به شرح زیر انتخاب میشوند،
۱-آقای محمدرحمانی به سمت صندوقدار
۲-آقای منوچهرخان دهقان به سمت مدیرعامل
۳-آقای محمدرجائی به سمت بازرس
۴-آآقای جمشید رستگار به سمت تحصیلدار
چون دراین بخش تصمیم دارم تصویر مدیران نیم قرن گذشته شرکت را به ترتیب سنشان وزمان تصدی امورشرکت راجهت استحضار شماعزیزان عضوشرکت برسانم،بنابراین ابتدا از آقای محمدرحمانی که به نظر میرسد مُسن تر ازدیگران باشد آغاز میکنم،
تصویری که در پایین این متن ملاحظه می فرمائید،تصویر مرحوم حاج محمد رحمانی است،

حاج محمد رحمانی
نام محمد،نام خانوادگی رحمانی،نام پدر رضاقلی متولد ظاهر  ۱۲۸۹ ساکن تهران انتهای خیابان سینا،خیابان ناهید،کوچه افشاری منزل شخصی،
سواد درحد خواندن،شغل کارمند بانک ملی شعبه سبزه میدان تهران،
وازجمله خصوصیات این مرد بزرگ،مردی بسیار مومن،متدین،درستکار،با اخلاص،راستگو،درستکردار ومورد اعتماد همه فامیل واطرافیان وازجمله جماعت آنروز هم ولایتی ها،وبه همین دلیل درست کرداری نامبرده دراولین جلسه گردهمائی تشکیل این شرکت به عنوان صندوق دار شرکت انتخاب میشود،
آقای محمد رحمانی درطول عمربابرکت وسراسر افتخارش دارای۴فرزند ذکور و۵ فرزند اناس میشود،
یکی از فرزندان ایشان بنام حسین رحمانی دردوران جنگ هشت ساله ایران وعراق در راه دفاع از آب وخاک میهن به درجه رفیع شهادت نائل میگردد،وخانواده بزرگوار رحمانی جزوخانواده معظم شهدا محسوب میشوند،
محمد رحمانی علاوه براینکه جزو معتمدین محل وجماعت هم ولایتی ها بودند،درحقیقت جزو بنیان گزاران هیئت عزاداری وهیئت موسس این شرکت نیز بودند، ودرطی سالیان متمادی به عنوان رئیس هیئت مدیره شرکت انجام وظیفه کردند،وبعد ازبازنشستگی ازبانک ملی نیز چندسالی فروشندگی شرکت رانیز عهده دار بودند،
من دراینجا لازم میدانم به یک خاطره از اخلاق خصوصی این مرد بزرگ بین سالهای۱۳۶۷تا۱۳۷۲اشاره کنم،
درزمان مدیریت محمد رجائی طبق روال سنوات گذشته بابت افزایش سرمایه شرکت وصندوق قرض الحسنه ماهیانه شهریه دریافت میشد،یعنی هرعضو شرکت وصندوق می بایست در اول هرماه به شرکت مراجعه کند وبابت هرتعداد سهمی که درشرکت ویا صندوق دارد برای هرکدام یکصد ریال بپردازد ورسید دریافت کند،
درسال۱۳۶۷که مسئولیت اداره شرکت به این حقیر واگذارشد،تصمیم گرفتیم که شهریه ماهیانه را بخاطر صرفه جوئی در مصرف قبض و دفاتر و وقت مردم بصورت سالیانه دریافت کنیم به عنوان مثال کسی که دارای یک سهم شرکت ویاصندوق است وهرماه باید برای پرداخت ده تومان به شرکت مراجعه کند وقبض ده تومانی دریافت کند،
سالی یکبار مراجعه کند ومبلغ یکهزارو دویست ریال رایکجا بپردازد وبجای ۱۲برگ قبض ده تومانی یک برگ قبض صدوبیست تومانی بگیرد،
این پیشنهاد راهمه اعضاء پذیرفتند،به جز حاج محمد رحمانی،وایشان معتقد بودند که شهریه یعنی ماهیانه ودرست می گفتند به زبان عربی شهر یعنی ماه،شهریه یعنی ماهیانه،ومدعی بودند که وقتی گفته می شود شهریه دلیلی ندارد که سالیانه دریافت شود،،
ومانتوانستیم ایشان را متعاقد کنیم که به دلیل صرفه جوئی در وقت وکاغذ ودفتر این تصمیم گرفته شده،،وایشان اول هرماه مراجعه میکردند وشهریه خود وافراد خانواده رامی پرداختند،
بخاطر دارم اواخر سالهای عمرشان با توجه به اینکه ازدید کافی هم برخوردارنبودند وباعصا ازخانه بیرون می آمدند،اما به تصمیم خود پایبند بودند ودرحالیکه به سختی بیرون می آمدند اول هرماه شهریه را ماهیانه می پرداختند،به خاطر دارم چندین بارخودم دست ایشان را گرفتم وتا دم منرل رساندم،
گفتیم که ایشان علاوه براین که جزو بنیان گزاران شرکت بودند،جزو بنیان گزاران هیئت عزاداری نیز بودند ودرشب بیست وسوم ماه مبارک رمضان هرسال منزل ایشان بودیم،
و سرانجام حاج محمد رحمانی درسن ۸۳ سالگی درشامگاه ۱۳۷۲/۴/۲۴چشم ازجهان فروبست،خدایش رحمت کند،برای شادی روح این مرد بزرگ طلب آمرزش ومغفرت وبرای بازماندگانش صبر وبردباری ازخداوند مسئلت مینمائیم..

 

 

================================================

 

ادامه نوشته

سرنوشت صندوق شرکت تعاونی

وقتی درجلسه مجمع عمومی پنجم خرداد سال۷۴همه چیز بر وفق مراد ما حاصل شد وآنطور که پیش بینی کرده بودم مو به مو اجرا شد وهیچ یک از کاندیدا های جبهه مخالف من رای نیاوردند،
فردای آنروز نشستند وتصمیم گرفتند که صندوق قرض الحسنه را به ما تحویل ندهند وبه این منظور بر آن شدند که در پانزده روز فرصتی که دارند تا تحویل وتحول شرکت انجام شود،بتوانند مجمعی برای صندوق تشکیل دهند وهیئت مدیره ای جدید برای صندوق انتخاب کنند وصندوق را به ما تحویل ندهند،
البته اینها راهنمای خوبی نداشتند،آنکس که این پیشنهاد را به آنها داد سالیان سال جزو مدیران شرکت بود،
چند سال قبل از این نیز بعد از فوت مرحوم رجائی از آنجائیکه با من میانه خوبی نداشتند این پیشنهاد را داده بود که هیئت مدیره صندوق باید از هیئت مدیره شرکت جدا شود،
در آنزمان که ایشان این پیشنهاد را داد من درپاسخ ایشان گفتم که من هیچ اصراری ندارم که هیئت مدیره شرکت وصندوق باید یکی باشد اما از بنیاد پیدایش صندوق در سال۶۳همیشه بدین صورت بوده که هیئت مدیره ای که برای شرکت انتخاب شده ،صندوق را هم اداره میکند،
حالا شما پیشنهاد میدید باید جدا باشد اشکالی ندارد،
صندوق مستاجر شرکته، واین ملک متلق به شرکته،بنابراین اگر قراراست هیئت مدیره اش جدا ازهیئت مدیره شرکت باشد،
بنابراین هیئت شرکت اجازه نمیدهد صندوق در ملک شرکت فعالیت کند،
باید برود،
فکرکردن اگر صندوق قرارشد ازشرکت برود،کجا باید برود،
صندوق آنموقع مثل الآن نبود که همه چیز و همه کار صندوق با سیستم انجام شود، دفتر بود و دستک،قبض،ورسید،
خوب باخودشان حساب کردند که اگر قرار شد ازشرکت برود،
طبیعتا باید محلی را برای صندوق در نظر بگیرند،هم اجاره جا بدهند،هم فردی را بگمارند در محل برای جمع کردن قسط و سایر انجام کارهای صندوق،خوب بنابراین هم باید اجاره جا بدهند وهم فردی را بگمارند درمحل صندوق برای انجام کارهای صندوق وجمع آوری اقساط و واریز پول به حساب بانک،خوب با این حساب صندوق در آمدی ندارد که هم اجاره جا بدهد وهم حقوق ،
دیدند پیشنهاد جالبی ندادند منصرف شدند،
چند سال گذشت بعد از انتخابات سال۷۴
مجددا همان شخص که درجبهه مخالف بود وشکست خورده بودند دوباره همان پیشنهاد چندسال قبل را مطرح میکند،
یکروز بعد از مجمع عمومی هیئت مدیره به جلسه اضطراری دعوت میشوند،مینشینند وتصمیم میگیرند که در اسرع وقت مردم را به جلسه مجمع عمومی صندوق دعوت کنند،
بلافاصله متن آگهی مجمع را تهیه میکنند ودر همان شب علی اصغر رستگار را به میدان گمرک پارک راضی میفرستند،
در آنزمان در مسجدی که در پاک راضی (جای محله بدنام تهران)پارکی ساخته شده بود ودر این پارک مسجدی ساخته بودند که برای اولین بار چاپ اعلامیه را نیم ساعته تحویل میداد،
هنوز درتهران سیستم کامپیوتر انقدر مثل امروز پیشرفته نشده بود،شاید در منطقه غرب تهران اولین جائی بود که تبلیغ کرده بود چاپ اعلامیه نیم ساعته،
بقول خود آقای رستگار که بعدها گفت من راشبانه فرستادند(شهر...)
خلاصه کلام در آن جلسه اضطراری شبانه متن آگهی را تهیه میکنند وشبانه آقای رستگار را به میدان راضی میفرستند واعلامیه چاپ میشود،
ظرف ۲۴ساعت اعلامیه ها راپخش کردند ومردم را برای۴۸ساعت بعد به جلسه دعوت کردند،در این فاصله من به همه طرفدارانی که در پنجم خرداد۷۴حماسه خلق کرده بودند،اطلاع دادم که در این جلسه نیز به طور گسترده مثل پنجم خرداد حضور یابند،
اما این جلسه از نظر من تحریم شده است چون رعایت فاصله زمانی بین تاریخ انتشار آگهی وروز مجمع انجام نشده،بنابراین ما بطور گسترده در جلسه شرکت میکنیم اما هیچ کدام لیست حضور و غیاب را امضا نمیکنیم،
ضمنا تذکر دادم که من در جلسه نشستم،وپوشه ای در دست دارم هرکدام وارد جلسه شدید بدون توجه به لیست حضور وغیاب به من مراجعه کنید وبرگه های دعوت را به من بدهید،
جلسه تشکیل شد،همه آمدند بلکه شاید بیشتر از پنجم خرداد،
آقای محمدباقرباقری مسئول اداره جلسه بود،
پشت تریبون قرار گرفت،همین که گفت بسم الله الرحمن الرحیم
من بلند شدم وگفتم آقای باقری شما در این جلسه نامحرم هستی،حق نداری درجلسه باشی،
گفت من رئیس هیئت مدیره صندوقم،
گفتم شما که عضو صندوق نیستی چگونه رئیس هیئت مدیره صندوقی و دو سال چک های صندوق را امضا کردی،
سپس من پشت میکروفون رفتم وگفتم که این جلسه ازنظر من غیر قانونی است ،
پس بنابراین جلسه راترک میکنم،همه بلند شدند،
جلسه بهم خورد و غلامحسین رجائی به آقای کرامت الله روشن فحاشی کرد و تهمت بهائی بودن زد،درگیری بوجود آمد وهمه جلسه را ترک کردند،

ادامه نوشته

شرکت تعاونی در دهه 1370 الی 1380


گفتیم که سال ۶۹به پایان رسید و جلسه مجمع عمومی سال مالی۶۹در مورخ۷۰/۳/۲۴برگزار شد،کارها طبق روال قانون پیش میرفت تا اینکه در شش ماهه دوم سال۷۰بحث بازشدن خیابان خوش درمیان مردم مطرح شد،ابتدا فکر نمی کردیم که این موضوع صحت داشته باشد،وضمنا چنانچه حقیقت داشته باشد،ارتباطی به ما ندارد،تااینکه این موضوع به حقیقت پیوست،وکم کم سرو کله مامورین شهرداری پیدا شد،وخانه هائی که قرار بود در طرح قرارگیرد مورد بازرسی ومتراژ قرارگرفت،کلا تعداد۲۰ واحد خانه مسکونی درمسیر طرح گذر واقع شده بود که باید تخریب میشد،وهنوز ما تصور نمیکردیم که این طرح شامل بخشی از ملک شرکت شود،تا اینکه یک روزازطرف شهرداری اخطاریه آمد،وچند روز بعد از آن چند نفر ازشهرداری برای متراژ ملک مراجعه کردند،وکل ساختمان را از بالا وپائین متر کردند،وگفتند که ملک شما هم در این طرح گذرمیباشد وقسمتی از ملک شما تخریب میشود،
چون این موضوع در دیماه اتفاق افتاده بود وزمستان آنسال هم زمستان سردی بود،بنابراین لازم بود که کلیه اعضای شرکت را در جریان امر قرار دهیم،چون هوا خیلی سرد بود نمی توانستیم در ساختمان شرکت جلسه گردهمائی از اعضا تشکیل دهیم،به ناچار قرارشد جلسه ای در مسجد رحمانی برگزارکنیم،لذا مقدمات جلسه را فراهم کردیم،ودر یک روز جمعه در اوایل دیماه از کلیه اعضاء دعوت شد ودر جلسه درمسجد رحمانی گرد هم آمدند،
وموضوع رفتن بخشی ازملک شرکت را درطرح گذر مطرح کردیم،دراین جلسه بانظر اکثریت قرارشد من به اتفاق آقای محمد تقی امینی در کمیسیون شهرداری شرکت کنیم،
یکروز باتفاق به شهرداری رفتیم،ودر جلسه ای که شهردار منطقه،چندنفر ازمسئولین حضور داشتند شرکت کردیم،در آن جلسه قرارشد مطابق خانه هائی که در طرح قرارگرفته،از قرارمتری پنجاه هزارتومان ،به این شرکت نیز همان متری پنجاه هزارتومان پرداخت شود،ما گفتیم که ملک تجاری است وبا مسکونی فرق میکند،که نماینده دارائی ودادگستری که درجلسه حضور داشتند،گفتند که شرکت تعاونی تجاری محسوب نمیشود،
بنابراین قبول نکردند که ضرر وزیان شرکت را با قیمت تجاری محاسبه کنند،
گفتند مقدار پنجاه متر از ملک شما در طرح گذر می افتد وبابت این متراژ قرار براین شد که دو میلیون وپانصد هزار تومان خسارت بپردازند،
مبلغ دومیلیون وچهارصد هزار تومان آن را طی یک فقره چک فی المجلس در وجه شرکت تعاونی صادر ودر اختیار ما گذاشتند،وقرار بر این شد یکصد هزارتومان باقیمانده را پس از عقب نشینی واجرای طرح به ما به پردازند،
لازم به ذکر است که اگر این طرح در این منطقه اجرا نمیشد،شاید هنوزهم پرونده این شرکت پس از گذشت پنجاه سال هنوز ازبایگانی شهرداری بیرون نمی آمد،
پرونده این شرکت از سال ۱۳۴۵تا سال۱۳۷۰در طول این مدت۲۵سال ازبایگانی بیرون نیامده بود،وما تا سال۱۳۷۰نه عوارض ونه نوسازی به شهرداری نمی پرداختیم،ضمنا چون شرکت تعاونی بودیم،هیچ سرو کاری باشهرداری نداشتیم،شهرداری نیز به ماکاری نداشت،
متاسفانه این طرح موجب شد که پرونده رو شود ودر نتیجه بالکنی که درشرکت خلاف نقشه در آنزمان ساخته شده بود،ومرحوم رجائی پیگیر پایان کار بدلیل خلافی که صورت گرفته نشده بود،
امروزکه پرونده بخاطر طرح در دست اقدام بود،متوجه شدند که این بالکن برخلاف نقشه صورت گرفته ،

                                                     

                   

 

ادامه نوشته

شرکت تعاونی در دهه 1360 الی 1370

بعد از انقلاب شرکت های تعاونی متعددی در سطح کل کشور تشکیل شد ،وازطرفی چهار اتحادیه به مناسبت شرکت های تعاونی مختلف بوجود آمد وشرکت های تعاونی مصرف تفکیک شدند وهرکدام زیر مجموعه اتحادیه خود شدند،واتحادیه کل کشور نیز مختص شرکت های تعاونی مصرف کارکنان رسمی دولت شد،این امتیاز به دلیل سوابق طولانی این اتحادیه داده شد که میتواند هرکدام از شرکت های تعاونی قدیمی زیرمجموعه خود را نزد خود نگه دارد،ضمن اینکه شرکت های تعاونی ای که به اتحادیه مربوطه خود پیوستند نیز میتوانند درصورت نیازبخشی ازخرید های خود را از این اتحادیه تامین کنند،ودرحال حاضر فرهنگیان ونیروهای مسلح گاها از این اتحادیه خرید میکنند،وبه همین دلیل بود که تعاونی ما زیر مجموعه همین اتحادیه باقی ماند،البته تاگفته نماند تا سال ۱۳۷۰هنوز حق عضویت اعضای تعاونی ما در اتحادیه برای هرعضو همان هرنفر یکهزار تومان بود وما برای۲۸۷نفر اعضای شرکت۲۸۷هزارتومان سپرده داشتیم،ولی با تصمیمات جدید اتحادیه در سال۱۳۷۰سپرده گذاری برای هرعضو به ده هزارتومان رسید وماسپرده را افزایش دادیم،وبابت هرعضو ده هزارتومان سپرده گذاری کردیم،اگر چه بیش از ده سال است که از اتحادیه خرید نداریم،چون تعاونی از حالت شرکت تعاونی خارج شده،ولی اتحادیه سود سپرده را مطابق بانک پرداخت میکند،ضمن اینکه هر زمان بخواهیم میتوانیم سپرده خود را از اتحادیه بگیریم واز عضویت آن خارج شویم،

واما اگر به خاطر داشته باشید در خیابان فردوسی فروشگاه بزرگی با سابقه بیش از۶۰سال وجود داشت بنام فروشگاه فردوسی،این فروشگاه عظیم بیش از۲۰سال است که جمع شده،فروشگاه های زنحیره ای قدس را حتما به خاطر دارید همه جمع شد،فروشگاه های زنجیره ای کورش رایادتان هست جمع شد،فروشگاه های شهر وروستا که در اکثر خیابان ها ی تهران شعبه داشت خاطرتان است همه جمع شدند،شرکت های تعاونی مصرف محلی در هر کوی و برزن رافراموش نکردید،یکی پس از دیگری جمع آوری شد،اکثر مساجد تهران شرکت تعاونی تشکیل داده بودند از هیچ کدام دیگر خبری نیست،نود در صد شرکت های تعاونی مصرف ادارات،وزارت خانه ها،سازمان ها،شرکت های خصوصی که تعاونی مصرف تشکیل داده بودند همه منحل شدند،درهمه روستاها دارای شرکت تعاونی مصرف بودند از هیچ کدام دیگر خبری نیست،و در حال حاضر به جزفروشگاه های نیروهای مسلح،وفروشگاه های سپه،وچندشرکت تعاونی وابسته به بعضی وزارت خانه ها،وفروشگاه های فرهنگیان،دیگرتعاونی وجود ندارد،وجالب اینکه همه تعاونی های مصرف محلی که در هرکوچه وخیابان بعد از انقلاب تشکیل شده بود،پول های حق عضویت مردم را نپرداختند،وهم چنین تعاونی های کارگری وکارمندی نیز نه تنها سودی به اعضا ندادند بلکه سرمایه اولیه اعضا رانیز نپرداختند وتعاونی را منحل کردند،این موضوع که عرض میکنم،من خودم بنیان گزار شرکت تعاونی مصرف دانشگاه خواجه نصیر بودم،۲۸ساله بازنشسته شدم واخیرا متوجه شدم که تعاونی چند ساله منحل شده،سال۱۳۸۶مبلغ۶۰هزارتومان حق عضویت دادم وعضو شرکت تعاونی مصرف وزارت علوم شدم،این تعاونی از سال۱۳۸۸بسته شد،وحق عضویت ما ازبین رفت،
خوب،خداراشکر کنید که این تعاونی پس از گذشت ۵۰سال نه تنها سرمامه هیچ عضوی سوخت نشده بلکه به مراتب سودهائی نیز به اعضا پرداخت شده،شاید قابل توجه نبوده ولی به هرحال چند برابر سرمایه هر عضو سود پرداخت شده واداره کنندگان این شرکت در طول سنوات گذشته روسپیدند که مانند سایر شرکت های تعاونی ها سرمایه مردم را سوخت نکرده اند،سرمایه همه اعضا محفوظ،ساختمان شرکت پا برجا،وهمه مدیران پنجاه سال گذشته خدارا شاکرند که شرمنده هیچ عضوی نیستند،واگر همه شرکت های تعاونی سراسر کشور هم جمع آوری شود،این شرکت میتواند پابرجا بماند،

ادامه نوشته

شرکت تعاونی در دهه 1350 الی 1360

 در سال۱۳۴۶و۱۳۴۷اتفاقات مهمی درشرکت به وجود آمده،
در جلسه۴۶/۱/۱۸برای اولین بار تصویب شد که به مدیران شرکت،یعنی هیئت مدیره،مدیر عامل ،وبازرسان،پاداش یا حق الزحمه در نظر گرفته شود،ودرهمان سال۱۳۴۶مبلغ۱۸۵۰۰ریال از در آمد شرکت به این منظور اختصاص یافت،دربخش قبلی به نحوه تقسیم مبلغ فوق الذکر اشاره کردم،
ودرهمین جلسه بود که مبلغ۴۰۰۰۰ریال به عنوان پیش پرداخت پول زمین شرکت،به فروشنده زمین آقای غلامرضا اکبر زاده پرداخت گردید،غلامرضا اکبر زاده از ساکنین همین خیابان نیکو وخانه مسکونیش نبش کوچه پناهی که در ملک مسکونیش مغازه خواربارفروشی داشت،وهم اکنون نیزمغازه اش توسط فرزندش اداره میشود،
در جلسه مورخ۴۶/۷/۷هیئت مدیره نیز تصویب شد ماهیانه از اول فروردین سال۴۶مبلغ۱۵۰۰ریال بابت انجام حسابداری شرکت که توسط محمد رجائی انجام میشد پرداخت گردد،
ودر اواخرسال۴۶مقدمات شروع به کار ساختمان شرکت فراهم شود،واز ابتدای سال۱۳۴۷کارساختمان آغازشد،وتا اواخر سال۴۷به پایان رسید،محمد رجائی مدیرعامل وقت شرکت هماهنگی ونظارت در کار ساختمان را به تنهائی عهده دار بود،
ودر اواخر سال۴۷حساب جاری درشعبه بانک صادرات انتهای خیابان نیکو به نام شرکت گشایش یافت،وحساهای شرکت از بانک صادرات شعبه شاهرخ وبانک ملی به این شعبه انتقال یافت،
ظاهرا این شرکت چهارمین نفری بوده که در این شعبه حساب جاری باز کرده،چون جاری شماره۴بود،
واین حساب جاری شماره۴من فکر میکنم تا اواخر سال۱۳۸۴نیز با همین شماره فعال بود،وبعد از آن با تغییرات قوانین بانک ها،اجبارا باید حساب های قدیم،به حساب های جدیدتبدیل شود که این کار توسط هیئت مدیره وقت شرکت انجام شد،ودر بخش قبلی گفتم که فروشگاه شرکت،در اوایل سال۴۸دایر شد،ودر آنزمان محمدرجائی مدیرعامل وحسابدار وقت چون هنوز شاغل بود،در نتیجه فروشگاه فقط بعد از ظهر ها ساعت۴بعد از ظهر باز میشد،ضمنا روزهای جمعه ازصبح باز بود،
وهمانگونه که در بخش قبلی گفتم این حقیر اولین فروشنده شرکت بودم،واز تاریخ۴۸/۳/۲۸در شرکت با ماهی۳۶۰تومان مشغول به کار شدم،
وبه مدت۱۱ماه وشش روز در شرکت کار کردم،ودر بخش قبلی گفتم که سه عدد رادیو ترانزیستوری ازشرکت به سرقت رفت،ودر همان روز عذر بنده را خواستند ومرا اخراج کردند،ومبلغ۳۶۰تومان قیمت سه عدد رادیو را از من گرفتند،
ظاهرا فروشنده بعد از من حاج آقا کنعانی(فرزند جواد)بود،وهمانگونه که قبلا عرض کردم جنس هائی که در فروشگاه در آنزمان عرضه میشد،بخاری نفتی علاالدین،چراغ والور نفتی خوراکپزی،اجاق گاز های سه شعله رومیزی،سماور نفت سوز،کمد های فلزی مخصوص لباس،ساعت دیواری،ساعت رومیزی،رادیو ترانزیستوری،پتو،روفرشی،سرویس ملامین پلاسکو کار،که کارخانه اش مال همین حبیب الله ایلقانیان مالک ساختمان پلاسکو بود،
در هر حال با به پایان رسیدن سال۱۳۵۰چهارمین دور هیئت مدیره شرکت نیز به پایان رسید،و در جلسه مجمع عمومی که در خرداد۱۳۵۱بر گزار میگردد،افراد زیر
به عنوان هیئت مدیره،مدیر عامل،وبازرسان شرکت بر گزیده میشوند،


ادامه نوشته

شرکت تعاونی در سالهای 1341 الی 1350

 جماعت چناری از گذشته تاکنون همیشه بایک مشکل مواجه بودند،آنهم مشکل بی پولی،اگر به صورت جلسات هیئت مدیره که سعیم بر آنست حتی المقدور از ابتدای سال۱۳۴۱به بعد عین صورتجلسه را انشاالله به نظر شما برسانم توجه خواهید کرد،
اولا به ارزش پول در آنزمان پی خواهید برد،که اعضاءاولیه شرکت شهریه ماهیانه یکصدریال برایشان رقم قابل توجه ای بوده،
مثلا در سومین صورتجلسه که بعد این مقدمه برایتان مینویسم،مرحوم غلامحسین رجائی فرزند محمد از اول فروردین سال۴۱یک سهم خریداری میکند که ماهیانه۱۰۰ریال بپردازد،در ماه سوم قادربه پرداخت صدریال خرداد ماه نیست،
و یا مرحوم محمدعلی قاسمی از اول فروردین۴۱دو سهم خریداری کرده و یا مرحوم عبدالله دهقان بلند پروازی میکند و پنج سهم از اول سال۴۱میخرد،هرسه نفر در خردادماه همانسال قادر به پرداخت تعهدات خود نیستند،که درجلسه تیرماه به آنها اخطار داده میشود ومشمول جریمه میشوند،حال به متن سومین صورتجلسه سال ۴۱توجه فرمایید،
درتاریخ۴۱/۴/۲۹منزل جمشید رستگار هیئت مدیره شرکت تشکیل جلسه داده وبه حساب اشخاص وشرکت رسیدگی،مبلغ جمع آوری شده خردادماه که بالغ بر۱۷۹۰۰ریال بوده جهت۶۱سهم سه ماهه،تحویل صندوقدار شرکت گردید،ضمنا به دفاتر و قبوضات شرکت رسیدگی شد نواقصی تاکنون نداشته است،
ضمنا تا همین تاریخ بابت خرداد یک سهم غلامحسین رجائی (محمد)یکصدریال ،ویک سهم مرحوم محمد علی قاسمی اردیبهشت وخرداد۲۰۰ریال،ومرحوم عبدالله دهقان خردادماه۵۰۰ریال جمعاسه نفری۸۰۰ریال بابت هشت سهم از پرداخت خود داری نموده اند،
مدیرعامل منوچهر دهقان،
صندوق دار محمدرحمانی
بازرس محمد رجائی
جمشید رستگار
سیاوش قاعدی
غلامحسین داودی
عزیزالله نوری
ابراهیم دلگرمی،کسانیکه صورت جلسه را امضا کردند،

ادامه نوشته

آیین نامه سال 1345

 

ئین نــــــــــــــــــــــامه
شرکت تعاونی مصرف آبادئیهای مقیم مرکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــز
خرداد ماه ۱۳۴۵
شماره ثبت۱۰۸۲۷
چاپ میرپور،این پشت جلد آئین نامه است

صفحه۳
آئین نامه شرکت تعاونی مصرف آبادئیهای مقیم مرکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــز
شماره ثبت۱۰۸۲۷
فصل اول
وجوه حق السهم
ماده۱-اعضاء(صاحبان سهام)باید مواد اساسنامه شرکت را در نظر گرفته وبرابر این آئین نامـــــــــــــــــــــــــه تا زمانیکه آئین نامه دیگری تدوین نشده است. باشرکت رفتار نمایند،
ماده۲-برای هریک از شرکا حسابی بنام حساب سپرده ثابت از تاریخ اشتراک باز خواهد شد ومشترکین موظفند تا مادامیکه هر یک سهم آنان در شرکت به ده هزار ریال نرسیده همه ماهه مبلغی که از یکصد ریال کمتر نباشد به حساب سپرده ثابت به پردازند واز آن پس پرداخت به حساب سپرده ثابت باتصمیم مجمع عمومی است،
ماده۳-وجوه سپرده ثابت مشترکین درآخر هرسال تعیین وجزءسرمایه شرکت منظور میگردد وبنام آنان برگ بهادار سهام صادر میشود وکلیه قبوض رسید وجوه سپرده ثابت که در طول سال به اعضا داده شده باطل واز درجه اعتبار ساقط میباشد،
ماده۴-اگر مبلغ یکصدریال سهام از روز آخر هربرج تا دهم برج بعدی به صندوق شرکت پرداخت نگردد. برای هر سهم هرماه مبلغ ده ریال حق دیر کرد به سود شرکت در یافت خواهد شد،
ماده۵-هریک از اعضا که تا سه ماه متوالی مبلغ یکصد ریال حق السهم خود را به صندوق شرکت نپردازند وعذر موجهی هم برای عقب افتادن آن نداشته باشند. با اتخاذ تصمیم هیئت مدیره مدارک بهادار سهام او باطل واز شرکت اخراج میگردد. چنانچه استرداد وجوه سهام وقفه ای در کار شرکت ایجاد نماید. هیئت مدیره می تواند استرداد وجوه آنرا با رعایت حق تقدم باقساط به پردازد. به شرط آنکه مدت اقساط آن بیشتر از شش ماه نشود،
ماده ۶-هر یک از اعضا که بعللی توسط هیئت مدیره از شرکت اخراج میگردد. از اول سال مالی شرکت تا یکماه باقی مانده به آخر آن. هیچگونه سود وزیانی در آن سال به سرمایه عضو اخراجی تعلق نمیگیرد. زیرا رسیدگی به حسابهای شرکت در آن مدت مقدور نیست. فقط این ماده آئین نامه شامل کسانی است که توسط هیئت مدیره اخراج میشوند. واعضاء که تقاضای خارج شدن از شرکت را بنمایند برابر اساسنامه شرکت رفتار خواهد شد،

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

فصل دوم
معاملات
ماده۷-شرکاء باید اشیاء واجناس و وام مورد لزوم خود را طبق تقاضای کتبی از شرکت در خواست نمایند،
ماده۸-تقاضاهای وارده در دفتر مخصوص شرکت ثبت وبا رعایت نوبت به آنها رسیدگی میشود وجایز نیست به هیچ یک از تقاضاهای رسیده خارج از نوبت رسیدگی گردد،
ماده۹-از تاریخی که به عضو متقاضی اطلاع داده شد که اجناس ویا وام مورد تقاضای او حاضر برای انجام معامله میباشد. اگر آن عضو تا مدت یک ماه(سی روز)برای انجام معامله حاضر نگردید. تقاضای او از ردیف نوبت خارج میشود،
ماده۱۰-کلیه اجناس-خواربار-البسه-فرش وغیره که توسط شرکت تهیه میشود هشت در صد(صدی هشت)در سال به قیمت خرید افزوده میگردد. وبه اعضاء به مدت فروخته میشود.وانجام معامله مدت دار باغیر ازشرکا ممنوع است،
ماده۱۱-معاملاتی که باهریک از اعضاء انجام میشود تا مبلغ ده هزار ريال مدت اقساط آن۱۲ماه است واز ده هزارریال به بالا مدت اقساط آن۲۴ماه است. به غیر از پرداخت وام خانه،
ماده۱۲-درموقع انجام معامله یا پرداخت وام به اعضا باید درآمد وضع مالی عضو متقاضی را در نظر گرفت. که در موقع پرداخت قسط آن در مضیقه نباشد،
ماده۱۳-اعضاء که برای خرید اجناس و لوازم زندگی و یا دریافت وام از شرکت تقاضا میکنند باید مبلغ مورد لزوم خود را در تقاضا ذکر نمایند.هیئت مدیره یا مدیر عامل مختار است.میتوانند با کمتر از مبلغ مورد تقاضا موافقت کنند و یا بنا بعللی که مشهود باشد مخالفت نمایند،
ماده۱۴-هریک از اعضا که به شرکت بدهکار میباشند تا پرداخت آخرین قسط بدهی خود. نمی توانند هیچ گونه معامله مدت دار باشرکت انجام دهند. مگر با اتخاذ تصمیم هیئت مدیره یا مدیر عامل،

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

فصل ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوم
پرداخت وام برای خـــــــــــــــرید خانه
ماده۱۵-به شرکا که بدون خانه مسکونی میباشند جهت خرید خانه به شرح زیر وام پرداخت میشود،
الف. یک سوم سرمایه شرکت اختصاص جهت پرداخت وام برای خرید خانه میباشد،
ب-در موقع حساب.یک سوم سرمایه.بدهی اعضاء بابت وام خانه.جزء ثلث سرمایه محسوب میشود،
ج-مدت اقساط وام چهارسال است،
د-کارمزد شرکت در برابر پرداخت وام(بهره وام)هشت درصد میباشد،
ماده۱۶-اعضائی که تقاضای وام مینمایند حداقل باید نصف پول خانه ای را که میخواهند خریداری نمایند موجود داشته باشند وکسری آنرا شرکت پرداخت میکند با رعایت نوبت،
ماده۱۷-پرداخت وام برای خرید خانه بیشتر از یک سوم سرمایه شرکت با اتخاذ تصمیم هیئت مدیره یا مدیر عامل میباشد،
ماده۱۸-پرداخت وام برای خرید خانه ممکن است برابر معاملات دیگر شرکت باگرفتن تضمین وتعهد ضامن انجام شود. چنانچه هیئت مدیره یا مدیر عامل به این طریق صلاح ندانند. خانه خریداری شده را در یکی از دفاتر اسناد رسمی(محضر)در وثیقه شرکت بگیرند،
ماده۱۹-به اعضاء که در تهران دارای خانه مسکونی میباشند وام برای خرید خانه پرداخت نمیشود،

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

فصل چهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارم
تعهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــات
ماده۲۰-هریک از شرکاء موظف است در موقع انجام معامله یا دریافت وام فرم های چاپی شرکت راپر نموده وامضاء نماید ویکی از سهامداران شرکت که شرایط ضمانت راداشته باشد ضمانت اورا بنماید. اگرعضو طرف معامله حساب بانکی دارد به غیر از مدارک شرکت یک برگ چک بدون تاریخ معادل بدهی خود واگر حساب بانکی ندارد معادل همان مبلغ سفته بدون تاریخ تضمین بدهد وهرگاه در پرداخت اقساط او تاخیر افتاد چک یا سفته تضمین برای شرکت قابل وصول میباشد،
ماده۲۱-هریک از اعضاء که داخل شرکت ضمانتی بعهده داشته باشد مبلغ ضمانت شده جزء بدهی آن عضو محسوب میشود وقابل در یافت است. اگر بعللی طلب شرکت از عضو بدهکار بموقع وصول نشد. ضامن باید مبلغ ضمانت شده را به شرکت بپردازد،
ماده۲۲-هرعضویکه داخل شرکت ضمانت یکی از اعضاء رابنماید تا مادامیکه بدهی آن عضو به اندازه سرمایه ایکه در شرکت دارد نرسیده باشد. عضو ضامن هیچگونه حق ضمانت فرد دیگری رادر شرکت ندارد،
ماده۲۳-هیئت مدیره،مدیرعامل وبازرسان واشخاصیکه عهده دار اداره امور شرکت میباشند.داخل شرکت حق ضمانت ندارند،
ماده۲۴-درصورت خودداری عضوی از پرداخت بدهی سر رسید خود برابر اساسنامه شرکت به او اخطار خواهد شد. چنانچه برای پرداخت قسط عقب افتاده خود اقدام ننماید وعذر موجهی هم نداشته باشد با اتخاذ تصمیم هیئت مدیره برای وصول طلب شرکت. کلیه اسناد بهادار و مدارک وجوه سپرده ثابت آن عضو باطل وطلب شرکت برداشت میشود ومازاد آن به عهده ضامن است. اگرضامن حاضر به پرداخت آن نگردید به همان طریق ذکر شده بالا از سرمایه ضامن بر داشت خواهد شد،
ماده۲۵-هریک از اعضاء که قسط عقب افتاده بدهی خود را در موقع سررسید به صندوق شرکت پرداخت ننماید برای هر یکهزارریال قسط عقب افتاده. برای ماه اول مبلغ بیست ریال حق دیر کرد به سودشرکت در یافت میشود. وبعد از ماه اول هرچند ماه قسط عقب افتاده به صندوق شرکت پرداخت نشود عضو بدهکار موظف است برای هریک ماه. برای هر یکهزارریال مبلغ۱۲ریال حق دیر کرد به صندوق شرکت بپردازد،

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


فصــــــــــــــــــــــــــــل پنـــــــــــــــــــــــــــــجم
نگــــــــــــــــهداری پول شــــــــــــــــرکت
ماده۲۶- برای نگهداری پول شرکت در یکی از شعبات بانک ملی یا بانک های دیگر در تهران حسابی بنام شرکت باز خواهد شد وکلیه معاملاتی که انجام میشود باید از 
طریق بانک باکشیدن چک انجام گردد،
ماده۲۷-اعضاء میتوانند همه بدهی خود را به حسابیکه در بانک بنام شرکت میباشد ریخته ورسید آن را(فیش بانکی)به حسابداری شرکت تحویل ورسید در یافت دارند،
ماده۲۸-حسابدار وصندوقدار شرکت باید همه ماهه کلیه وصولی خود را به حساب بانک که بنام شرکت میباشد ریخته ورسید آنرا در دفتر مخصوص ثبت نمایند وحق نگهداری پول شرکت را نزد خود ندارند،
ماده۲۹-آنچه در این آئین نامه پیش بینی نشده برابراساسنامه شرکت وتابع قوانین و مقررات جاریه مملکتی است،
این آئین نامه در۲۹ ماده وچهار بند درخردادماه۱۳۴۵به چاپ رسیده،

 

اساسنامه سال 1345

 

بدینوسیله توجه شما به متن اولین اساسنامه شرکت معطوف میدارم،،،
اساسنامه شرکت تعاونی مصرف آبادئیهای مقیم مرکز،
مصوبه ۵۹۹ جلسه شورای عالی تعاون کشور،مورخ۱۳۴۵/۳/۱،
شماره ثبت۱۰۸۲۷،،،چاپ میرپور،
این متن روی جلداساسنامه بود،
واماداخل جلدصفحه۳

اساسنامه شرکت تعاونی مصرف آبادئیهای مقیم مرکز(فصل اول)
نام-مدت-موضوع شرکت
ماده۱-نام شرکت-شرکت تعاونی مصرف آبادئیهای مقیم مرکز نی باشد که در این اساسنامه شرکت نامیده می شود،
ماده۲-مرکز اصلی شرکت در تهران.خیابان سینا.خیابان ناهید.کوچه افشاری پلاک۶ و با تصویب مجمع عمومی ممکن است شعب و فروشگاهائی تاسیس گردد،
ماده۳-شرکت برای مدت نامحدود تشکیل میشود،
ماده۴-موضوع شرکت تامین احتیاجات مشترک اعضاء شرکاء شرکت و خانواده تحت تکفل آنان است و برای این کار عملیات زیر جزء وظایف و اختیارات شرکت میباشد،
الف)-تهیه مایحتاج اولیه زندگی اعم از خواربار-سوخت-البسه-لوازم خانه و نظایر آن و پرداخت وام برای تهیه مسکن،کسانیکه خانه مسکونی ندارند،حتی المقدور از دست اول،
ب)-فروش کالاهای تهیه شده به اعضاء وخانواده تحت تکفل آنان،
ج)-تاسیس فروشگاه وانبار برای انجام عملیات فوق،
د)-تحصیل وام و اعتبار از موسسات اعتباری در صورت ضرورت برای ایجاد تسهیلات در انجام عملیات فوق،
ه)-قبول عضویت در اتحادیه های تعاونی که فعالیت مشابه دارند،

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

فصل دوم-سرمایه شرکت،
ماده ۵)سرمایه اولیه شرکت یکصدوبیست هزار ریال است که به صد سهم۱۲۰۰ریالی تقسیم میشود که تمام آن نقدا پرداخت شده است،
ماده۶)سرمایه شرکت متغیر و نامحدود است،
ماده۷)سهام شرکت با نام است و نام و نشان و تعداد سهام هریک ازشرکا باید در دفتر مخصوص ثبت شود و نام دارنده سهم باید در روی ورقه سهم متعلقه درج گردد،
ماده۸)سهام شرکت غیرقابل تقسیم وانتقال است،
تبصره)انتقال سهام باتصویب هیئت مدیره به سایر اعضای شرکت مجاز است،دراین صورت باید ترتیب ابطال سهام قبلی و صدور سهام جدید داده شده و مراتب در دفترشرکت منعکس شود،
ماده۹)کلیه اشخاصی که از قراء آباده ساکن تهران باشند و ضمنا درخواست عضویت را امضا و با قبول اساسنامه شرکت و بهای سهام خریداری خود را که حداقل آن یک سهم است نقدا تا دیه کرده باشند می توانند عضو(شریک)شرکت باشند
ماده۱۰)هرگاه به عللی از قبیل استعفا یا اخراج یا انتقال رابطه عضوی از اعضاء باشرکت قطع شود. عضو مزبور مکلف است سهام خود رابه شرکت برگردانیده و تقاضای وجوه آن را بکند،دراین صورت با تصویب هیئت مدیره بهای این سهام که در هیچ مورد از قیمت اسمی تجاوز نخواهد کرد پس از احتساب تعهدات وی قابل پرداخت می باشد،و چنانچه شرکت زیان دیده باشد(و ذخیره احتیاطی شرکت کافی برای جبران زیان نباشد در این صورت به تناسبی که زیان مزبور به سهام او تعلق می گیرد پس از تنظیم و تصویب ترازنامه شرکت از قیمت سهام واگذاری کسر خواهد شد،و چنانچه استرداد وجوه سهام وقفه درکار شرکت ایجادنماید،هیئت مدیره می تواند استرداد وجوه آن را بارعایت حق تقدم تقاضا کنندگان به سال های بعد موکول کند،
هیئت مدیره موظف است فهرست سهامی را که تقاضای استرداد وجوه آن شده بانام متقاضیان ضمن گزارش سالیانه خود به مجمع عمومی اعلام کند،
تبصره)درصورت فوت عضو وجوه سهام متعلقه در هرموقع سال قابل پرداخت به وراث قانونی عضو متوفی خواهدبود،
ماده۱۱)هیئت مدیره میتواند تقاضای غضویت کسانی را که واجدشرایط مندرج در این اساسنامه نباشند را رد کند. همچنین در صورت تحقق موجبات زیر میتوان اعضا شرکت تعاونی را پس از رسیدگی با اخطارکتبی از عضویت شرکت اجراج نمود،
الف-درصورت خودداری عضو از پرداخت بدهی سر رسیده خود بشرکت پس از دوبار اخطار کتبی به فاصله۱۵روز وگذشتن۱۵روز از دومین اخطار،
ب-درصورت انجام عملیاتی که موجب زیان مادی یا منافی شئون معنوی شرکت باشد،
ماده۱۲)-کسیکه تقاضای عضویت او رد شده وهمچنین عضو اخراج شده میتواند وسیله بازرسان به مجمع عمومی شرکت مراجعه و شکایت بکند و بازرسان مکلفند شکایت متقاضی را در اولین جلسه مجمع عمومی مطرح نمایند،رای مجمع عمومی در این باره قاطع خواهد بود،
ماده۱۳)-مسئولیت اعضا محدود به میزان سهام آنان است مگر این که تعهدات دیگری داشته باشند که در این صورت موظف به انجام تعهدات خود نیز خواهند بود،
ماده۱۴)-سهام اعضای شرکت تعاونی درقبال کلیه دیون و تعهدات آنان به شرکت در وثیقه شرکت میباشد و شرکت تعاونی در مورد وصول مطالبات خود از اعضا نسبت به بهای سهام آن حق اولویت دارد و میتواند در صورت اخطار و عدم وصول مطالبات خود از هربابت که باشد مستقیما سهام مزبور را باطل و مطالبات خود را برداشت نماید و چنانچه بهای سهام تکافوی مطالبات شرکت را ننماید نسبت به مازاد به عضو مراجعه خواهد کرد،

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

فصل سوم
ارکان شرکت
ماده١٥)-ارکان شرکت عبارت است از مجمع عمومی-هیئت مدیره وبازرسان،
الف-مجمع عمومی
ماده۱۶)-مجمع عمومی دوقسم است،عادی وفوق العاده،
ماده۱۷)-مجمع عادی سالی یکبار بنا به دعوت هیئت مدیره حد اکثر سه ماه پس از پایان سال مالی شرکت تشکیل میشود،
ماده۱۸)-وظایف مجمع عمومی عادی به شرح زیراست،
۱)-استماع گزارش هیئت مدیره-بازرسان راجع به عملیات سالانه شرکت واخذتصمیم نسبت به آن،
۲-ملاحظه وبررسی به ترازنامه سالیانه وحساب سود وزیان وتطبیق هزینه های شرکت با بودجه مصوب سال قبل وتصویب آنها،
۳-تعیین میزان ذخیره وطرزتقسیم مازاد معاملات شرکت باطریقه مصرف آن وتعیین مبلغی ازسرمایه که میتوان در سال آتی به استرداد سهام اختصاص داد،
۴-تعیین خط مشی بودجه سال آتی شرکت،
۵-انتخاب یاتجدید انتخاب اعضای اصلی وعلی البدل هیئت مدیره و بازرسان،
۶-رسیدگی به شکایت اعضاء اخراج شده ومتقاضیانیکه عضویت آنها پذیرفته نشده است ازطرف بازرسان مطرح میشود،
۷-اظهارنظر نسبت به موضوعاتیکه ازطرف هیئت مدیره در دستور کار قرار گرفته،
تبصره)-چنانچه درجریان سال اتخاذ تصمیماتی که در حدود وظایف و صلاحیت مجمع عمومی عادی است لازم شود. مجمع عمومی عادی بطور فوق العاده به ترتیب مجمع عمومی تشکیل واتخاذ تصمیم خواهد کرد،
ماده۱۹)-مجمع عمومی فوق العاده در موقع ضرورت بر حسب دعوت هیئت مدیره یا بازرسان یا تقاضای کتبی یک پنجم از مجموع اعضا تشکیل میشود،
ماده۲۰)-وظایف مجمع عمومی فوق العاده بشرح زیر است،
۱)-اصلاح یاتغییر اساسنامه
۲)-تصمیم به انحلال شرکت،
ماده۲۱)-دعوت مجامع عمومی از طرف هیئت مدیره به عمل خواهد آمد. بازرسان شرکت نیز میتوانند در صورت لزوم دعوت مجمع عمومی را از هیئت مدیره کتبا تقاضا کنند. هیئت مدیره موظف است ظرف ده روز اقدام به دعوت و تشکیل مجمع عمومی نماید و در صورت استنکاف یا تعلل بازرسان خود راسا اقدام بدعوت مجمع عمومی خواهند کرد،همچنین درصورتیکه یک پنجم از اعضا طی تقاضای کتبی و تشکیل مجمع عمومی شرکت را بخواهندـ هیئت مدیره موظف است منتهی تا ده روز از وصول تقاضا طبق در خواست آنان عمل نماید. چنانچه هیئت مدیره به تقاضای اعضا ترتیب اثر ندادـ بشرح بالا بازرسان اقدام به دعوت مجمع عمومی خواهند نمود. در صورتیکه بازرسان نیز از دعوت مجمع عمومی استنکاف نمودند یک پنجم اعضا راسا اقدام به دعوت مجمع عمومی خواهند نمود،
ماده۲۲)-دعوت مجمع عمومی اعم از عادی یا فوق العاده باقید دستور ومحل تشکیل مجمع باید لا اقل۱۵روز قبل از تشکیل جلسه بوسیله انتشار آگهی در جراید محلی. یا دعوتنامه کتبی ویا به هرطریقی که میسرباشد به عمل آید،
ماده۲۳)-مجمع عمومی وقتی رسمیت خواهد داشت که حداقل نصف بعلاوه یک از اعضا شخصا یا وکالتا حاضر باشندـ در صورتیکه در جلسه اول حدنصاب فوق حاصل نشد. هیئت مدیره باید ظرف پانزده روز تجدید دعوت نموده ودر آگهی یا دعوتنامه علت عدم تشکیل جلسه اول راذکرنمایدـ جلسه دوم مجمع عمومی باحضور عده حاضر رسمیت خواهد داشت وفقط میتواند در اطراف دستورجلسه قبل بحث و اتخاذ تصمیم نماید،
ماده۲۴)-تصمیمات مجامع عمومی عادی شرکت با اکثریت آرا معتبر ولازم الاجرا است،
ماده۲۵)-مجمع عمومی فوق العاده باحضور لا اقل سه چهارم اعضا شرکت یا وکیل آنان رسمیت خواهد داشت. درصورت عدم حصول حدنصاب مزبور. درجلسه اول.حداکثربرای۱۵روز بعد از اعضای شرکت بوسیله آگهی مجدد باذکر دستور وتاریخ تشکیل ونتیجه جلسه قبلی دعوت به عمل می آیدـواین جلسه باحضور نصف بعلاوه یک اعضا رسمیت خواهد داشت. چنانچه در این جلسه نیز حدنصاب لازم حاصل نگردیدـ باید مجددا بترتیب فوق مجمع عمومی فوق العاده دعوت شود. این مجمع باحضور اعضای حاضر درجلسه رسمیت خواهد داشت،درهریک از مجامع فوق که حد نصاب حاصل شود. تصمیمات مجمع عمومی فوق العاده با رای دو سوم اعضای حاضر درجلسه قطعیت خواهد داشت،

ماده۲۶)-درابتدای هرجلسه رئیس هیئت مدیره شرکت و در غیاب او یکی از مدیران شرکت رسمیت جلسه را اعلام و مجمع عمومی درتحت ریاست او یک رئیس و یک منشی برای خود انتخاب میکند،
ماده۲۷)-درمجامع عمومی دفتر حضور و غیاب گذارده میشود که نام کلیه اعضای حاضر درجلسه و موکلین آنان در آن ثبت و به امضا رئیس و منشی و اعضای حاضر در مجمع رسیده و در مرکزشرکت نگاهداری میشود،
ماده۲۸)-موضوعی را که جزء دستورجلسه نیست نمیتوان در مجامع عمومی اعم از عادی یا فوق العاده مطرح نمود،
ماده۲۹-هریک از اعضا صرف نظر ازتعداد سهامیکه داشته باشند در مجامع عمومی اعم از عادی یا فوق العاده فقط دارای یک رای خواهند بود. چنانچه حضور عضوی در مجمع عمومی بعللی میسرنباشد. میتواند حق رای خود را بموجب وکالت کتبی به عضو دیگر واگذارکندـ ولی در هرحال هیچ عضوی نمیتواند با احتساب رای خود و موکلین بیش از سه رای داشته باشد.وکالتهای کتبی مذکور بایستی از اعضا اخذ و در مرکز شرکت ضمیمه صورت جلسه مجمع بایگانی شود،
ماده۳۰)-تصمیماتی که در مجامع عمومی گرفته میشود برای کلیه اعضا اعم ازحاضر و غایب و مخالف نافذ و معتبر خواهد بود،
ماده۳۱)-صورت جلسات مجمع و تصمیمات متخذه در آن توسط منشی نوشته میشود. به امضای اعضای حاضر درجلسه رسیده و در مرکزشرکت نگاهداری میشود و نتیجه تصمیمات متخذه در دفتر مخصوص ثبت و به امضای رئیس ومنشی رسیده و رونوشت آن برای اجرا به هیئت مدیره ابلاغ خواهد شد،
ب-هیئت مدیره
ماده۳۲)-اداره امورشرکت به عهده هیئت مدیره ای مرکب از پنج نفر اعضای اصلی میباشد که برای مدت سه سال ازطرف مجمع عمومی با اکثریت آرا از بین شرکا انتخاب میشوند و تجدید انتخاب اعضاء هیئت مدیره بلا مانع است،
ماده۳۳)-علاوه بر اعضای هیئت مدیره دونفردیگرنیز به عنوان علل البدل هیئت مدیره به ترتیب فوق انتخاب خواهند شد. که در صورت فوت،استعفا یاترک خدمت هریک از اعضای اصلی برای بقیه مدت جانشینی آن عضو درجلسات هیئت مدیره دعوت شوند،
ماده۳۴)-هیئت مدیره ازبین خود یک نفررئیس و یک نفر دبیر انتخاب خواهد نمود  همچنین این هیئت موظف است جهت اجرای تصمیمات خود شخص ذیصلاهی را به عنوان مدیرعامل از بین اعضای شرکت(غیراز هیئت مدیره وبازرسان)یا ازخارج شرکت انتخاب یا استخدام نماید،
ماده۳۵)-وظایف هیئت مدیره به شرح زیراست،
الف)-اجرای تصمیمات مجامع عمومی،
ب)-مراقبت درطرز کار افرادی که مامور اداره شرکت میباشند،
ج)-نظارت درکلیه امور و معاملات و خرید و فروش شرکت،
د)-تنظیم ترازنامه. حساب سود وزیان شرکت وطرح درمجمع عمومی،
ه)-تعیین وظایف واختیارات مدیرعامل،
و)-دعوت مجامع عمومی،
تبصره)-هیئت مدیره برای انجام وظایف مقرر در این اساسنامه دارای تمام اختیارات قانونی بوده ونسبت به کلیه مسائلیکه مربوط به شرکت است حق اتخاذ تصمیم دارد و مستقیما یا بوسیله نماینده یا نمایندگان خود یا حق توکیل مکرر نماینده قانونی شرکت در مقابل مراجع و محاکم اداره وقضائی میباشد وکلیه آئیننامه های مورد نیاز راتدوین وبموقع اجرا خواهد گذارد،
ماده۳۶)-هیئت مدیره وبازرسان وظایف خود را افتخارا(ومدیر عامل موظفا انجام میدهند)ولی هرگاه انجام ماموریت یا وظیفه محوله به آنان مستلزم هزینه باشد پرداخت آن بر عهده شرکت خواهد بود،
ماده۳۷)-جلسات هیئت مدیره لا اقل هرپانزده روز یکبار ودر موارد لزوم بنابر تقاضای مدیرعامل تشکیل میگردد وتصمیمات با اکثریت آرا لازم الاجرا خواهدبود و در هرحال تصمیمات هیئت مدیره لااقل باسه رای هیئت مدیره معتبر ولازم الاجراست،
ماده۳۸)-مدیر عامل میتواند درجلسات هیئت مدیره بدون داشتن حق رای شرکت کند ونظر مشورتی خود را اظهار داردـ جز در مواردی که بحث درمورد شخص مدیرعامل باشد،
ماده ۳۹)-کلیه چک ها-اسناد و اوراقی که ایجاد تعهداتی برای شرکت مینماید با امضای رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل و با مهر شرکت معتبر خواهد بودـ نامه ها و اوراق عادی شرکت با امضای مدیرعامل صادرخواهد شد،
ماده۴۰)-درصورت غیبت هیئت مدیره یک نفر از اعضای هیئت مدیره باتصویب هیئت مدیره حق امضا خواهد داشت،
ماده۴۱)-هیئت مدیره میتواند از مدیر عامل و سایر کارکنان شرکت به تناسب ابوابجمعی که در اختیار خواهند داشت تضمین کافی اخذنماید،
ماده۴۲)-تصمیماتی که درجلسات هیئت مدیره اتخاذ میشود و همچنین رای اقلیت(در صورتیکه اتفاق آرا حاصل نباشد)باید در دفتر مخصوص که در مرکز شرکت بایگانی میشود ثبت و به امضای اعضای هیئت مدیره برسد،

ج-بازرســــــــــــــــــــــــــــــان
ماده۴۳)-مجمع عمومی شرکت دونفر بازرس ازبین اعضاـ برای مدت یکسال انتخاب خواهد نمود،تجدید انتخاب بازرسان بلا مانع است،
ماده۴۴)-بازرسان بدون اینکه حق دخالت در عملیات شرکت راداشته باشند میتوانند بدون حق رای درجلسات هیئت مدیره شرکت نمایند وموظفند نظارت نمایند که امور شرکت طبق مقررات اساسنامه وآئین نامه هائیکه بر وفق آن تنظیم میگردد اداره شود وبرای اینکار میتوانند در هرمرقع به نحویکه مانع اداره شرکت نگردد کلیه دفاتر وحسابها وکلیه مدارک مالی شرکت رابازرسی نموده ودارائی آن را اعم ازنقدی وبرگ های بهادار وکالا مورد رسیدگی قرار دهند و به محض مشاهده خلاف و بی ترتیبی مراتب را کتبا به هیئت مدیره اعلام و رفع نقیصه یا تغییر رویه راخواهند خواست،
ماده۴۵)-بازرسان شرکت موظفند لااقل سالی دوبار به حسابهای شرکت رسیدگی کامل نموده و تا بیست روز قبل از انعقاد مجمع عمومی سالیانه صورت حسابها و ترازنامه سالیانه شرکت را با تایید صحت آنها یا هرگونه اظهار نظری که داشته باشند به هیئت مدیره تسلیم کنند تا هیئت مدیره نظرات مزبور را ضمیمه گزارش خود تقدیم مجمع عمومی نماید،
ماده۴۶)-بازرسان مکلفند بودجه ای را که از طرف هیئت مدیره جهت سال آتی تهیه میشود و همچنین پیشنهاد هایی که برای تعیین خط مشی آینده شرکت تسلیم میگردد مورد بررسی قرار داده و نظریه خود را کتبا به هیئت مدیره تسلیم کنند. هیئت مدیره مکلف است این نظرات را ضمیمه گزارش خود به مجمع عمومی شرکت تقدیم کند،
ماده۴۷)-هرگاه بازرسان درضمن اجرای وظایف خود دعوت مجامع عمومی را بطور فوق العاده لازم بدانند از هیئت مدیره شرکت باذکر موجب تقاضا خواهند نمودـ وهیئت مدیره موظف به انجام این تقاضا در مدت ده روز خواهد بود وچنانچه هیئت مدیره ظرف این مدت مجمع رادعوت نکرده بازرسان حق خواهند داشت راسا مبادرت به دعوت مجمع عمومی نمایند ودستور جلسه مجمع را خود تعیین وجلسه مجمع را افتتاح کنند،
ماده ۴۸)-هیئت مدیره وبازرسان شرکت مادامیکه جانشین آنان از طرف مجمع عمومی انتخاب نشده است. مسئولیت داشته وظایف خودرا انجام خواهند داد،

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

فصل چهارم
حسابهای سالیانه وسود وزیان
مادهه۴۹)-ابتدای سال مالی شرکت. اول فروردین وانتهای آن آخر اسفندماه همان سال میباشد،به استثنای سال اول تاسیس که ازتاریخ تشکیل تا آخراسفند ماه همانسال خواهد بود. هیئت مدیره موظف است همه ساله ترازنامه وحساب سود وزیان شرکت راتهیه ویک نسخه از آن را لا اقل۴۰روز قبل ازتشکیل مجمع عمومی برای رسیدگی به بازرسان تسلیم نمایند،
ماده۵۰)-درترازنامه که تنظیم میشود تمام موجودیهائی که برای فروش تهیه شده به بهای نام تمام شده یابهای روز هرکدام که کمتر است تقویم خواهد شد،بستانکاریهائیکه غیرقابل وصول تشخیص میشود بحساب زیان شرکت منظور ونباید جزو دارائی در ترازنامه منظور گردد،برای بستانکاریهای مشکوک الوصول بانظر مجمع عمومی ذخیره مناسب باید در نظر گرفته شود،اموال غیر منقول شرکت ببهای تمام شده در ترازنامه ذکر میشود،وسالیانه پنج الی ده درصد بابت استهلاک درنظر گرفته میشود،
ماده۵۱)-ازکلیه سودشرکت پس ازکسر هزینه ها واستهلاکات لااقل ۱۵درصد بابت ذخیره احتیاطی منظور میشود،تا موقعیکه ذخیره مزبور معادل مجموع سرمایه شرکت در سه سال اخیر گردد وپس از آن اختیاری است،
ماده۵۲)-ذخیره احتیاطی شرکت به هیچ وجه قابل تقسیم بین شرکا شرکت نبوده ودرصورت انحلال شرکت طبق تشخیص شورایعالی تعاون کشور به مصارف مندرج در لایحه قانونی شرکت های تعاونی خواهد رسید،
ماده۵۳)-پس ازکسر اقلام مندرج در ماده۵۱شش درصد سرمایه بابت سود سالیانه سهام پرداخت میشود ودر صورتیکه باقی مانده در آمد شرکت برای پرداخت شش در صد مزبور کافی نباشد،درصد سود سهام به نسبت باقیمانده در آمد تعیین خواهد شد،
ماده۵۴)-پس ازکسر وجوه مندرج در ماده۵۱و۵۳ درصورتیکه مازادی باقی بماند به نسبت معاملات هریک ازمشتریان طبق مقررات لایحه قانونی شرکتهای تعاونی تقسیم خواهد شد،

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

فصل پنجم
انحلال وتصفیه شرکت
ماده۵۵)-درصورتیکه هریک ازموجبات زیر حاصل گردد. هیئت مدیره موظف است ظرف ۱۵روز اعضای شرکت را برای حضور در مجمع عمومی فوق العاده دعوت نمایدـ تا نسبت به انحلال یا ابقاء شرکت تصمیم گرفته شود،
الف)-به واسطه زیانهای وارده بهای سهام شرکت به نصف تقلیل یابد،
ب)-یک سوم اعضای شرکت تقاضای انحلال نمایند،
ج)-در موارد دیگری که در قانون تجارت پیش بینی شده است،
ماده۵۶)-درصورتیکه مجمع عمومی فوق العاده رای به انحلال شرکت بدهد،در همان جلسه باید لا اقل سه نفر جهت تصفیه امورشرکت انتخاب ووظایف واختیارات آنان وترتیب تصفیه کارهای شرکت داده میشود،
ماده۵۷)-هیئت تصفیه باید طبق قانون صورت کلیه موجودی دفاتر وپرونده های شرکت را از هیئت مدیره تحویل گرفته،پس از وصول مطالبات شرکت و واریز کلیه دیون باقیمانده را به تناسب سهام بین صاحبان آن تقسیم نماید،
ماده۵۸)-آنچه در این اساسنامه پیش بینی نشده تابع قوانین ومقررات جاریه مملکتی است،
این اساسنامه در ۵۸ماده ۴تبصره و۲۵بند تهیه وتنظیم گردیده ودر مورخه۱۳۴۵/۳/۱به چاپ رسیده است

لیست اسامی مهاجرین به تهران

چناریها از دیر زمان تاکنون در سه مرحله ودر هر مرحله به تدریج یکی پس از دیگری به تهران آمدند.وتهران را برای سکونت دائم برگزیدند

 

دسته اول یا گروه اول کسانی بودند  که مهاجرتشان از قبل از دهه ۱۳۰۰شروع شد و تا دهه۱۳۳۰به تدریج ادامه داشت،این گروه بیشترشان دارای همسر و فرزند بودند و بدلیل عدم تامین معیشت زندگی راهی تهران شدند،آنانکه دارای همسر و فرزند بودند پس از آنکه در تهران کاری برای خود پیدا کردند. جا و مکانی مهیا کردند،همسر و فرزندان خود را به تهران آوردند،عده ای از این عزیزان قبل از دهه۱۳۰۰و بقیه به تدریج تا دهه۱۳۳۰در تهران ساکن شدند،و آن عده از این عزیزان نیز که مجرد بودند و در آنزمان به تهران آمده بودند،یا از همین تهران همسر اختیار کردند،و یا رفتتد از چنار زن گرفتند و به تهران آوردند

 

گروه اول
۱-حاج حس و باقر خاکباز اولین کسانیکه از چنار به تهران آمدند،مالکین باغ اکبر آباد
۲-مرحوم حسین باقری،فرزند حسین آخوند،شغل کارگر دخانیات
۳-مرحوم خلیل رجامند،شغل کارمند وزارت امور اقتصاد و دارائی
۴-مرحوم عبدالعلی رستگار،شغل کارگر دخانیات
۵-مرحوم محمدرضا عرب شیبانی،پدر آقایان حسن آقا و مرحوم منوچهر عرب شیبانی،ایشان ظاهرا چینه کش معروفی بودند(چینه همان دیواری است که با گِل درست می کنند)من هنوز تهران نیامده بودم،به خاطر دارم ایشان آمده بود چنار و می گفت چینه دیوار قلعه نو را من کشیده ام و ظاهرا در تهران نیز کارش در آن زمان چینه کشی بوده و شنیدم اسنادی در این زمینه وجود دارد که ایشان در کاخ سعد ،آباد نیز چینه کشی کرده و اگر این اسناد به دستم برسد در این کانال می گذارم،
۶-مرحوم حاج محمد رحمانی،شغل کارمند بانک ملی شعبه سبزه میدان،ظاهرا مرحوم محمد رحمانی از تهران همسر اختیار می کنند،
۷-مرحوم حسن رجائی،محل کار،تیمارستان،ایشان نیزازتهران همسر اختیار می کند،
۸-مرحوم غلامرضا رجائی،محل کار دخانیات،همسرچناری
۹-مرحوم حاج محمد رجائی،محل کار نیروی انتظامی،همسر چناری
۱۰-مرحوم حسین جان کنعانی،محل کار،تیمارستان،همسرچناری
۱۱-مرحوم میرزمندلی کنعانی،محل کار،ابتدا باغبانی در باغ اکبر آباد،وبعددادسرای تهران،همسر اول از فیروزی،همسربعدی از آباده
۱۲-مرحوم حسن کنعانی،محل کارابتدا باغبانی در باغ اکبر آباد،بعددر باغ مهرآباد که هم اکنون باغ مهرآبادبیمارستان شریعت رضوی شده،وبعدا دادسرای تهران،همسر چناری
۱۳-مرحوم علی ضامن کنعانی،محل کاردادسرای تهران،همسر از نجف آباد آباده
۱۴-مرحوم غلامحسین دهقان،محل کار از همان ابتدا احمد آباد مستوفی،همسر چناری
۱۵-مرحوم چراغعلی دهقان پسر غلامحسین،محل کار احمد آباد مستوفی،همسراز فیروز بهرام،اصلیت همسر چناری
۱۶-مرحوم حاج رضا چناری،محل کارباغبانی در فیروز بهرام،همسر چناری
۱۷-مرحوم اکبر آقاچناری،فرزندحاج رضا،محل کار در تهران سبزی فروشی،همسراز فیروز بهرام تهران
۱۸-حاج محمد چناری(شریفی)فرزند حاج رضا،شغل نجار،همسرغریبه
۱۹-محمد صادق رجائی،محل کار دخانیات،همسر چناری
۲۰-مرحوم غلامحسین رجائی،محل خدمت دانشگاه تهران،همسر چناری
۲۱-غلامعلی رجائی،محل خدمت دخانیات،همسرچناری
۲۲-،ردیف۲۰و۲۱فرزندان محمدصادق(من صادق هستند)
۲۲-مرحوم حاج منوچهر دهقان،محل کار اداره گمرک،همسر از تهران
۲۳-مرحوم محمد رضا دهقان،محل کار شرکت نفت،همسرچناری دختر عبدالعلی رستگار
۲۴-میرزامحمدخان دهقان،محل کار بیمارستان راه آهن،همسر اقلیدی
۲۵-مرحوم حاج ابراهیم باقری،محل خدمت دانشگاه تهران،همسر چناری
۲۶-مرحوم چراغعلی قاسمی شغل آزاد،همسر چناری
۲۷-مرحوم محمدعلی قاسمی،شغل نیروی انتظامی(پلیس)همسر چناری
۲۸-مرحوم مرادعلی قاسمی،شغل آزاد،همسر چناری
۲۹-مرحوم حاج قاسمعلی قاسمی،محل کاربیمارستان هزارتخت خواب قدیم،همسرآباده ای
۳۰-میرزمندلی داودی(میرز مندلی سلیمان)شغل نمیدانم،همسر چناری
۳۱-مرحوم حاج غلامحسین داودی،محل کار دخانیات،همسرچناری
۳۲-مرحوم غلامعلی داودی،محل کارسازمان آب،همسرخوانساری
۳۲-مرحوم عباسعلی داودی،محل کاربیمارستان شهربانی،همسرچناری
۳۳-مرحوم آقاجان داودی،شغل ابتداباغبانی،بعدمغازه داری،همسرچناری
۳۴-مرحوم عزت الله داودی،محل کارتیمارستان،همسرتهرانی
۳۵-مرحوم جعفرقلی دهقان،محل کاردخانیات،همسرچناری
۳۶-مرحوم عزیزدهقان،شغل نیروی انتظامی(پلیس)همسرچناری
۳۷-غلامعلی دهقان،محل کاردخانیات،همسرچناری،ردیف۳۶و۳۷فرزندان جعفرقلی دهقان هستند
۳۸-مرحوم محمدامینی،محل کاردقیقا نمیدانم،همسرچناری
۳۹-مرحوم جهانگیر امینی،شغل آزاد(سلمانی)همسرفکرمیکنم بیگانه
۴۰-مرحوم امیرقلی امینی،محل خدمت،تیمارستان،همسرچناری
۴۱-مرحوم اسدقلی امینی،محل کار دادگستری،همسرتهرانی
۴۲-مرحوم غضنفرشبانی،محل کاردخانیات،همسرچناری
۴۳-مرحوم حسن جان شبانی،محل کاردخانیات،همسرچناری
۴۴-مرحوم ذبیح الله شبانی،شغل آزاد(آهنگر)همسرچناری
۴۵-مرحوم غلامحسین شبانی،شغل آزاد(مرغ فروشی)همسرچناری
۴۶-فرج الله شبانی،شغل،کارخانه کفش ملی،همسرچناری
۴۷-مهدی امینی ابراهیمی،شغل آموزش وپرورش،همسرچناری
۴۸-مرحوم حاج ابراهیم اعلائی فر،محل خدمت،دخانیات،همسراول ازفیروزی،همسر دوم ازنطنز
۴۸-مرحوم محمدباقری،محل کار،دخانیات،همسرچناری
۴۹-حسن عرب شیبانی،محل کارسازمان جنگل ها،همسرچناری
۵۰-مرحوم منوچهرعرب شیبانی،محل خدمت،بانک سپه،همسرتهرانی

٥١-عبدالرحمن باقری محل کار،کارخانه کانادادرای،همسر چناری
۵۲-خسرو باقری،شغل ابتدا مکانیک،وبعدذوب آهن اصفهان،همسر چناری
۵۳-پرویز داودی،شغل سازمان جنگلها ومراتع،همسر چناری
۵۴-مرحوم غلامحسین محمدپور،محل خدمت دخانیات،همسر چناری
۵۵-مرحوم عباسعلی محمدپور،شغل نمیدانم،همسر هم نمیدانم چون ایشان اهل یعقوب آباد آباده بودند
۵۶-مرحوم نجاتعلی جعفری،شغل دولتی نداشتند،همسرچناری
۵۷-مرحوم چراغعلی جعفری،محل خدمت،احتمالا تیمارستان،همسر چناری
۵۸-مرحوم،غلامعلی جعفری محل خدمت تیمارستان،همسراصلیتش یزدی
۵۹-مرحوم مش باقر رجایی،محل خدمت تیمارستان،همسر چناری
۶۰-مرحوم چراغعلی رجایی،یا دلگرمی،فرزند علی خان،شغل آزاد،همسر چناری
۶۱-مرحوم غلامعلی اشجعی،محل خدمت،تیمارستان،همسر چناری
۶۲-مرحوم علی میرزا رجایی،محل خدمت دخانیات،همسرچناری
۶۳-مرحوم عباس زینعلی،محل خدمت تیمارستان،همسر چناری،ایشان درتیمارستان به دست دیوانه ای کشته شد
۶۴-مرحوم علی ناز رجایی یادلگرمی،شغل دقیقا نمیدانم،فکرمیکنم باغبان دانشگاه،همسر چناری
۶۵-مرحوم ایاز دلگرمی،محل خدمت مخابرات،همسر اول چناری،همسر دوم اقلیدی،اصلیت چناری
۶۶-محمد داودی(کل عبدالله)محل خدمت،صلیب سرخ شیر وخورشید،همسرچناری
۶۷-مرحوم میرزآقا داودی،محل خدمت،ابتدا مدیرهتلی درتهران،بعداسوپرمارکت دار در شاهین شهر اصفهان،همسراز فیروزی
۶۸-مرحوم میرزاجان داودی،محل خدمت،بیمارستان هزارتخت خواب سابق،همسرچناری
۶۹-مرحوم رضاقلی داودی،محل خدمت،دقیقا نمی دانم،همسرچناری
۷۰-مرحوم علیجان داودی،محل خدمت دانشگاه تهران،همسرچناری،
۷۱-مرحوم محمدقلی قاسمی،محل خدمت بیمارستان شماره ۲بیمه،همسرچناری
۷۲-مرحوم حاج بابا صادقی،محل خدمت دقیقا نمی دانم،همسراحتمالا چناری
۷۳-مرحوم عبدالحسین صادقی،محل خدمت،فکرکنم منابع طبیعی،همسرچناری
۷۴-غلامحسین صادقی،محل خدمت دقیقا نمیدانم،همسرفکر میکنم از استان گیلان
۷۵-مرحوم غلامرضا فرهادی،محل خدمت ،احتمالا دخانیات،همسر چناری
۷۶-مرحوم غلامعلی کنعانی،محل خدمت بیمارستان راه آهن،همسرچناری
۷۷-مرحوم حاج غلامرضا کنعانی،محل خدمت شرکت واحد،همسرفکرمیکنم اصلیت نطنزی
۷۸-مرحوم یدالله رجامند،شغل باغبانی درحومه استان گیلان،همسرچناری
۷۹-مرحوم قزلباش صبوری،شغل باغبانی در مسگرآباد،همسرچناری
۸۰-مرحوم غلامحسین صبوری،شغل کارخانه کانادادرای،همسرچناری
۸۱-مرحوم حاج آقاکنعانی،محل خدمت،ارتش،همسر چناری
۸۲-مرحوم احمد آقا کنعانی،محل خدمت،بانک کار،همسرچناری
۸۳-مرحوم حسین کنعانی،محل خدمت،اداره برق،همسرغریبه
۸۴-مرحوم محمدقاسمی(معروف به شیخ محمد)شغل نمیدانم،همسرچناری
۸۵-مرحوم غلامحسین قاسمی،شغل نمی دانم،همسرغریبه
۸۶-حسن قاسمی،محل خدمت بانک ملی،همسرغریبه،این دو فرزندان همان شیخ محمد بودند،اکثرچناریها اینان رانمی شناسند،ولی چناری بودند
۸۷-مرحوم غلامعلی داودی فرزندیعقوب،محل خدمت نیروی انتظامی(رئیس زندان قصرسابق)همسرچناری
۸۸-مرحوم محمد رضاباقری،فرزند میرزعلی اکبر،شغل دقیقا نمی دانم،فکرمیکنم درباغ خاکبازهمکاری داشتند،همسرچناری
۸۹-مرحوم علی اکبر رستگار،محل خدمت تیمارستان(داروخانه)
مرحوم حسینقلی صبوری،محل خدمت سیلوی تهران ،همسرچناری
۹۰-مرحوم غلام باقریان،شغل باغبان در آلوئک،جاده خراسان،همسرچناری
۹۱-مرحوم حاج غلامعلی دهقان فرزند مرتضی،محل خدمت بانک صادرات،همسرچناری
۹۲-مرحوم غلامعلی داودی فرزند محمدرضا،شغل راننده بیابان،همسرچناری
۹۳-مرحوم حاج مرتضی داودی فرزند محمدحسن،شغل کارخانه المپیا،همسرچناری
۹۴-مرحوم شمسعلی جعفری،محل خدمت نیروی انتظامی(‌پلیس)
۹۵-مرحوم کریم مهرکی،محل خدمت،نیروی انتظامی(پلیس)همسرازفیروزبهرام تهران،اصلیت چناری
۹۶-موحوم حاج اصغرخان قضایی،محل خدمت،شرکت نفت،همسرچناری
۹۷-مرحوم مهدی خان قصایی،شغل آزاد،همسراول چناری،همسردوم ازبوشهر
۹۸-هادی خان قضایی،محل خدمت شرکت نفت،همسر چناری
۹۹-مرحوم آقاجمال رجامند،محل خدمت دقیقا نمی دانم،همسرچناری
۱۰۰-مرحوم عطارجامند،شغل لوازم یدکی شورولت درخیابان چراغ برق تهران،کوچه ناظم الاطبا،همسرچناری
۱۰۱-دیانت رجامند،محل خدمت آنزمان گاردشاهنشاهی،همسرچناری
۱۰۲-عبدالخسین حدادی،فرزنداس کریم،شغل نمیدانم،همسرچناری
۱۰۳-مرحوم غلامحسین دلگرمی،شغل نجار،محل کارباغ زعیم(گل فروشی معروف تهران)همسرچناری
۱۰۴-مرحوم غلامرضا دلگرمی،محل خدمت،گاردشاهنشاهی سابق،همسر دقیقا نمیدانم،ظاهراچناری نبوده،
خوب این تعداد۱۰۴نفر که نامشان ذکرشداینها جزوتقریبا دسته اولی هائی بودند که به تهران مهاجرت

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

وامادسته دوم یا گروه دومی که چنار راترک کردند وتهران را برای سکونت انتخاب کردند،اینان بیشتر بین سالهای۱۳۳۰تا۱۳۳۵به تدریج به تهران آمدند،اینان جوان تر از گروه اولی ها بودند و اکثرا مجرد بودند،گروه اول راه را برای اینان هموار کردند و این گروه به دلیل آشنایی ـ فامیلی و وابستگی به دسته اول به تهران آمدند و هرکدام وقتی به تهران می آمدند به منزل بستگان خود می رفتند،در بین دسته دوم تعداد محدودی دارای همسر و فرزند بودند،بیشتر آنها مجرد بودند و بعدها همسر اختیار کردند

 

۱-مرحوم عبدالرسول دهقان،محل خدمت در تهران سازمان نقشه برداری،واواخرخدمت سازمان هواشناسی،ایشان دارای همسروفرزند بود که به تهران آمد،همسرچناری
۲-مرحوم امان الله دهقان،محل خدمت در تهران بانک صادرات ایشان نیز متاهل بودند که به تهران آمدند،همسرچناری
۳-مرحوم ترابعلی رجائی،فکرمیکنم شغل دولتی نداشتند،ایشان نیز همسروفرزند داشتند که به تهران آمدند،همسرچناری
۴-مرحوم حاج عباس جوانفکر،محل کار تیمارستان،همسرچناری،ایشان نیز زمانی که به تهران آمدنددارای همسروفرزند بودند
۵-مرحوم حاج اکبر آقای انتظاری،قبلا مدیرومعلم مدرسه چنار ودرتهران نیزمحل خدمت آموزش وپروررش،ایشان نیز دارای همسر وفرزند بودند که به تهران مهاجرت کردند،همسرچناری
۶-مرحوم حسین آقا انتظاری،محل خدمت در تهران بانک صادرات،همسرازآباده،اصلیت همسرچناری
۷-مرحوم بهمن آقا کنعانی،محل خدمت در تهران دخانیات،دارای همسر وفرزند بودکه به تهران آمدند،همسرچناری
۸-مرحوم ابراهیم رجائی،محل کار در تهران تیمارستان،همسرچناری
۹-مصطفی علی ابرقوئی،محل کار درتهران،تیمارستان،دارای همسروفرزند بود که به تهران آمد
۱۰-رحمت الله قاسمی،محل خدمت اداره راهنمائی 
ورانندگی،همسرچناری
۱۱-میرزاجان داودی فرزند مندسن،شغل آزاد،همسر چناری
۱۲-مرحوم رحیم آقا دهقان،محل کار در تهران کارخانه آدامس 
خروس نشان،همسرچناری،ایشان نیز دارای همسربودند که به تهران آمدند

۱۳-مرحوم غلامعلی دهقان،محل کارکارخانه آدامس خروس نشان،همسر چناری،ودارای
همسروفرزندبودند که به تهران آمدند
۱۴-مرحوم حاج فرج الله قاسمی،محل خدمت دانشگاه ملی،همسرآباده ای اصلیت همسرچناری،دارای همسر وفرزند بودند که به تهران آمدند
۱۵-مرحوم علی غفاری،شغل باغبانی در آلوئک جاده خراسان،همسراقلیدی،دارای همسر وفرزند بودند که به تهران آمدند
۱۶-آقامیرزا رجایی محل خدمت تیمارستان،همسرچناری،دارای همسر بوده که به تهران آمدند
۱۷-مرحوم عباسعلی باقری،محل خدمت در تهران اداره برق،همسرچناری،ایشان نیز دارای همسر بودند که به تهران آمدند
۱۸-موحوم سیدرسول طائفی،محل خدمت در تهران،بیمارستان،سپس به اصفهان برگشت ودر اصفهان نیزدربیمارستان مشغول به کارشد،همسرچناری
۱۹-سیدجلیل طباطبائی،شغل درتهران آزاد،همسرچناری
۲۰-سیدجمال طباطبائی شغل درتهران بیمارستان،همسراول یزدی،که در اثرتصادف به رحمت خدارفت،همسر دوم اقلیدی،اصلیت چناری
۲۱-مرحوم علی اصغررستگار،محل خدمت وزارت امورخارجه،همسرچناری،درتهران ازدواج کردند
۲۲-حاج محمدباقری،محل خدمت تیمارستان،همسرتهرانی،درتهران ازدواج کردند
۲۳-حاج جمشید رستگار،محل خدمت بانک صادرات،همسرچناری،فکرمیکنم مجرد بود که به تهران آمد،سپس ازچنارهمسراختیار کرد
۲۳-محمدعلی داودی فر شغل ابتدا آهنگر،جوشکار،وبعدشرکت سایپا،مجرد بود که به تهران آمد،درتهران ازدواج کرد،همسر چناری
۲۵-مرحوم بهرام دهقان،محل خدمت ارتش،مجرد بود که به تهران آمد،در تهران ازدواج کرد،همسرتهرانی،
۲۶-مرحوم عبدالله دهقان،محل خدمت سازمان شهرو روستا،همسر تهرانی
۲۷-سیاوش قاعدی،محل خدمت بانک صادرات،مجرد بودند که به تهران آمدند،بعدا همسرازآباده اختیار کردند
۲۸-مرحوم غلامحسین رجائی،محل خدمت وزارت کشور،همسر چناری،در تهران ازدواج کرده
۲۹-غلامرضا رجائی،شغل آزاد،همسر تهرانی،اصلیت چناری،درتهران ازدواج کردند
۳۰-مرحوم ذبیح الله رجائی فرزند عباسعلی،شغل ،تیمارستان،وبیمارستان اختر،همسرتهرانی،درتهران ازدواج کردند
۳۱-عبدالستار داودی،محل کارکارخانه نوشابه اسو،همسرتهرانی غریبه
۳۲-جمشیدصبوری،محل خدمت ارتش،همسرتهرانی،غریبه
۳۳-کیومرث صبوری،محل خدمت نمی دانم،همسرتهرانی،درتهران ازدواج کرده
۳۴-هوشنگ انتظاری،محل خدمت سازمان بازرسی،همسرآباده ای
۳۵-اصغرانتظاری،محل خدمت سازمان صدا وسیما،همسرتهرانی
۳۶-دکترعبدالحمید انتظاری،شغل پزشک .جراح زنان وزایمان،همسرتهرانی
۳۷-اکبرمهرکی،شغل کارخانه کفش ملی،همسرچناری
۳۸-مرحوم غلامعلی مریخ،محل خدمت دانشگاه تهران،همسر تهرانی،ایشان نیزدرتهران ازدواج کردند،،این افراد ازسنه ۱۳۳۵به بعدتا قبل از۱۳۴۰به آمدند

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

واما گروه سوم،دسته گروه سومی که به تهران آمدندهمه نوجوان و جوان بودند و اینان از سال۱۳۳۵به بعد و به تدریج تا سال۱۳۵۰وارد تهران شدند

 

۱-ستوده رحمانی
۲-سروش رحمانی
۳-حسین رحمانی
۴-عبدالحسین داودی
۵-عباسعلی دهقان
۶-محمدتقی دهقان
۷-مرحوم عطاالله کنعانی
۸-غلامحسین داودی(خودم)
۹-حاج ذبیح الله مشفق
۱۰-حاج قدرت الله مشفق
۱۱-حاج عزت الله مشفق
۱۲-حبیب مشفق
۱۳-محمدخیراندیش
۱۴-‌محمدتقی صادقی
۱۵-منوچهررستگار
۱۶-سیدکریم طباطبائی
۱۷-مرحوم محمد قاسم دهقان
۱۸-مرحوم محمدحسن دهقان
۱۹-احمدزرین کلاه
۲۰-ضیاءزرین کلاه
۲۱مرحوم غلامرضاشمس
۲۲-سهراب رجائی
۲۳-علی دهقان 
اینان آخرین افرادی بودند که به تهران آمدند و بعد از اینکه درتهران ساکن شدند و سر و سامان گرفتند همه صاحب همسر و فرزند شدند

 

تاریخچه شرکت تعاونی

 

 

ازمجموع ۱۰۴ نفری که به عنوان گروه اول گفتیم به تدریج در آنزمان ها به تهران آمدند،فقط تعداد محدودی در تشکیل هیئت و تاسیس شرکت نقش اساسی داشتتد،ابتدا تعداد انگشت شماری بودند که این تشکل را به وجود آوردند،اینان ابتدا پیشنهاد تشکیل هیئت را دادند،سپس از گردهمائی خود در شب های جمعه،پیشنهاد تشکیل شرکت داده می شود،لذا مقدمات اولیه فراهم می شود،و اولین جلسه درساعت سه بعد از ظهر روز پنجشنبه مورخ ۴۱/۲/۶در منزل مرحوم حاج محمد رحمانی واقع درخیابان ناهید کوچه افشاری باحضور تعداد۱۰نفر به اسامی زیر تشکیل می گردد،که طبق دفتر موجود در شرکت،این صورت جلسه فاقد امضا افراد حاضر در جلسه می باشد،فقط به نوشتن اسامی افراد در جلسه اکتفا شده،که عین متن صورت جلسه را برای شما می نویسم،لطفا توجه فرمائید،

بسم الله الرحمن الرحیم
دفترتشکیل جلسه شرکت تعاونی محلی رفاه آباده ایهای مقیم تهران
درساعت سه بعد از ظهر روز پنجشنبه ۴۱/۲/۶ششم اردیبهشت ماه یکهزارو سیصد و چهل یک در منزل آقای رحمانی مجمع عمومی راجع به شرکت تعاونی رفاه محلی آباده ایهای مقیم تهران و مواد اساسنامه در حضور شرکا قرائت گردید،و مورد قبول واقع شد،و ضمنا تعداد چهل سهم که عبارت از هرسهم یکصد ریال می باشد فی المجلس فروخته شد و پول آن به صندوق شرکت تحویل وبرای هیئت مدیره شرکت رای گرفته شد،
چهار نفر به اسامی زیر تعیین گردیدند،
۱-آقای منوچهر دهقان به سمت مدیر عامل
۲-آقای محمد رحمانی ،صندوقدار
۳-آقای محمد رجائی،بازرس
۴-آقای جمشید رستگار،تحصیلدار،برای مدت یکسال تعیین گردیدند،وقرار بر این شد چنانچه اشخاصی حاضر شدند که در این شرکت،شرکت نمایند باید صورت جلسه مجمع عمومی و مواد اساسنامه راقابل قبول ومحترم شمارند و سهم خود را از اول فروردین ماه یکهزار و سیصد و چهل و یک به صندوق شرکت به پردازند و تا مدت یکسال سهم فروخته میشود،
۱محمدخان رجائی
۲جمشید رستگار
۳غلامحسین داودی
۴منوچهر دهقان
۵محمدتقی امینی
۶منوچهر عرب شیبانی
۷عبدالله دهقان
۸عباسعلی داودی
۹محمدرحمانی
۱۰ابراهیم دلگرمی،
همانطور که عرض کردم اولین صورت جلسه فاقد امضاء حاضرین در جلسه می باشد

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در بخش قبلی عین متن اولین صورت جلسه اولین مجمع عمومی به نام شرکت تعاونی محلی رفاه را که کلا باحضور ده نفر تشکیل گردیده بود،جهت آگاهی شما نوشتم،ملاحظه فرمودید که در اولین جلسه پس از قرائت اساسنامه شرکت و تصویب آن توسط افراد حاضر،پیشنهاد می شود،هرکس مایل است عضویت شرکت رابپذیرد،می بایست ضمن اینکه کلیه مواد اساسنامه راقبول داشته باشد،از اول فروردین۱۳۴۵ بابت هر یک سهم یکصدریال پرداخت نماید،در آن جلسه از بین ده نفر افراد حاضر فی المجلس مبلغ۴۰۰تومان معادل۴۰۰۰ریال جمع آوری می شود و مبلغ هر یک سهم یکصد ریال تعیین میگردد،بنابراین در اولین جلسه مجمع عمومی۴۰سهم یکصد ریالی به حاضران فروخته میشود،به نظر میرسد اگر هر عضو در طی۱۲ماه سال از قرار هرماه یکصد ریال بابت حق عضویت پرداخته باشد،در پایان یک سال یک هزار و دویست ریال جمعا پرداخته،بنابراین زمانیکه می خواستند شرکت را به ثبت برسانند،ارزش یک سهم از یکصد ریال به یک هزار و دویست ریال افزایش می یابد و هم اکنون که پنجاه وچهار سال از بدو تاسیس شرکت می گذرد،ارزش یک سهم شرکت همان است که در موقع به ثبت رسیدن مشخص گردیده واین موضوع در ماده ۷ اساسنامه فعلی شرکت نیز منعکس گردیده،در این جلسه ۴نفر به عنوان اولین مسئولین شرکت به نام های منوچهردهقان به سمت مدیر عامل،محمدرحمانی به سمت صندوقدار،محمدرجائی به سمت بازرس،وجمشید رستگار به سمت تحصیلدار از بین حاضران برای مدت یکسال تعیین میگردند،که در حقیقت این اولین دور انتخابات شرکت محسوب میشود..

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

بدینوسیله توجه شما راجلب میکنم به متن دومین جلسه هیئت مدیره،
بسم الله الرحمن الرحیم
دفتر تشکیل جلسه ماهیانه شرکت تعاونی محلی رفاه،آباده ایهای مقیم تهران،
در تاریخ۱۳۴۱/۳/۲درمنزل آقای رحمانی هیئت مدیره تشکیل جلسه داده وبه حساب اشخاص رسیدگی ومبلغ جمع آوری شده فروردین و اردیبهشت ماه که بالغ بر۹۶۰۰نه هزار و ششصد ریال تمام بود تحویل صندوقدار شرکت گردید،ضمنا به دفاتر و قبوضات مربوط به شرکت رسیدگی بعمل آمده ونواقصی تا کنون نداشته است،
مدیرعامل منوچهر دهقان،،،صندوقدار محمد رحمانی،،،بازرس محمد رجائی،،،تحصیلدار جمشید رستگار که نامبردگان این صورت جلسه را امضا کردند

 دومین صورت جلسه هیئت مدیره که درتاریخ۴۱/۳/۲تشکیل گردیده که درحقیقت این اولین صورت جلسه رسمی هیئت مدیره محسوب میشود،دراین صورت جلسه اشاره شده بود به کل وجوهی که درفروردین واردیبهشت سال۱۳۴۱جمع آوری گردیده،یعنی تا پایان اردیبهشت ماه ازبین داوطلبان عضویت درشرکت جمعا۹۶۰۰ریال جمع آوری گردیده،
مدت ها بود درجستجوی اولین اساسنامه وآئین نامه شرکت بودم که درسال ۱۳۴۵به چاپ رسیده بود،متاسفانه این اساسنامه وآئین نامه ها به همراه یک سری از اسناد ومدارک قدیمی و اولیه شرکت توسط هیئت مدیره دوره قبل معدوم گردیده بود،حتی یک نسخه از آن باقی نمانده بود،وقتی تصمیم به گشایش این وبلاگ را گرفتم،خیلی دوست داشتم.که ای کاش یک نسخه از آن اساسنامه وآئین نامه را داشتم تا در اختیار اعضای شرکت قرار دهم،امروز که بعد از چند روز با چند نفر اعضاء در دفترشرکت قرار داشتم تا برگ سهام جدید آنها را در اختیارشان قرار دهم،خانم هوریه رجامند دختر مرحومه خانم صغری باقری وقتی مراجعه کردند،به همراه برگ سهام های قدیمی،دو جلد اساسنامه و آئین نامه ای که من مدت ها به دنبالش بودند با خود آوردند،به نظر میرسد که در آنزمان احتمالا به تعداد اعضاء از هر کدام یک نسخه به چاپ رسیده چون در پشت جلد هر کدام نام عضو و شماره عضویت نوشته شده بود،بنابراین احتمال اینکه اکثر اعضاء هر کدام یک نسخه درمنزل داشته باشند زیاد است،
من در بخش اساسنامه و آیین نامه لازم میدانم که کلیه متن اساسنامه وآئین نامه سال ۱۳۴۵را به استحضارشما عزیزان بنویسم...

 

شکل گیری هیئت

در این بخش چگونگی شکل گیری هیئت آباده ایها را توضیح خواهیم داد:

چناریهای مهاجر به تهران همگی همدیگر را می شناختند و به هم وابسته یا فامیل بودند در نتیجه با همدیگر در ارتباط بودند و برای شب نشینی به خانه یکدیگر میرفتند و چه صفایی داشت زندگی کردن در یک اتاق بدون دغدغه،بی آلایش و بدون تشریفات همه خانواده در یک اتاق زندگی میکردند،در ایام نوروز همه چناریها به دید و بازدید هم میرفتند،در همان اتاق صبح یک سفره پهن میکردند،یک گوشه سفره تنگ ماهی قرمز و سبزه نوروزی،سایر مخلفات سفره هفت سین و در میان سفره شیرینی و آجیل و تنقلات چناری از جمله کشمش،هُلباله،برگه هلو و شفتالو و از همه مهمتر حلوا خشکه که از چنار براشون درست میکردند و می فرستادند،بساط چای درهمین اتاق بود وسایل پخت و پزشان یک چراغ والور نفتی یا چراغ گردسوز بود،با همان چراغ والور اتاق در زمستان گرم میکردند و غذا می پختند،
کم کم این رفت و آمدها موجب شد تا اینکه تصمیم گرفتند هیئتی تشکیل دهند،من بیاد دارم خدا رحمت کند عبدالعلی رستگار مغازه بقالی کوچکی در ملک مسکونی خود ساخته بود و بعد از ظهرها که چناریها از سر کار می آمدند جلو مغازه عبدالعلی پاتوق یک عده از چناریها بود.ساعت ها دور هم جمع می شدند،بالاخره بعد از اینکه تصمیم گرفتند هیئت تشکیل دهند این کار را از منزل حسین آقا رزاقی شوهر شهربانو خانم خاکباز که پائین تر از مسجد رحمانی خانه داشت شروع کردند،مدتی شب های جمعه در منزل ایشان بودند تا اینکه تصمیم گرفتند بصورت سیار هر شب جمعه منزل یک نفر باشند،چند سالی به همین منوال فقط به شب های جمعه اکتفا کردند تا اینکه تصمیم گرفتند در دهه محرم عزاداری کنند،این تصمیمات تشکیل هیئت و عزاداری دهه محرم بین سال های۱۳۳۰به بعد بوده تا اینکه درسال ۱۳۳۶رسماً پرچمی به نام هیئت عزاداران حسینی آباده ایهای مقیم مرکز تهیه میکنند و عزاداری دهه اول محرم را در منزل علی نازدلگری شروع می کنند و همین هیئت موجب میگردد که تصمیم به تشکیل یک شرکت تعاونی بگیرند،کم کم مقدمات تشکیل شرکت را فراهم میکنند تا اینکه در سال۱۳۴۱ اولین نشست برای شرکت انجام میشود و در این زمان بود که مصداق آیه شریفه تعاونو علی البر راتقوی در بین جماعت چناریها محقق میگردد،

ادامه نوشته

دلایل مهاجرت به تهران


در این بخش دلیل مهاجرت هم ولایتی هایمان از چنار به تهران را مرور کنیم:

 

در آنزمان مردان در همه روستاها به جز کار کشاورزی و کارگری شغل دیگری نداشتند و عمده کار کشاورزی در روستاها نیز بیشتر در فصل بهار و تابستان بود و در اواخر فصل پائیز و فصل زمستان به خصوص آنانکه از خودشان ملک زراعی نداشتند بی کار می شدند و چون هزینه معیشت زندگی برایشان قابل اهمیت بود لذا نمی توانستند بیکار بمانند.بنابراین عده ای تصمیم می گرفتند برای کار به شهرهای بزرگ از جمله تهران روی آورند.ابتدا به طور موقت در همان اواخر پائیز  و زمستان به تهران می آمدند و در شب عید نوروز و با شروع فصل بهار که کار کشاورزی دوباره رونق میگرفت دوباره به چنار بر میگشتند،حال اینان در آنزمان با چه مشکلاتی می آمدند و بر می گشتتد,چه مدت در راه بودند،پیاده می آمدند یاسواره،شب ها را در کجا بیتوته می کردند،چه حوادث و اتفاقاتی ممکن بود در این راه جانشان را تهدید كند،بماند.تازه وقتی به تهران می رسیدند باید همان کار کارگری و کشاورزی را در باغ ها انجام دهند،
همانگونه که در بخش قبلی اشاره کردم ظاهرا برادران خاکباز اولین کسانی بودند که به تهران آمدند و اینان بودند که زمینه مهاجرت سایرین هم ولایتی ها را فراهم ساختند،پس بنابراین اینان که برای کار به تهران می آمدند با آشنائی آن دو برادر می آمدند و اکثرا در همان باغی که در محدوده اکبر آباد بود مشغول کار می شدند و شب ها نیز در همان باغ به سر می بردند تا بتوانند از دستمزدی که روزانه می گیرند پس انداز بیشتری داشته باشند،اینان چندسالی به طور موقت می آمدند و بر می گشتند تا اینکه عده ای تصمیم می گیرند برای همیشه در تهران بمانند و وارد ادارات دولتی شوند.در آنزمان در همین خیابان سینا و همین مکان فعلی هنرستان فنی حدید,بیمارستانی به نام بیمارستان دکتر نوربخش بود که از بیماران روانی نگهداری میکرد.عده ای از چناریها در همین بیمارستان مشغول به کارشدند.من کاملا به خاطر دارم که تا اوایل دهه۱۳۴۰هنوز آن بیمارستان در همین مکان بود و بعد ها با ساخت بیمارستان روانی رازی در ورامین این بیمارستان به آنجا منتقل گردید و تعداد زیادی از چناریها در بیمارستان امین آباد کار کردند و از همان جا باز نشسته شدند،و عده ای نیز در اداره دخانیات آنزمان مشغول به کار شدند،بنابراین کلیه چناریهائی که آنزمان به تهران آمدند متاسفانه محدوده اکبر آباد و هفت چنار را برای سکونت بر گزیدند،در حالی که اگر آنان از ابتدا یکی از مناطق شمال شهر تهران را برای زندگی انتخاب می کردند شاید امروز همه چناریها شمال شهرنشین بودند و شاید همین شرکت تعاونی امروز شما مثلا سرپل تجریش بود.بڱذریم،در آنزمان هنوز باغ های زیادی در تهران وجود داشت از جمله در همین محدوده باغ شازده،باغ اعتماد،باغ زعیم ،که باغ زعیم حدودا ده,پانزده سال قبل به منازل مسکونی تبدیل شد،در اواخر دهه۱۳۳۰هنوز همین خیابان حسام الدین فاقد آب لوله کشی بود و آب مصرفی ساکنین این منطقه با آب قنات بود،قناتی به نام آب بیرونک از شمال شهر به این منطقه می آمد.روزها در باغ ها مورد بهره برداری قرار میگرفت و شب ها هر شب نوبت یک محل بود،ساکنین جوی های خیابان راتمیز میکردند و به نوبت آب انبار و حوض خانه هایشان را پر می کردند و تا یک هفته باید آب ذخیره داشته باشند تا مجددا نوبت آب محل شود.من کاملا به خاطر دارم انتهای خیابان حسام السلطنه و اطراف امام زاده عبدالله همه زمین ها زیرکشت سبزیجات و یونجه بود و خیابان سی متری جی و پادگان جی باغ بزرگی بود که در دهه۱۳۴۰هنوز در اجاره مرحوم آقاجان داودی بود،به هرحال عده ای از چناریها در همین محدوده هفت چنارخانه ساختند و یا اجاره نشین شدند،عده ای دیگر نیز بعداز خرد شدن باغ برادران خاکباز از ملک همان باغ قطعه زمینی خریدند و در همان جا خانه ساختتد،کسانیکه از باغ اکبر آباد زمین گرفتند و در آنجا خانه ساختند.مرحوم حسین باقری.پدر مرحومه صغری خانم زن آخلیل رجامند،که به حسین آخوند معروف بود،مرحوم حاج محمد رحمانی،مرحوم عبدالعلی رستگار که خانه اش درست جنب مسجد رحمانی بود و هم اکنون ملک خانه عبدالعلی به مسجد رحمانی فروخته شده،مرحوم حسن رجائی فرزند مش رضا،مرحوم حاج ابراهیم باقری،مرحوم میرزمندلی کنعانی،مرحوم حسن کنعانی،و از جمله مرتضی خاکباز،و هر سه دختران خاکباز که در ملک پدریشان ابتدا خانه ساختند،و بدین صورت کم کم به جماعت مهاجرین افزوده شد،،،

 

خوب بعد از اینکه تهران را برای سکونت انتخاب کردند آنهائی که زن و فرزندانشان در چنار بود بعد از آنکه جا و مکانی برای خود مهیا کردند زن و بچه های خود را به تهران آوردند و آنان که مجرد بودند یا از همین تهران زن گرفتند یا رفتند از همان چنار زن گرفتند و به تهران آوردند و بدین صورت سال به سال به جمعیت چناریها افزوده شد .

 

 

برادران خاکباز و دیگران

 

دو برادر به نام های حسن و باقر خاکباز در آن زمان ها به تهران می آیند و در محله اکبر آباد تهران همین محدوده خیابان سینای فعلی باغی راخریداری میکنند.

هنوز درمانگاهی به نام درمانگاه اکبر آباد در خیابان سینا پذیرای بیماران می باشد،محدوده این باغ از حدفاصل خیابان نواب تا خیابان ناهید که مسجد رحمانی در آن واقع است٫و ادامه باغ تا خیابان مقتدری میباشد.در مورد حسن خاکباز که بعدها به حاج حسن معروف می شود هیچ نمیدانم اما در مورد باقر خاکباز می دانم که ایشان دارای پنج فرزند٫دو پسر به نام های داودخان خاکباز و مرتضی خاکباز،و سه دختر به نام های صدیقه٫سکینه٫و شهربانو داشته و مادر این فرزندان هاجر خانم نام داشته٫قبل از اینکه باغ اکبر آباد تبدیل به خانه مسکونی شود٫حدودا دهه ۱۳۲۰به بعد چندسالی به اجاره میرزمندلی و حسن کنعانی این دو برادر در می آید و نهایتا این باغ دربین سالهای ۱۳۲۵الی۱۳۳۰به کلی به خانه های مسکونی تبدیل میشود و ظاهرا حاج داود خاکباز باغ دیگری در محدوده خیابان کمیل فعلی و جیحون که در آنزمان به چال خاکی معروف بوده خریداری می کند که آن باغ نیز پس از مدتی تبدیل به خانه های مسکونی می گردد و حاج داود خاکباز در محدوده  خیابان حاج کاظم فعلی در همان ملک برای خودش خانه ای بنا میکند و تا دهه ۱۳۶۰ در همان خانه ساکن بود،من بیاد دارم که سالها در شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان کارگران گاو داری و زراعی و عده ای از همسایگان محل و از جمله هیئت چناری ها را به افطاری دعوت می کرد،،،

 

حاج داود خاکباز به خوبی میدانست که از دارایی که از پدر به او به ارث رسیده و از فروش باغ ها به دست آورده چگونه استفاده کند،ایشان در وصفنار تهران دامداری بزرگی دایر کرد و زمانی یکی از بزرگترین گاوداران تهران بود و به همین دلیل ایشان را به عنوان مدیر عامل گاوداری های تهران انتخاب کردند.حاج داود خاکباز بیمارستان یا درمانگاهی را درجنوب غربی تهران دایر کرد و در اختیار وزارت بهداشت و درمان قرار داد.ضمنا ایشان صاحب پاساژ تجاری بزرگی در امام زاده حسن تهران نیز می باشد،زمین های زراعی زیادی در وصفنار خریداری کرده بود و علوفه دام هایش را نیز خودش تامین می کرد،ایشان در حالی که می توانست کمکی به  همشریان خود بکند(مثلا یک حسینیه برای هیئت چناریها بسازد)متاسفانه به هم ولایتی خودش کمکی نکرد،و اما برادرش مرتضی آدم خوش گذرانی بود،سالها خانه اش درهمین محدوده خیابان سینا بود،دارای دو همسر بود و برای خودش نمایشگاه اتومبیلی در خیابان بهبودی داشت و با همین شغل سرگرم بود،از یکی از خواهران به نام صدیقه چیزی نمی دانم،ولی  سکینه خانم شنیده بودم صاحب فرزند نشده و دختری را تحت سرپرستی خود گرفته و بزرگ کرده،شهربانو خانم به همسری مردی به نام حسین رزاقی در می آید،و تا اواخر دهه ۱۳۶۰ به خاطر دارم که درهمین محدوده خیابان ناهید زندگی می کردند،خوب این بود مختصری از زندگی نامه خانواده خاکبازها،که قبلا گفتم راه مهاجرت اکثر چناری ها را در آنزمان هموار کردند

 

چون قراراست در این وبلاگ من به نحوه چگونگی به وجود آمدن شرکت و عملکرد پنجاه ساله آن به اختصار توضیح دهم،گاهی لازم می دانم گذری به تونل زمان بزنم و یاد کنم بزرگان و پیشکسوتان خودمان را چون این عزیزان نباید هرگز از ذهن ما فراموش شوند،ما وارثین این عزیزان بزرگوار هستیم،باید یاد وخاطره آنها رابرای همیشه در ذهن خود نگاه داریم.و فراموش نکنیم آنها بودند که ما هستیم.و این یادگار به یاد مانده از این عزیزان را اگر چه هیچ ارزش مادی ندارد.اما به ارزش معنوی آن فکر کنیم،همین که سالی یکبار به دور هم جمع می شویم.یکدیگر را ملاقات می کنیم.از حال یکدیگر با خبر می شویم،ودر جمع یاد آن عزیزان را گرامی می داریم،این ارزش معنوی را قدر بدانیم،و یاد وخاطره آن عزیزان را برای همیشه در ذهن خود نگاه داریم،بنابراین در این بخش از مطالب مروری داشته باشیم به نحوه مهاجرت چناریها از دیر زمان تا کنون،
چناریها از دیر زمان تاکنون در سه مرحله و در هر مرحله به تدریج یکی پس از دیگری به تهران آمدند و تهران را برای سکونت دائم برگزیدند،دسته اول یا گروه اول کسانی بودند که مهاجرتشان از قبل از دهه ۱۳۰۰شروع شد و تا دهه۱۳۳۰به تدریج ادامه داشت،این گروه بیشترشان دارای همسر و فرزند بودند و بدلیل عدم تامین معیشت زندگی راهی تهران شدند،آنانکه دارای همسر و فرزند بودند پس از آنکه در تهران کاری برای خود پیدا کردند. جا و مکانی مهیا کردند،همسر و فرزندان خود را به تهران آوردند،عده ای از این عزیزان قبل از دهه۱۳۰۰و بقیه به تدریج تا دهه۱۳۳۰ در تهران ساکن شدند،و آن عده از این عزیزان نیز که مجرد بودند و در آنزمان به تهران آمده بودند،یا از همین تهران همسر اختیار کردند،و یا رفتتد از چنار زن گرفتند و تهران آوردند،بنابراین آنهائی که در تشکیل هیئت و این شرکت نقش اساسی داشتند همین گروه دسته اولی ها بودند،که در بخش قبلی به اختصار نوشتم و اما در این بخش میخواهم آن عزیزان را با نام و شغلی که در تهران داشتند بنویسم،و اگر شما جوانانی که امروز عضو شرکت هستید و جایگزین آن عزیزان شدید و هم اکنون عضو این کانال هستید حوصله به خرج بدید ومطالب را بادقت مرور کنید فکر می کنم برای شما این خاطرات جالب باشد،
وامادسته دوم یا گروه دومی که چنار را ترک کردند و تهران را برای سکونت انتخاب کردند،اینان بیشتر بین سالهای۱۳۳۰تا ۱۳۳۵به تدریج به تهران آمدند،اینان جوان تر از گروه اولی ها بودند و اکثرا مجرد بودند،گروه اول راه را برای اینان هموار کردند و این گروه به دلیل آشنایی ـ فامیلی و وابستگی به دسته اول به تهران آمدند و هرکدام وقتی به تهران می آمدند به منزل بستگان خود می رفتند،در بین دسته دوم تعداد محدودی دارای همسر و فرزند بودند،بیشتر آنها مجرد بودند و بعدها همسر اختیار کردند،
واما گروه سوم،دسته گروه سومی که به تهران آمدندهمه نو جوان و جوان بودند و اینان از سال۱۳۳۵به بعد و به تدریج تا سال۱۳۵۰وارد تهران شدند و بدین صورت جماعت چناریها در تهران رو به افزایش رفت،و می دانید که سال هاست کسی روستا را ترک نمی کند و امروزه درسایر روستا ها به خصوص زادگاه خودمان چنار زندگی به مراتب سهل تر از زندگی شهری است،چون در روستاها به لطف خدای بزرگ امروزه آب لوله کشی،برق،گاز،تلفن،موبایل،آسفالت و همه امکانات شهری وجود دارد،ضمن اینکه آنها از هوای سالم،غذای طبیعی،و نبود ترافیک و سایر مشکلاتی که امروز ما مردم شهرنشین با آن دست به گریبانیم،آنها این مشکلات را ندارند،و چه بسا افراد زیادی از شهرنشینان در حال مهاجرت به روستاها هستند،تا چند صباحی زندگی آرام و بی دغدغه ای را در آن هوای بی دود و دم را داشته باشند،
خوب منتظر ادامه این بخش باشید
تا نام عزیزان هرسه گروه را با نوع شغلی که در تهران داشتند برایتان بنویسم،